(تهران، هیئت شهدای گمنام - ماه شعبان - سال94 - 1 جلسه)
ما اگر به خدا مقرب شویم همۀ اوضاع و احوال روحیمان مرتب خواهد شد، چون هر مشکلی داریم به خاطر دوریمان از خداست. رزمندههای دفاع مقدس بهصورت اعجاببرانگیزی این حقیقت را دریافت کرده بودند. وقتی کار جنگ گره میخورد، میرفتند درِ خانۀ خدا، عبادت میکردند، ذکر میگفتند. و وقتی برمیگشتند، گرهها باز میشد. این را باور کرده بودند. منتظر کسی نمیشدند، یکتنه میرفتند در خانۀ خدا و پیوندشان را با خدا برقرار میکردند بعد برمیگشتند و گرهها را باز میکردند.
گشوده شدن زبان مناجات با خدا نیاز به تمرین دارد. تنها حال خوش و محبت به پروردگار نیست که زبان انسان را باز میکند. بعضیها از بس با خدا در خلوت خود حرف نزدهاند، زبان گفتگو با خدا ندارند و نطقشان به مناجات بسته شده است. مطالعۀ ادعیه زبان مناجات را باز میکند.
175 شهید غواص با دستهای بسته آمدهاند تا یک ملت را از بند هر اسارت احتمالی و تحمیلی آزاد کنند.
175 شهید غواص با لبهای تشنه آمدهاند یک ملت را سیراب کنند تا کسی بهخاطر کمبود آب، ملت را ذلیل بیگانگان نکند.
بیایید دستان دعاگوی خود در ماه مبارک رمضان را به تابوتهای نورانی شهیدان متبرک کنیم تا به استجابت دعاهایمان مطمئن باشیم.
انسان موجودی تنهاست و نمیتواند تنهاییاش را جز با خدا برطرف کند. بهترین رفاقتها با آدمها در این دنیا، در نهایت طوری میشود که باز انسان به تنهایی خود بازمیگردد. تنهایی انسان تقصیر کسی نیست، نباید دنبال مقصر بگردیم. انسان فقط با خدای خودش انس میگیرد و از تنهایی بیرون می آید.
چرا در مقاطع مختلف تاریخ، شرایط به مو میرسید؟ چون خدا میخواست به مو برسد و پاره نشود تا قدرت خودش را نشان بدهد. میخواهد بگوید همۀ کارها را خودم کردم با یک مُشت بر و بچههای مخلص خودم...
بنا بود مصرف «ترس» در انسان این باشد که از همۀ خطرها بترسد و مانند کودکی که به مادر پناه میبرد، به خدا پناه ببرد و سپس با تکیۀ به او از چیزی نترسد، اما هم از خطرات اصلی حیات نترسیدیم و هم هر گاه ترسیدیم به خدا پناه نبردیم؛ حالا از پناه بردن به خدا میترسیم یعنی نمیتوانیم به او توکل کنیم.