۹۷/۱۲/۲۳ چاپ ایمیل و پی دی اف

همراه با نظرات شما | نظرات ارسالی شما در مورد مطلب "خانم های خانه دار" | نظرات موافق و مخالف + پرسش و پاسخ

 

  • هفته گذشته و پس از انتشار عکسنوشته "خانم های خانه دار" نظرات زیادی از سوی شما برای ما ارسال شد. بسیاری از مخاطبین ضمن تایید و تمجید از محتوای عکسنوشته از تجربیات و یا تاثیرات این مطلب بر روی زندگی شان گفتند و تعداد دیگری از مخاطبین نظرات متفاوت و یا سئوال هایی داشتند که گزیده ای از آن ها در ادامه مطلب آمده است.

 

متن عکس نوشته خانم های خانه دار:

زنان شهید ساز هستند، که ده برابر شهادت ارزش دارد. خانم‌ها نه نیاز به جهاد دارند و نه به شهادت که به مقامات عالیه برسند؛ بلکه با همان نقش پنهان در دین به همه مقامات می‌رسند. در قیامت معلوم می‌شود که یک خانم خانه‌دار که به ظاهر هیچ کاری نکرده است، چه مقامی دارد و خیلی‌ها به مقامش غبطه می‌خورند. در قیامت معلوم میشود که عالم را خانم‌های خانه‌دار می‌چرخاندند.

 

 

نظرات موافقین

همه عمر ۴۰ ساله ام را وقف علم کردم و کار ؛ اما...

این تصویر نوشته ی خانم های خانه دار منو خیلی توی فکر فرو برد

همیشه توی مدرسه و دانشگاه بهم می گفتن زن بایستی مدارج بالای علمی داشته باشه تا بتونه مسئولیتهای مهم و پر درامدی داشته باشه

هیچ وقت از زن خانه دار تعریف نشنیدم. همه عمر ۴۰ ساله ام را وقف علم کردم و کار. اینکه بیشتر بدانم تا درست انتخاب کنم. هر چند این یکی دو سال اخیر متوجه شدم که از فطرتم دارم فاصله می گیرم. زن آرامش خانه و زندگی. زن نقش اول تربیت نسل آینده و .... از نظر من در کشور ما در مدارس و دانشگاه برای نقش زن کار خیلی کم شده است. نگاه جامعه دانشگاهی ما نگاه غرب به زن است. ارزش خانه داری را ندانستیم و اوج معنویت را فقط در شهادت خلاصه کردیم.

 این روح لطیف دختران مسلمان در مدرسه و دانشگاه باید با تعالیم اسلامی شکوفا شود. تصمیم گرفته ام از این پس هر کجا که باشم در کلاس درس و محل کار از زن و معنویت و نقش او بیشتر بگویم. زنان و دختران ما باید از نگاه اسلام به زن آگاه باشند و از این جهت به خود ببالند.

 خوشحالم که اگر چه دیر ولی بالاخره به آنچه آرامش واقعی را برایم ایجاد خواهد کرد رسیدم. از استاد گرانقدر و کانال

خوبتان سپاسگزارم. درخواست می کنم در رابطه با زن و ابعاد شخصیت او بیشتر بنویسید.


در این مدت که در خانه هستم علاوه بر آرامشی که دارم؛ نه تنها کمبود مالی احساس نکردم بلکه شرایط مالی خانواده به مراتب بهتر از قبل شده

در رابطه با مطلبی تحت عنوان زنان خانه دار باید عرض کنم بنده مدت ۱۷ سال کارمند بودم و دو فرزندم در زمان اشتغالم به دنیا آمدند و بزرگ شدند.

با سخنرانیهای حاج آقا و به خصوص مبحث نقش پنهان زن به این نتیجه رسیدم که این ۱۷ سال اشتباه کردم و نباید وظیفه اصلی که به عهده من گذاشته شده تحت تاثیر حرفهای عوامانه و اشتباه جامعه و اطرافیان کمرنگ شود و از طرفی اضطراب و بار مضاعفی به خودم تحمیل کنم که هیچ حسنه و فضیلتی برای من ندارد.

