۹۷/۰۹/۰۶ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ تصویری | وظیفه مهم مادران برای تربیت فرزند

 

متن:

  بعد از چند سالگی آدم‌ها می‌فهمند دنیا بدون رنج نمی‌شود؟ آدم‌ها معمولاً کِی می‌فهمند دنیا بدون رنج نمی‌شود آقا؟ بگویید. چهل، سی. دیگر؟ تا اواخر مثلاً پنجاه. خب این را باید سن‌اش را بیاوریم بشود هفت سال. یعنی قبل از هفت سال آماده‌اش بکنیم، آغاز هفت‌سال می‌گوییم خب حالا بچه‌ها برنامۀ رنج ما این است. وحشت نکند. آن‌وقت می‌شود ادب. آن‌وقت می‌شود بچه را از هفت سالگی تا چهارده سالگی طبق روایت باید مثل عبد نسبت به پادشاه و مولا رفتار بکند در خانه و مدرسه. ده سال روی آن منابع اصلی رنج در کودک کار کردی، خیلی آدم پخته‌ای بار خواهد آمد.

  ما اساساً یکی از اشکالات‌مان این است که حرف خدا را به رسمیت نمی‌شناسیم که می‌فرماید دخترها از نُه سالگی مکلّف هستند. خدایا این چه حرفی است مکلّف کدام است؟! این هنوز بچه‌ است. پسرها از چهارده سالگی مکلّف هستند. آقا! خدا این حرف‌ها چیست؟! چهارده سال اصلاً این بچه است این اصلاً این هرّ را از برّ تشخیص نمی‌دهد.

  خدا می‌فرماید شما که اداره‌اش می‌کنید هرّ را از بر تشخیص نمی‌دهد. شما که داری او را سرپرستی نمی‌کنی هرّ را از بر تشخیص نمی‌دهد. شما که قبل از چهارده سالگی بهش می‌گفتی دانش‌آموز بعد از چهارده سالگی هم بهش می‌گویی دانش‌آموز شما هرّ را از بر تشخیص نمی‌دهی! شما که سنّ ازدواج را به تأخیر می‌اندازی سر اینکه بچه است هرّ را از بر تشخیص نمی‌دهی. شما که انتخاب شغل را می‌اندازی عقب می‌گویی بچه است هنوز نمی‌فهمد شما هرّ را از بر تشخیص نمی‌دهی! یا آنهایی که برنامه ریختند برایت آنها تشخیص می‌دادند که باید تو را عقب مانده نگه دارند.

  هر سه چهار سال هر یک سالی که شما عقب می‌اندازید سنّ بلوغ را، سنّ پختگی را، در برخوردتان با کودک آن‌طرف ده تا بیست سال، الی پنجاه سال اثر دارد. یک سال دیرتر این چیزها را بفهمد. بعد می‌دانی چه خاکی به سرش ریخته شده ریخته خواهد شد؟ چه خاکی به سر جامعه ریخته خواهد شد؟ بچه دبیرستانی را ساده است تو بهش می‌گویی دانش آموز؟ می‌گوید همان خطابی که توی کودکی به من می‌کردند کلاس اول ابتدایی هنوز هم دارند همان جوری من را صدا می‌زنند. این اثر روانی ندارد رویش؟

  تلقّی‌مان هم همین‌طور است، نه اینکه فقط اسم مشترک باشد. من به اسم کاری ندارم. کاش ما بعد از چهارده سالگی می‌گفتیم خب دوران دانش‌آموزی‌ات تمام شد، حالا شما دانشجو شدی، دانش‌پژوه شدی. بعد به دانشجوها می‌گفتیم مثلاً دانش‌پژوه. یک اتفاقی می‌افتاد دیگر، بابا تو آدمی شدی برای خودت. آخر پدر و مادر خودشان به رسمیت نمی‌شناسند این آدم شدن را. حالا خدا یک چیزی فرمودند.

  ما خیلی تربیت را دیر شروع می‌کنیم؛ یعنی اصلاً شروع نمی‌کنیم ببخشید. بعداً هم مجبور می‌شویم عکس‌العمل نشان بدهیم نه اینکه تربیت کنیم. الآن ما داریم عکس‌العمل به خودمان نشان می‌دهیم نه اینکه برنامه‌ریزی تربیتی. برنامه‌ریزی تربیتی این است توی مهدکودک بازی دیگری طراحی کردند که خب رنج انتخاب. چی‌کار کنیم؟ بچه ساعت ده گرسنه‌اش شد دو تا شیرینی می‌بریم، دو تا غذای خوشمزه می‌بریم می‌گوییم یکی‌اش را باید انتخاب کنی. یکی‌اش را انتخاب می‌کند، خب با همان یکی هم سیر می‌شود. بعد آن یکی را بر می‌داری جلوی چشمش با یکی دیگر دو تا دیگر جلوی بغل دستی‌اش می‌گیری، او هم یکی بر می‌دارد. یک رنج کوچولو، مامانی، ظریف، در عین حال می‌خورد سیر می‌شود. کلاً اگر رنجیده بود یادش رفته بود، حالا این رنج هم که چون می‌خورد سیر می‌شود بیشتر بهتر یادش می‌رود، ولی تو بهش یاد می‌دهی ببین این دنیا جای انتخاب است و از یک چیزهایی باید چشم‌پوشی کرد تا به یک چیزهایی رسید.

  حالا اینها را بهش یاد نده، بزرگ که شد بخواهی متقاعدش بکنی. دیگر متقاعد نمی‌شود! ول‌مان کن تو رو خدا. از ایمان خدا به خدا هم می‌خواهی مایه بگذاری، دین نداری مگر؟! ایمان نداری؟! مگر تو قیامت نمی‌فهمی؟! خدا و پیغمبرش دستور داده! بابا خفه می‌شود دیگر چقدر؟ وقتی که روحش کشش این حرف‌ها را ندارد، اصلاً آمادگی و استعداد پذیرش این حرف‌ها را ندارد خدا را چرا برایش خراب می‌کنی؟ تو بد عادت او را رشد دادی، به عادات بد رهایش کردی. حالا هی خدا و ایمان، هی می‌گویی بی‌ایمان است که گناه می‌کند؟ بابا این اصلاً عادات روحی‌اش اجازه نمی‌دهد. کجا تربیت‌اش کردی این را؟

  مادران محترم گاهی از اوقات از سر مهربانی و دلسوزی بچه‌ها را راحت‌طلب بار می‌آورند. مادر باید بداند اوّلین تکلیف‌اش مدیریت راحت‌طلبی کودک است. خانواده‌ها یک مقدار امکانات پیدا می‌کنند راحت‌طلبی بچه‌ها را بهش میدان می‌دهند. چی می‌شود نتیجه‌اش؟ دانش‌آموز می‌شود، دانشمند نخواهد شد. انسان مؤمن و مذهبی خواهد شد، ولی هیچ‌وقت به اوج معنویت نخواهد رسید.

 

اشتراک گذاری در واتس اپ اشتراک گذاری در لاین اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در گوگل پلاس

نظرات

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام تنها مسیر استاد پناهیان کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 پرونده ویژه محرم 96 استاد پناهیان مذاکرات هسته ای پناهیان
پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

مطالب برگزیده

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...