۰۰/۱۰/۱۱ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ تصویری | چرا حاج قاسم می‌توانست در دل خطر حضور پیدا کند و به سلامت برگردد؟

شناسنامه

 

متن:

اخلاص مقدرات طبیعی اطراف آدم را تغییر می‌دهد. آدم مخلص خیلی از بلاها سرش نمی‌آید.

 یک نفر آمد پیش امام هادی(ع)، گفت آقا می‌گویند بعضی روزها سفر نروید، مسافرت می‌خواهید بروید بعضی روزها بروید، یک آداب و آئینی دارد. کدام روزها سفر برویم کدام روزها سفر نرویم؟ آقا یک دفعه‌ای حرف آخر را زدند، فرمودند ببین! اگر کسی شیعۀ ما باشد و مخلص ما باشد، اگر برود توی اعماق دریا صدمه نمی‌خورد؛ برود توی بیابان بین درنده‌ها صدمه نمی‌خورد؛ دشمن جنّ و انس بشود اطرافش صدمه نخواهد خورد؛ «لأمِنوا مِن مَخاوِفِهِم بولایَتِهِم لَنا»؛ به‌خاطر ولایت ما در امان خواهد بود. «فثِق بالله»، به خدا پس مطمئن باش، «و أخلِص فِی الوِلاء لأئِمَّتِک»؛ مخلص در ولایت برای ائمه باش، «و تَوَجَّه حیثُ شِئتَ و اقصِد ما شِئتَ»؛ هر موقع خواستی برو سفر، هر جا خواستی برو. این حرف‌ها چیست؟

آیا آدم مخلص از این دنیا نمی‌رود؟ چرا، از این دنیا می‌رود. ولی شما می‌دانید همین آقای سردار سلیمانی چرا می‌رفت توی خطر؟ چرا طوری‌اش نمی‌شد؟ چرا کارهایش پیش می‌رفت؟ بابا! تمام دنیا دنبال این بود ایشان موفق نشود! بعد موفق می‌شد. تمام جهان کنترل می‌کند این موفق نشود، موفق می‌شد و عین خیالش هم نبود می‌دیدی که روی خاکریز داشت راه می‌رفت. آقا بیا پایین تو رو خدا! تمام تیراندازهای دنیا دنبال تو هستند! خطری نیست بگذار برویم. هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. و بعد درست هم درمی‌آمد حرفش.

 رفقا اگر کسی مخلصانه کار کند خیلی از بدبختی‌ها سراغش نمی‌آید.  البته یک سری بلاها سراغش می‌آید؛ آن بلاها ملس است. می‌توانی حرف امام هادی(ع) را قبول کنی؟ مخلص باشی توی دل بلا برو هیچ طوریت نمی‌شود. آقا پس هیچ بلایی نمی‌آید؟! چرا یک بلاهایی می‌آمد آن بلاها فرق می‌کند با این بلاها! آن بلاها خودش یک لطفی دارد، یک چیز دیگر است! مثلاً شما تصادف بکنی بدنت کوفته بشود با یکی مشتِ مالت بدهد اینها فرق نمی‌کند؟ تصادف بکنی لِه می‌شوی می‌شکنی! داغون می‌شوی! ولی مشت‌مال می‌دهی یک پولی هم به طرف می‌دهی! می‌گویی یک مشتِ مال بده. بلاهایی که برای مخلص‌ها می‌آیند مشتِ مال است! بلا نیست که، نترس! برای مخلص بلا نمی‌آید. امام هادی(ع) گفت. پس مشکلات چی؟ آها! آن مشکلات مخلصین را می‌گویید؟ نه آنها آن که! آن یک مشتِ مال کوچولوی خوب است دیگر! بعضی وقت‌ها اصلاً دردناک هم بشود بهتر است تازه.

 نمی‌خواهد یک دفعه‌ای مثل حضرت آیت‌الله العظمی بهجت مخلصِ مخلصِ مخلصِ مخلص اوه! نمی‌شود. از امروز دیگر من می‌خواهم مخلص باشم. خیلی سخت است. شما این کار را بکن، کارها کوچک به‌خاطر خدا مخلصانه انجام بده. خیلی کوچک نمکی تفریحی. مثلاً یک هوسی می‌آید سراغت، نرو سراغ این هوس به‌خاطر خدا. خدا هم خیلی دقیق است! دقت کردی خدا چقدر دقیق است؟ خدا نگاه می‌کند می‌بیند یک دانه کار کوچولو به‌خاطر خدا انجام دادی، یک دانه گناه به‌خاطر خدا ترک کردی. رفقا، آثارش را می‌بینی. یک کار کوچولو به‌خاطر خدا.

 اخلاص مقدرات طبیعی اطراف آدم را تغییر می‌دهد.

نظرات

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

  • ۶ مرداد ۰۱، ۲۰:۵۱ - مهدیه
    آخ جون
بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...