 بنابراین با وجود مخالفت همه اطرافیان و دوستان و همکاران و حتی همسرم که به خاطر حقوق نسبتا خوبم نگران مسائل مالی بود استعفا دادم و به خدا گفتم خدایا میخواهم علیرغم تمام توصیه های دیگران به تو اعتماد کنم و چون تو کسب روزی را به عهده من نگذاشتی من کارم را ترک میکنم و نتایج و عواقب آن را به تو میسپارم

خدا شاهد است در این یک سال ونیم که در خانه هستم علاوه بر آرامشی که دارم درهای برکتی به روی ما باز شده که نه تنها کمبود مالی احساس نکردم بلکه شرایط مالی خانواده به مراتب بهتر از قبل شده. فکر میکنم یکی از دلایل آن این است که وقتی زنی شاغل است شوهرش از بعضی وظایف مالی شانه خالی میکند و به گمان من خدا این را دوست ندارد و برکت از خانه میرود.


من زنی هستم شاغل ، مستقل ، با درآمد مکفی؛ اما..

من یک زنم... شاغلم ... سالها قبل در نوجوانی صمیمیت ، سادگی ، خانه داری و بی آلایشی مادرم در نظرم یک زندگی حداقلی ، سطحی و پیش پا افتاده بود...

به خیالم که زن باید در جامعه حضور داشته باشد ، مستقل باشد ، درآمد داشته باشد ، در کارنامه اش موفقیت های شغلی ، اجتماعی ، مالی و حرفه ای موج بزند تا برای همنوعانش الگو شود...

امروز ، سالها از آن روزگاران میگذرد

من زنی هستم شاغل ، مستقل ، با درآمد مکفی ، در کارنامه ام موفقیت های شغلی و درآمدی به کرات دیده میشود ، اما...

در حسرت تمام آرامش و سادگی گوشه چادر نماز مادرم هستم...

یک چیزی شبیه تکه ای از پازل در این میان گم شده که کمال خود را در بیرون از خانه جستجو میکنیم

و آن نقش مرد است...

مرد اگر مرد باشد ، زن خانه را به تمام دنیا ترجیح میدهد

اغلب زنانی که شغل بیرون از خانه را به خانه داری ترجیح میدهند دغدغه استقلال مالی و حفظ عزت نفس در تامین خواسته های مادی دارند...

تکه گمشده پازل ، نقش مردان است که اگر طبق سفارشات اسلام ایفا شود ، خانه داری عزت و کرامت واقعی اش را بازیافته و زن چون مرواریدی به صدف اش باز میگردد.


گاهی فکر میکنم اشتباه کردم خانه داری را به درس ترجیح دادم اما...

من هجده ساله هستم. پیش دانشگاهی که بودم ازدواج کردم و بعد از اتمام پیش دانشگاهی به دلیل اینکه نمیتونستم هم درس بخونم و هم خانه داری کنم، درس رو رها کردم و الان به خانه داری مشغولم.(درس را میشود در سنین بالاتر هم خواند)

شاید چند ماه اول از این که دوستانم دانشگاهی شدن و من دیپلم دارم ناراحت میشدم، اما الان هر موقع با دوستانم صحبت میکنم، متوجه میشوم برکاتی که خونه داری و ازدواج برای من داشت، خیلی بیشتر از برکات دانشگاه رفتن بود و به نظر خودم از دوستان هم سن و مجردم خیلی جلو افتادم.

با این حال گاهی فکر میکنم اشتباه کردم خانه داری را به درس ترجیح دادم اما بعد از روزی که شما این عکس را در کانال قرار دادید خیلی دلگرم شدم.

متاسفانه در نظام آموزشی ما خیلی کم شاید 5 درصد به مسئله نقش زن میپردازند.لطفا شما در کانال بیشتر به این مسئله بپردازید.


حرفهای اطرافیان گاهی همان اول منو ی کم تکون میداد اما الان خوشحالم.چرا که آرامش این روزها رو با اون موقع عوض نمی کنم

پیرو مبحث حاج آقای پناهیان در مورد زنان خانه دار میخواستم عرض کنم

در ابتدای جوانی و دومین سال ورود به دانشگاه در یکی از بهترین مدارس شهر(دبیرستان دخترانه)که خودم نیز دانش آموز اونجا بودم مشغول کار شدم.محیط عالی(به لحاظ مذهبی)باحقوق خوب.

