حسینیه آیت الله حق‌شناس(ره) - چگونه آسوده‌تر زندگی کنیم؟/ -ج6 | پاسخ به یک شبهۀ فراگیر/ چرا زندگی بعضی‌ها آسوده‌تر است؟​

بیان‌ها :: متن بیان‌ها :: اخلاق و معنویت
اشتراک‌گذاری:
حسینیه آیت الله حق‌شناس(ره) - چگونه آسوده‌تر زندگی کنیم؟/ -ج6 | پاسخ به یک شبهۀ فراگیر/ چرا زندگی بعضی‌ها آسوده‌تر است؟​
حسینیه آیت الله حق‌شناس(ره) - چگونه آسوده‌تر زندگی کنیم؟/ -ج6

دنبالِ مقصر بودن، چیزی از رنجت نمی‌کاهد/ حکمت رنج‌ها و مشکلات پی‌درپی چیست؟

شناسنامه:

یکی از عواملِ نداشتن آسودگی این است که برای رنج‌هایمان دنبال مقصر باشیم/ امام عسکری(ع): هیچ بلیّه‌ای نیست مگر اینکه نعمتی در آن هست/ کسی که در رنج و مشکل از تعادل خارج شود، نمی‌تواند اقدامات اولیه برای رفع مشکل را انجام دهد/ زن‌ها از نظر روابط اجتماعی دو تکلیف مهم دارند: حجاب و کنترل زبان که به مبالغه‌گویی در منفی‌بافی باز نشود/ وقتی انسان پشت سر هم مشکل ببیند فضائلش رو می‌آید/ چرا سربازهای آمریکایی که به جنگ رفتند، دیوانه شدند، ولی بچه‌های ما آرام‌تر و مهربان‌تر شدند؟

در ادامه بخش‌هایی از ششمین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در حسینیه آیت الله حق‌شناس(ره) با موضوع «چگونه آسوده‌تر زندگی کنیم؟» را به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بیان معنوی می‌خوانید:

  • این‌طور نیست که اگر آدم برای تقرب به خدا، باید به زندگی عادی و مادی خود بی‌اعتنا باشد! تا آنجا که می‌توانیم باید راحتی را برای خودمان فراهم کنیم، البته در دنیای ما به‌دست‌آوردنِ آسودگی مقداری پیچیده است، ولی دین می‌تواند بهترین کمک باشد.
  • برای آسودگی باید بدانیم که در دنیا رنج قطعی است، آسودگی علاوه بر آگاهی به فکر هم نیاز دارد، از امام عسگری‌(ع) می‌فرماید: هیچ بلیّه‌ای نیست مگر اینکه در آن نعمتی هست(تحف‌العقول/۴۸۹) فهم این مطلب، فکر می‌خواهد.
  • یکی از عوامل نداشتن آسودگی این است که برای رنج‌ها مقصر پیدا کنیم؛ به‌ویژه اگر مقصر دم دست‌مان باشد و بتوانیم بر سرش فریاد بکشیم، بتوانیم از او انتقام بگیریم.
  • صدام ملعون جنگ را راه انداخت و ۲۰۰هزار نفر را به‌ شهادت رساند اما شما نباید نگاه‌تان را از خدا بردارید! این تعلیم امام(ره) برای ماست که فرمود: «جنگ از الطاف خفیۀ الهی بود»
  • ممکن است اطرافیان ما یا شرایط بد اجتماعی یا مدیریتی، موجب اذیت و ناراحتی ما شوند، برای رفع آن باید تلاش کنیم ولی نه با به‌هم‌ریختگی! کسی که از تعادل خارج شود اقدامات اولیه برای رفع مشکل را هم نمی‌تواند انجام دهد.
  • اگر یک دزد، اموال شما را دزدید، قبل از اینکه به‌هم بریزی، حواست باشد که این اتفاق، از بالا دارد مدیریت می‌شود! اول آرامشت را حفظ کن، و بعد، اقدام لازم را انجام بده.
  • خوارج ضربۀ شدیدی به حکومت امیرالمومنین(ع) زدند، اما وقتی از حضرت پرسیدند: اینها کافر، منافق یا اهل دنیا بودند؟ فرمود: نه؛ اگر جنگ می‌شد بهترین جنگ‌جویان سپاه اسلام بودند! پس چه بودند؟ فرمود: اشتباه کردند! حضرت آرامش خود را حفظ کرد!
  • یکی از تکالیف مهم زن‌ها از نظر روابط اجتماعی، کنترل زبان است که به مبالغه‌گویی در منفی‌بافی باز نشود! طبق روایت، خیلی از خانم‌ها وقتی از شوهرشان ناراحت می‌شوند، می‌گویند من اصلاً از تو خیری ندیدم! خدا خیلی از این ناسپاسی خانم‌ها بدش می‌آید! زن‌ها هم اکثراً نمی‌دانند که اتفاق خیلی مهمی افتاده، می‌گویند: حالا یک‌چیزی گفتیم!
  • مقصر رنج‌های ما کیست؟ گاهی خود آدم مقصر است، گاهی، یک کسی مقصر است ولی زیاد تقصیر ندارد. گاهی هم طرف عامدانه و ظالمانه، به شما ضربه‌ای زده، ولی بگو: اگر خدا نمی‌خواست، او نمی‌توانست کاری بکند! یعنی اگر یک جایی، رنجت به کسی ربط دارد، اول به خدا ربط بده! یعنی خدا خواسته، به‌واسطۀ او به تو رنج دهد!
  • یکی از فلسفه‌های رنج این است که خوبی‌ها و فضائل انسان، با رنج‌های پیاپی آشکار می‌شود،علی(ع) می‌فرماید: «عِنْدَ تَعَاقُبِ الشَّدَائِدِ تَظْهَرُ فَضَائِلُ الْإِنْسَان‏» (غررالحکم) شما از مشکلات عادی زندگی می‌توانید نور به‌دست بیاورید؛ از رنجِ کارکردن، رنجِ بدهکاری، رنجِ نامردی، رنجِ قدرناشناسی، رنج خیانت! فلسفه‌ رنج را بفهم و با رنج‌هایی که پیش می‌آید، به‌زیبایی برخورد کن! 
  • وقتی کار سخت شد، لبخند بزن. با خدا مناجات کن و بگو خدایا مخلصانه بود؟ من مال تو هستم؟ این‌قدر مرا دوست داری؟ خدایا تو خیلی لطف داری. اگر مناجات کنی، حالت بهتر می‌شود.
  • وقتی انسان پشت سر هم مشکل ببیند فضائلش رو می‌آید! روز عاشورا هرچه به عصر نزدیک‌تر می‌شد، صورت امام حسین گُل می‌انداخت! ایشان و جمعی از خواص ایشان سرزنده‌تر و بانشاط‌تر می‌شدند؛ چون به زیبایی رنج‌ها را تحمل می‌کردند.
  • سربازهای آمریکایی رفتند جنگ، دیوانه شدند، وحشی شدند، مریض شدند! ولی بچه‌های ما وقتی از جنگ برمی‌گشتند باصفاتر، آرام‌تر و مهربان‌تر می‌شدند، چون با رنج ارتباط خوبی برقرار می‌کردند، آرامش داشتند.
  • چرا شهید حججی این‌قدر به دلِ مردم نشست؟ یک احتمالش این است که صفای باطن ایشان این اثر را ایجاد کرد، با آن شدائد و سختی‌ها، خوب برخورد کرد! دنبال مقصر نبود؛ در اوج مدهوشی، مست عشق‌بازی با مولای خودش بود.

بازخورد شما در مورد این مطلب

نظرات، پیشنهادات یا انتقادات خود را درباره این مطلب با ما در میان بگذارید.

مطالب مرتبط

خانهسخنرانیویدیوهاکتاب‌هابرنامه سخنرانی‌ها