۹۷/۰۵/۱۵ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ صوتی | مثلث عشقی در روابط زوجین

شناسنامه:

مدت: 3دقیقه |دریافت با کیفیت: [پایین(1MB) | متوسط(3MB) ]

متن:

فیلم عشقی زن و شوهر همدیگر را دوست داشته باشند تا حالا دیدی؟ حالا من یک دانه‌اش را برایت اجرا کنم اینجا از این فیلم‌های عشقی.

آقا امام رضا(ع) نشسته بودند خانۀ کسی از دوستانشان مهمان بودند، روی تخت نشستند و کبوترها جلویشان بودند. آقا داشتند لبخند می‌زدند این کبوترها را نگاه می‌کردند. آن آقا گفتند که عرضه داشتند آقا جان چرا لبخند می‌زنید؟ چی شده؟ فرمود به حرف‌های این دو تا کبوتر دارم می‌خندم. اینها چی می‌گویند مگر به هم؟ فرمود که این کبوتر نر دیدی بغبغو می‌کند دور این کبوتر ماده؟ دارد بهش می‌گوید تو همۀ دنیا عزیزترین کس پیش من تویی بعد از این آقایی که بالا تخت نشسته.

وقتی دو نفر به همدیگر می‌توانند عشق بورزند، این ربطی به دین و ایمان هم ندارد ها! این اصلاً یک بحث انسان‌شناسانه است. وقتی دو نفر می‌توانند به همدیگر عشق بورزند که هر دو عاشق یک کس دیگری باشند که مشترک است. بعد او انانیّت اینها را کشیده باشد، از بین برده باشد. منیّت‌شان را از بین برده باشد. اینها فنا شده باشند در او، بعد به هم علاقه پیدا می‌کنند.

او نمی‌تواند غیر خدا کس دیگر باشد یا اولیاء خدا. چون کس دیگر برای انسان ارزش عاشقی ندارد. دو نفری که برای یکی شدن برای هم می‌شوند. بقیۀ عشق‌ها دروغ است، خالی‌بندی هم حدّی دارد. اگر بنا بود راست باشد الآن ما باید اروپا را سرشار از محبت می‌دیدیم، نه با سگ و گربه اکثراً زندگی کنند. اگر بنا بود راست باشد ترانه‌های عشق دوطرفه یک جوابی می‌داد.

کو پس چرا هیچ‌کی پای هیچ‌کی واینستاد؟ معلوم شد که این عشق نیست. من تو را دوست دارم برای خودم، حاضرم بگویم فدایت بشوم برای خودم. مرده‌شورت را ببرد اگر تو برای من نباشی فلان فلان شده. ببین اینکه، چی داشتی می‌گفتی؟! من دوست دارم فدایت بشوم. می‌گوید من همان‌جوری که به خاطر خودم دوست دارم تو را مرده‌شور تکه‌تکه بشوی الهی. خودم می‌کشمت بخواهی برای من نباشی. من چون تو را دوست دارم برای خودم.

فیلم عشقی چی می‌شود؟ دو تا عاشق همدیگر هستند چرا؟ چون هر دو عاشق یکی دیگر هستند. وقتی دو نفر می‌توانند به همدیگر عشق بورزند که هر دو عاشق یک کس دیگری باشند که مشترک است. بعد او انانیّت اینها را کشیده باشد، از بین برده باشد. منیّت‌شان را از بین برده باشد. اینها فنا شده باشند در او، بعد به هم علاقه پیدا می‌کنند.

 

 

نظرات

۲۳ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۲۸ محسن فرهمند
این روایت رو از کجا میشه پیدا کرد؟ عین روایت رو میخوام

پاسخ:
با سلام و تشکر

بصائر الدرجات عن علیّ بن أبی حمزة: دَخَلَ رَجُلٌ مِن مَوالی أبِی الحَسَنِ علیه السلام فَقالَ:
جُعِلتُ فِداکَ، احِبُّ أن تَتَغَدّى‏ عِندی، فَقامَ أبُو الحَسَنِ علیه السلام حَتّى‏ مَضى‏ مَعَهُ فَدَخَلَ البَیتَ، فَإِذا فِی البَیتِ سَریرٌ، فَقَعَدَ عَلَى السَّریرِ، وتَحتَ السَّریرِ زَوجُ حَمامٍ، فَهَدَرَ الذَّکَرُ عَلَى الانثى‏. وذَهَبَ الرَّجُلُ لِیَحمِلَ الطَّعامَ فَرَجَعَ وأبُو الحَسَنِ علیه السلام یَضحَکُ، فَقالَ: أضحَکَ اللَّهُ سِنَّکَ، مِمَّ ضَحِکتَ؟
فَقالَ: إنَّ هذَا الحَمامَ هَدَرَ عَلى‏ هذِهِ الحَمامَةِ فَقالَ لَها: یا سَکَنی وعِرسی، وَاللَّهِ ما عَلى‏ وَجهِ الأَرضِ أحَدٌ أحَبُّ إلَیَّ مِنکِ، ما خَلا هذَا القاعِدَ عَلَى السَّریرِ، قالَ: قُلتُ:
جُعِلتُ فِداکَ وتَفهَمُ کَلامَ الطَّیرِ؟ فَقالَ: نَعَم، عُلِّمنا مَنطِقَ الطَّیرِ، واوتینا مِن کُلِّ شَی‏ء

بصائر الدرجات- به نقل از على بن ابى حمزه-: مردى از وابستگان امام ابو الحسن [کاظم‏] علیه السلام خدمت ایشان رسید و گفت: فدایت گردم! دوست دارم با من غذا بخورى.
امام ابو الحسن علیه السلام با او به راه افتاد تا به خانه رسیدند. در خانه، تختى بود. امام علیه السلام بر تخت نشست. زیر تخت، یک جفت کبوتر بود. کبوتر نر با ماده بغبغو مى‏کرد. آن مرد براى آوردن طعام، بیرون رفت و وقتى باز گشت، امام علیه السلام را دید که مى‏خندد.
گفت: خداوند بر لب و دندانت خنده بنشاند! براى چه مى‏خندى؟
امام علیه السلام فرمود: «این کبوتر نر براى ماده خود، آواز مى‏خوانْد و به او مى‏گفت: آرام دلم! عروسم! به خدا سوگند، نزد من هیچ کس در زمین، محبوب‏تر از تو نیست، مگر آن که بر این تخت نشسته است».
گفتم: قربانت گردم! مگر تو سخن پرندگان را مى‏فهمى؟
فرمود: «آرى. زبان پرندگان را به ما آموخته‏اند و از هر چیزى بهره‏اى داریم».


 بصائر الدرجات: ص 346 ح 25، مختصر بصائر الدرجات: ص 114، الخرائج والجرائح: ج 2 ص 833 ح 49، بحار الأنوار: ج 48 ص 56 ح 65.

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...