اما بعدازچند سال که اولین فرزندم به دنیا اومد من وهمسرم تصمیم گرفتیم که کارم رو کنار بذارم.چون تربیت فرزندم رو ارجح دونستم.چرا که اگر من یک فرزند خوب تربیت کنم یک نسل خوب را به امید خدا تربیت خواهم کرد.گرچه محل کار دو-سه مرتبه ی دیگه از من خواستن با شرایطی که خودم بخوام برم اما قبول نکردم.حرفهای اطرافیان گاهی همان اول منو ی کم تکون میداد اما الان خوشحالم.چرا که آرامش این روزها رو با اون موقع عوض نمی کنم و اینکه فرزنددومم که بدنیااومد مسئولیتم سنگین تر و شیرین تر هست... والان فهمیدم وظیفه ی اصلی من همین است

از اینکه بتونم ی زن خانه دار خوب ومفید باشم و یک مدرسه ی کوچیک در خانه داشته باشم خوشحالم.


پنج سال به عنوان پزشک کار کردم، الان یک سال است علی رغم مخالفت ها، خانه دار هستم

من خانم ۳۲ساله وپزشک هستم. بادوفرزنددختر،که ۳سالی هست که سخنرانی های حاج آقاپناهیان روگوش میدم.وکلا ۵سال کارکردم و الان یک سال هست که خداروشکر با راهنمایی ها و سخنان حاج آقا علی رغم تمام مخالفت ها خانه دارهستم وحتی یک روزهم کارنمیکنم. دختر۷ساله من استرس شدید جدایی ازمادر ودختر۳ساله ام هم به همین مشکل داشت دچار میشد که خداروشکرهردوی اونها الان شاد و سلامت هستن. وباورکنیددرهای روزی وبرکت خداوند صد چندان شده است.همه اعضای خانواده خصوصا همسرم آرام وسرحال شدند.

بااینکه همه به من میگویند این همه درس خوندی که بشینی توخونه ومیگن باید بری تو اجتماع اون موقع معلوم میشه میتونی رونفست پابزاری یانه! وخلاصه اینکه زندگی خرج داره وبایدکارکنی و اینکه خیلی هابه علمت نیاز دارن و.... باورکنید اینکه نفست روکنترل کنی که ازاین همه اعتبارو شهرت و پول  و تلاشی که سالها انجام دادی بگذری خیلی سخت تره....

الان تمام وقتم روگذاشتم که ان شاالله فرزندانم روسربازان امام زمان تربیت کنم تاان شاالله سرنوشتشان ختم به شهادت شود.

التماس میکنم پیام من روبه حاج آقاپناهیان برسونین که تاآخرعمرم مدیونشون هستم.ان شاالله تنی سالم عمری باعزت وختم به شهادت دررکاب آقاامام زمان داشته باشن.دست شمابزرگواران هم دردنکنه.اجرتون باآقاامام زمان ان شاالله.


به نظر من خانه‌ داری یک کار تمام وقت است. که تمام ابعاد وجودی زن را رشد می‌دهد

من زنی هستم که با وجود قضاوتهای منفی بسیاری از دوستان شغلم را کنار گذاشتم و به خانه‌داری مشغول شدم. گاهی من را به تنبلی متهم کردند و گاه به کهنگی و دوری از جامعه و گاهی من را از بی‌پولی ترساندند.

متاسفانه خیلی از  افرادی که خودشان را مدافع حقوق   زنان می‌دانند، خانه‌داری را فقط یک کار یدی تصویر میکنند که جلوی پیشرفت زن را می‌گیرد‌. تصویری که از زن خانه‌دار ارائه می‌دهند کسی است که با جامعه بیگانه است و از پیشرفت عقب مانده و خودش را محدود کرده است.

به نظر من خانه‌داری یک کار تمام وقت است. که تمام ابعاد وجودی زن را رشد می‌دهد.

زن خانه‌دار با آشپزی خوب عشق را به همسر و فرزندانش هدیه می‌دهد. با رسیدگی به امور خانه  آرامشی را برقرار می‌کند که وقتی زن در خانه نباشد هیچ کجا نمی‌توان یافت. با مطالعه منابع خوب می‌تواند بهتر از عهده وظیفه همسرداری و فرزندپروری بربیاید و با ورزش و فعالیت نشاط را به خانواده‌اش هدیه می‌کند. حتی عبادات زن خانه‌دار هم فقط برای خودش نیست و معنویت را برای خانواده‌اش به ارمغان می‌آورد.

من از وقتی خانه‌داری را به عنوان کار تمام وقت انتخاب کردم هم آرامش بیشتری به دست آوردم و هم حال بهتری در نمازهایم پیدا کردم و فکر میکنم این نقش منطبق با فطرت زن است. و حتی از نظر   اجتماعی هم رشد بهتری پیدا کردم. چون فارغ از شتاب‌زدگی فرصت تعمق در جامعه پیدا کردم.  از نظر مالی هم نه تناا مشکل پیدا نکردیم، بلکه برکت خانه ما بیشتر و بیشتر شد..

