از این نیز بگذریم
کافی است تولد و مراحل رشد و تغییرات روحی خود را مرور کنیم، آنگاه میتوانیم پیشبینی کنیم از همۀ اینها که داریم و میخواهیم، عبور خواهیم کرد.
از این نیز بگذریمکافی است تولد و مراحل رشد و تغییرات روحی خود را مرور کنیم، آنگاه میتوانیم پیشبینی کنیم از همۀ اینها که داریم و میخواهیم، عبور خواهیم کرد.
امید و اطمینانخدا ما را دوست دارد. نسبت به ما بیتفاوت نیست. پس هیچگاه ما را در امتحانی قرار نمیدهد که نتوانیم از عهدۀ آن برآییم؛ و ما را در معرض معصیتی قرار نمیدهد که نتوانیم توبه کنیم. ناامیدی از چنین خدایی واقعاً گناه کبیره است. همین امید و اطمینان به محبت خدا و یادآوری آن، رشد دهنده است.
مهمترین نیاز
نیاز ما به امام مهمترین نیاز در ارتباطات انسانی است. نمیشود جای این نیاز را با محبت و رابطۀ دیگری پر کرد. اگر جای امام را در قلبت به دیگری بدهی؛ مقام امام را در قلبت غصب کردهای و هیچگاه از زندگیات لذت کافی و کامل نخواهی برد.
علامت انسان صبور
صبر یعنی در سختیها مقاومت کنی و سختترین قسمت آن این است که بدیهای دیگران را تحمل کنی. علامت وجود صبر این است که در متن سختیها فعال باشی و وظایف روزمرۀ خود را با نشاط انجام دهی.
فرق دنیاگرایی و آخرتگرایی
فرق دنیاگرایی و آخرت گرایی در این است که دنیا را اول میبینی بعداً علاقه پیدا میکنی، ولی آخرت را باید اول علاقه پیدا کنی و بعداً ببینی. حالا چگونه باید ندیده به آخرت علاقه پیدا کنیم؟ راه اصلی آن تفکر است؛ راه دیگرش، از دل بیرون کردن علاقه به دنیای فانی و بیارزش است و راه دیگرش، عمل کردن برای آخرت است.
تمرین ملاقات خدانماز تمرینی برای ملاقات خداست. نماز برای خوبان تجربه ملاقات خدا و برای ما تمنای ملاقات خداست. برای نماز که آماده میشویم...
تمرین ملاقات با خدانماز تمرینی برای ملاقات خداست. نماز برای خوبان تجربه ملاقات خدا و برای ما تمنای ملاقات خداست. برای نماز که آماده...
انسان متعادلدو چیز باید ما را بترساند؛ یکی غضب خدا و دیگری لبخند رضایت شیطان و دو چیز باید ما را امیدوار کند؛ یکی قدرت خدا در محبتش به ما و دیگری ضعف شیطان در دشمنی با ما. اگر این دو نوع ترس و امید در انسان باشد، آدم بسیار قوی و متعادل خواهد شد و بصیرت و معنویت فراوانی هم خواهد یافت.
شرط تعالی انسان
خدا ما را درگیر دنیا میکند؛ بعد میفرماید خود را رها کنید. اگر وارد دنیا نمیشدیم؛ بیرون ماندن و آلوده نشدن راحت بود. ولی این حکم تکوینی و گاهی تشریعی است که باید وارد دنیا شد. بعضیها سعی دارند با ترک بعضی وظایف از صحنۀ درگیر شدن با دنیا فرار کنند. اینها هیچگاه تعالی پیدا نمیکنند.
در کنترل او
خدا به طرز خاصی اصرار دارد اختیار و مدیریت زندگی ما در دست خودش باشد. گاهی از اوقات برنامههای ما را به هم میزند و تدبیر خودش را جایگزین میکند و قطعاً بهتر هم نتیجه میدهد ولی ما دوست داریم پیشبینیهای ما به هم نخورد. هر چه بیشتر به بیاختیاری خود در برابر خدا پی ببریم، موحدتر میشویم.