عشق ناپایدار به امام زمان(ع)

دیدگاه‌ها :: قطعات :: خاطرات
اشتراک‌گذاری:

عشق ناپایدار به امام زمان(ع)

منبع:

انس با قرآن -بوستان کتاب پاسداران -1387/07/05 

متن خاطره:

یک کسی بود که خیلی خودش را برای امام زمان(ع) می‌کُشت. پیش من آمده بود و می‌گفت: حاج آقا! من از شدّت عشق و محبت به مولا، دیگر تحمل ندارم و طاقتم تمام شده است!

به او نگاهی کردم و گفتم: ازدواج کرده‌ای؟

گفت: نه!

گفتم: ازدواج کن درست می‌شود!

آن جوان خیلی ناراحت شد، لابد گفته: یعنی چه؟! من دارم از محبّت به آقا امام زمان(ع) حرف می‌زنم و اینکه چقدر بی‌تاب حضرت شده‌ام، آن‌وقت شما می‌گویید: اگر ازدواج کنم درست می‌شود!

بعد از چند سال دوباره آن جوان را دیدم؛ خیلی آرام بود و دیگر در چهره‌اش اضطرار دیده نمی‌شد. به او گفتم: فلانی ازدواج کردی؟ گفت بله! گفتم درست شدی؟! تازه یادش افتاد که من دارم راجع به چه موضوعی، صحبت می‌کنم. گفت: بله، حاج آقا! درست شد.»

بازخورد شما در مورد این مطلب

نظرات، پیشنهادات یا انتقادات خود را درباره این مطلب با ما در میان بگذارید.

مطالب مرتبط

خانهویدیوهاکتاب‌هابرنامه سخنرانی‌هامتن سخنرانی