خانه‌داری کاری نیست که بشود بین شتاب و فشار اشتغال آن را به خوبی انجام داد. بلکه فکر و جسم را تمام وقت می‌طلبد تا خانه محل آرام و امنی برای رشد همه افراد خانواده شود.


اگر یک بار دیگر بدنیا بیایم هرگز شاغل نمی شوم چون ...

من زنی ۵۲ساله هستم و در دانشگاه شهید بهشتی پرستاری خوندم

مدت ۲۲ سال در این رشته صادقانه کار کردم و خودم رو بعد ۲۲سال بازنشسته کردم!

سه فرزند تا ۲۷ سالگی بدنیا آوردم و ۱۶ سال بخاطر بچه‌ها کشیک شب، کار کردم تا فرزندانم مهد کودک نروند و در دوران مدرسه خودم بالای سرشان باشم و ظهرها ناهار گرم بخورند و نبود مادر را احساس نکنند!

دراین سالها با تمام سعی که برای فرزندانم داشتم  ، ولی الان احساس میکنم که لذت کودکی فرزندانم را حس نکردم و خیلی غصه میخورم.

اگر یک بار دیگر بدنیا بیایم هرگز شاغل نمی شوم چون نه قشنگی دوران طفولیت فرزندانم را فهمیدم و نه لذت زندگی را. خستگی و بیماریهایی برایم باقی مانده که الان در دوران بازنشستگی دارم با آنها سر میکنم!

در حالیکه هم سن و سالهای خانه دار من بسیار سرحال هستند!

من فرزند دختر ندارم ولی اگر داشتم هرگز به او اجازه شاغل شدن نمیدادم و فقط به او همسر داری و فرزند آوری و بچه داری می آموختم! تا مادری خوشبخت و سالم شود.


یک مادر خانه دار یعنی ...

ده سالی هست که در دانشکده پزشکی و پیرا پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشغولم. کارشناس فرهنگی و فوق برنامه و مشاور دانشجوهای جوانی که در این ده سال همیشه احساس کردم تنها هستن و نیاز به یک شنونده و تاکید کننده و راهنما دارن نیاز به کسی که ببینتشون، دقیق و از روی محبت چه خوبی ها و چه بدیهاشون رو.

پسر های خودم دارن قد میکشن پسر شش سالم شب اومد کنارم خوابید و گفت بیا تا صبح باهم حرف بزنیم خیلی حرف ها دارم بهت بگم و البته چیزی برای گفتن نداشت ولی دوست داشت ببینمش و بهش بگم دیگه چه خبر؟

دو ماهی هست که دیگه سرکار نمیرم کمی برام سخته ولی نمیخوام چند سال دیگه مشاور دانشگاه پسرم با اشک دستاش رو بعد از نماز برای دل تنگ و تنهای جوانی بالا ببره که مادرش چند سال سنگ صبور و گوش شنوای جوانهای زیادی بوده

به نظرم خونه داری یه فهم و صبر و ایثار ویژه نیاز داره.

بعضی ها میگن اشتباه میکنی برگرد جامعه بهت نیاز بیشتری داره ولی من فکر میکنم اگر همه ی مادرها نیازها جوان ها شون رو بدونن و بهشون نزدیک باشن نیازی به امثال بنده در جوامعی مثل دانشگاه بسیار کم میشه.

یک مادر خانه دار یعنی مادری که میتونست در اجتماع کف و سوت و هورا بشنوه، استقلال مالی و... داشته باشه و صد تا ویژگی مثبت دیگه که جامعه برای یک زن موفق به مادران تحمیل کرده ولی با تدبر و فهم و ایثار و دیدن ابعاد پنهان یک بانوی نمونه با وجود توانمندی اشتغال بیرون از منزل شغل شریف خانه داری رو انتخاب کرده.


