۹۸/۰۵/۰۷ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ تصویری | تربیت فرزند به روش بزرگوارانه

 

متن:

  کریمانه بچه‌هایتان را تربیت کنید. بزرگوارانه بچه‌هایتان را تربیت کنید. هر کی هر خطایی کرد یک کمی بعد مچش را بگیرید، اصلاً نگیرید هم بهتر. آقازادۀ آقای بهجت می‌فرمودند که پدرم چیزی می‌خواست به ما بگوید یک قصه‌ای می‌گفت ما باید از قصه یک کمی فکر می‌کردیم ایشان حالا الآن منظورش چی بود؟ بعضی وقت‌ها چند روز بعد شاید، شاید این را فرمودند، بعد چند روز بعد متوجه شدیم آها! ایشان دارند این را می‌گویند. اصلاً عادت‌شان این بود. تقوا اینها نتیجه‌اش است ها! ببین چقدر خوشگل می‌کند تو رو خدا.

  می‌فرمودند این اواخر عمرشان گاهی از اوقات هی از مرگ خوب آدم‌ها تعریف می‌کردند. بعد ما فهمیدیم که خانواده را داشتند آماده می‌کردند برای مرگ. «مرگ هم چیزی نیست ها! عین خوابیدن است. آدم خسته می‌شود می‌خوابد.» می‌گفت من چون خیلی می‌شناختم دیگر پدر را فهمیدم که دارد خبر رفتن خودش را می‌دهد. اصلاً مستقیم توی کارش نبود. یک قصه‌ای می‌گفت ما باید از قصه یک کمی فکر می‌کردیم ایشان حالا الآن منظورش چی بود؟

  ایشان یک‌بار قصه‌ای فرمودند که فلان عالم بزرگوار با بچه‌اش توی یک اتاق زندگی می‌کردند، بعد از یک مدتی به پسرش گفت می‌خواهید برای اینکه حیایی بین ما باشد یک پرده‌ای وسط اتاق بکشیم؟ قدیمی‌ها چقدر با حیا بودند واقعاً، عجیب است این داستان‌ها. می‌گوید من این داستان را شنیدم و گفتم حالا این چی شد یک دفعه‌ ایشان یاد این داستان افتاد؟ فکر کنم چی می‌خواست به ما بگوید! بعد فکر کردم نیست یک مدتی است من باید توی اتاق حاج آقا به خاطر کسالت‌شان بخوابم، شاید منظورشان این است که من باید پرده بکشم. رفتم یک پرده کشیدم توی اتاق، ایشان مثلاً یک‌بار رفته بودند درس آمدند، گفتم آقا جان پرده من اینجا کشیدم خوب است؟ اعلام رضایت کردند. کار به اینجا می‌کشد.

  چقدر قشنگ است! وای خدای من! چقدر زیباست این‌جوری زندگی کردن. بعد برای اینکه بچه‌ات را آدم حساب بکنی بچه‌ات هر موقع خطا کرد مچش را نگیر. بعد هر موقع هم کار خوب کرد تشویقش نکن. بگذار برود روی پای خودش بایستد. همیشه بهش محبت کن. اِ! بچۀ‌مان را تشویق نکنیم؟! همیشه تشویق کن کلاً. کلاً من برایت بستنی می‌خرم همیشه!

  بزرگوارانه بچه‌هایتان را تربیت کنید. بچه‌هایتان را بزرگ بار بیاورید. از همان بچگی بزرگ باشند. لااله الّا الله! برویم کربلا. آن فرماندۀ یزید ملعون آمد گفت من یک حرفی به شما بزنم من را عذاب نمی‌کنی؟ می‌خواهم از خانوادۀ حسین تعریف کنم. گفت نه بگو. گفت در امان هستم؟ گفت در طول راه ما خیلی بچه‌های حسین را تازیانه زدیم اذیت کردیم. ولی یک‌بار بچه‌های حسین به ما حرف بد نزدند. عجب خانواده‌اش را خوب تربیت کرده. تو هم باید همین روش را با بچه‌ات برخورد کنی! این روش است، یاد بگیر روش را!

 

 

نظرات

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...