تصور کنید یک کسی دارد برای کنکور درس میخواند...حالا او با اکراه، مشغول درس خواندن شود و هر چند دقیقه یکبار مُشتی روی کتابهایش بکوبد و با ناراحتی بگوید: «این درس خواندن هم که تمام نمیشود؟!» آیا دانشمند مفیدی خواهد شد؟ بعضیها با زندگی خودشان همینطوری برخورد میکنند. انگار ناراحت هستند که خدا آنها را در بستر این زندگی آفریده است!
بنده یک پیشنهاد جدی و اساسی دارم؛ اینکه بیایید مشکلات معنوی، اخلاقی و روحی و روانی خودمان را بررسی کنیم، و همۀ این مشکلات را با درک حقیقت حیات، با درک معنای زندگی و با درک تعریف دقیق زندگی حل کنیم. بنده تصور میکنم اگر آدم بخواهد مشکلات خودش را با معاد حل کند، ولی قبل از آن مشکلاتش را با درک همین حیات دنیایی حل نکرده باشد، کارش دشوار است.
نشاط دائم برای کسی است که هر لحظه و در هر صحنه میداند از کدامیک از اسماء پروردگار متعال استفاده کند. ذکر دائم نشاط دائم میآورد و غفلت، اندوهآور است. برای هر رنج ما و برای هر نیاز ما، اسمی از اسماء خدا مداوا کننده و آرامشبخش است. دعای جوشن کبیر مخزن اسماء الهی است.
اگر شیطان بتواند هر یک از این عناصر کلیدی در تعریف زندگی را از توجه ما خارج کند، میتواند ما را فریب دهد و دچار اشتباه کند. گمراهی انسان از اینجا شروع میشود که شیطان انسان را نسبت به متن زندگی دچار اشتباه میکند؛ نه نسبت به هدف زندگی؛ مثلاً اگر ما فکر کنیم که میتوانیم طوری زندگی کنیم که دیگر در آن تلاش و مبارزه نباشد؛ خُب این اشتباه است. شیطان همینجا آدم را به اشتباه میاندازد و دچار خیالپردازی میکند. در این صورت ما را نابود کرده و دیگر هیچ دینی هم شاید نتواند ما را نجاتمان دهد.