تا مدت ها برای تامین هزینه های شخصی ام درگیری داشتم

سلام. من یک زن خانه دار هستم. اوایل ازدواج پا به پای همسرم در محل کارش بودم و کار میکردم و همزمان هم کارهای خانه اما همیشه اضطراب و دلهره داشتم اما بعد از گرفتن مدرک فوق لیسانسم از دانشگاه همزمان کار بیرون رو هم کنار گذاشتم . تا مدت ها برای تامین هزینه های شخصی ام درگیری داشتم که چطور از همسرم پول توجیبی دریافت کنم ولی خدا رو شکر با صبر و مدیریت خرجم چند ماهی است که به پیشنهاد خود همسرم ایشون مهریه ام را پرداخت میکنند و حالا خدا رو شکر هم به وظایف همسرداریم میرسم که الحمدلله احساس میکنم ایشون هم بیشتر راضی هستند و از طرفی هم به کارهای خانه و فرزندم میرسم و از همه مهم تر به کارهای جانبی که دوست دارم با وقت بیشتری میرسم.

به نظرم من شاید زن های شاغل دست شان در جیب خودشان هست ولی در واقع مقداری از وظایف مرد را در حال انجام هستند که فکر نمیکنم هیچ اجری هم برایش وجود ندارد.


من عاشق روز های دوشنبه هستم چون....

سلام. من یک خانم 33 ساله هستم. سه فرزند دارم و به تازگی فوق لیسانس مشاوره گرفتم

من خانه رو یک محیط امن برای خودم میدونم. وچون مادرم شاغل بودن سختی های اشتغال خانم ها رو دربیرون از منزل دیدم و اصلا دوست ندارم که یک شغل ثابت داشته باشم. و معتقدم تامین بودجه خانواده  با آقای خونه است.من ترجیح میدم بیشتر وقتم رو با بچه هام بگذرونم. من کلاس ورزش میرم، خرید میرم، پارک،ساعاتی رو با دوستان خوب، و در کل سعی میکنم کارهایی انجام بدم که بهم آرامش و انرژی بده‌.

من خودم رو در قبال همسر و بچه هام مسئول میدونم و  سعی میکنم براشون وقت بزارم. و معتقدم که کار بیرون از منزل انرژی من رو میگیره.

من عاشق روز های دوشنبه هستم چون زمانی که بچه بودم روز بیکاری مامانم بود و میدونستم که وقتی در رو باز کنم صدا شو میشنوم و حضورش رو حس میکنم و بوی غذای گرمی که توی خونه میپیچید رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.

پس به همین خاطر هرگز نمیخوام این عشق رو از همسرو  بچه هام بگیرم. من با افتخار یک بانو ی خانه دار هستم


تمایل خانمها به کار کردن در بیرون از منزل خودش باعث تغییر رویه‌ی مردان می‌شود

خانم عزیز و شاغلی گفته بودند ای‌کاش مردان ما مرد بودند تا خانم‌ها مثل قبل خانه را به کار بیرون ترجیح می‌دادند. اگرچه در معدود زندگی‌هایی مسئله همین است؛ اما تمایل خانمها به کار کردن در بیرون از منزل خودش باعث تغییر رویه‌ی مردان می‌شود.

بنده سال‌ها تحصیل کردم و چندسالی در دانشگاه تدریس می‌کردم. کارم تمام‌وقت و طاقت‌فرسا بود. طوری که توان و حوصله‌ای برای رسیدگی به خانواده برایم باقی نمی‌ماند. از طرف دیگر همه‌ی خریدهای خودم و بچه‌ها را هم از درآمدم انجام می‌دادم. این مسئله باعث دلخوری پنهانی من از همسرم شده بود. فکر می‌کردم ایشان دیگر به فکر من نیستند و تهیه مایحتاج من برایشان اهمیتی ندارد. در حالی که من خودم مجالی برای ایشان باقی نگذاشته بودم.

بعد از مدتی به خودم آمدم و دیدم از اخلاق خداپسند و حتی سلامتی روز به روز فاصله می‌گیرم. به همین خاطر برای نجات خودم  برخلاف جهت جامعه  از کارم کناره گرفتم‌. بعد از مدتی دیدم همسرم مثل قبل وظایف مالی‌شان را نسبت به من و بچه‌ها انجام می‌دهند. همین که من به خانه و کارهای علمی در خانه مشغول شدم، علاقه‌ی بیشتری نسبت به همسرم در وجودم شکل گرفت؛ که یکی از علت‌ها آن را وابستگی مالی زن به مرد و حفظ اقتدار مالی مرد می‌دانم. با اینکه از قبل نگران اقساط ماهانه و حذف شدن درآمدم بودم، به لطف خدا مسئله‌ی مالی‌ای هم برای خانواده پیدا نشد. یقین پیدا کردم خداوند روزی مقدر ما را از طرق مختلف به دستمان می‌رساند.

اگر ما خانم‌ها بنا بر فطرت خودمان در خانه به خانواده و فرزندانمان رسیدگی کنیم، بسیاری از مسائلی که گرفتارش شده‌ایم به خواست خدا برطرف خواهد شد.


 من به عنوان یک خانم نوجوان این خلاء رو در منبرها حس میکنم ...

در مورد دوری خانمها از ارزشهای واقعی و فطریشون حرف ها و نقدهای زیادی وارد شده که اکثرا تنها رووی چادر مانور داده شده و در حقیقت به ریشه ی چادری شدن پرداخته نشده. استاد پناهیان در مباحثشون می فرمودن که علت بی حجابی دختر ها کمبود محبت از طرف خانواده ست. و اما این کمبود محبت از کمبود احترام مادر به پدر و در نتیجه کم شدن ابهت پدر در چشم دختر و در نتیجه سیراب نشدن دختر از محبت پدر هستش. و اما چرا مادران کم گذاشتند؟ چرا مربی خانواده یعنی مادر خودش آنقدر غنی نیست که فرزندش را غنی باربیاورد تا آویزان این و آن نشود؟

شاید یکی از دلایل اصلی این خلاء و این نقص نقصان در کلام اساتید ؛ بیان مطالب تکراری به افراد تکراری باشه. در حقیقت کمتر اساتیدی هستند که خودشون رو موظف بدونند در جمعی که هم خانمها و هم آقایان پای منبرشان هستند از شیوه ی به مقام شهادت رسیدن زن که در تربیت فرزند هستش و در حقیقت کمال زن سخن بگن  تا هم برای اقایان جا بیفتد که این کار چقدر ارزشمند هستش و هم برای خانمها و تنها در مسائلی مانند جهاد ، شهادت، مبلغی و... صحبت شده که این مطالب برای خانمها شاید جزو اولویت های دینی نباشه. و  خانمهای مذهبی بعضا کمال خود رو در سربریده شدن ، شمشیر زدن، مبلغ(صرفا) شدن، و شهید شدن و اینکه در جامعه کارهای سنگین بر دوش داشته باشند میدونند و وقتی وارد این عرصه ها می شوند و می بینند که در این عرصه ها توان و قوه ی کمتری نسبت به آقایان دارند از توانایی های فطری خود نا امید میشند و روحیه لطیف و زنانه ی خودشون رو از دست میدند.

و همونطور که برای آقایون به جای توصیه ی امری جهاد ارزش جهاد و شهادت گفته میشه برای خانم ها هم ارزش و تاثیر تربیت و مربی بودن و صبر کردن باید گفته بشه و نه صرف توصیه ی کلامی.

و من به عنوان یک خانم نوجوان این خلاء رو در منبرها و این کم کاری رو در خیلی از اساتید احساس میکنم.

لطفا کسانی که این توانایی رو در خودشون می بینند که بتونند مبانی خانواده رو برای خانم ها و هم آقایون به طور جامع و کامل و فطری تبیین کنند کم نگذارند.


18 ساله ازدواج کردم و از اینکه شاغل نبودم و همدم همسرم و مادر و دوست دخترهام بودم خدا رو شاکرم

من خانم چهل ساله ای هستم که مدرک فوق لیسانس فقه و حقوق دارم

از همون اول که تحصیلات دانشگاهی رو شروع کردم نیتم بدست آوردن شغلی تو جامعه نبود چون همه خانمهایی که تو فامیل شاغل بودن به حال خانمهای خانه دار غبطه میخوردن و از اینکه خودشون آرامش و آسایش ندارن شاکی بودن، حتی دخترعمه ام که جراح زنان هستش و درآمد فوق العاده ای داره بازهم به من میگه خوش به حالت، زن باید خانه دار باشه تا بتونه به زندگی و بچه هاش برسه.

موقعیتهای شغلی خوبی داشتم ولی می ترسیدم محیط کاری و ارتباط با نامحرم، حجاب و اعتقاد ضعیفم رو از من بگیره، حدود 18 ساله ازدواج کردم و از اینکه شاغل نبودم و همدم همسرم و مادر و دوست دخترهام بودم خدا رو شاکرم و همیشه به دخترهام هم سفارش میکنم تحصیلات عالیه داشته باشید برای بهبود زندگی آیندتون و تربیت فرزندان لایق نه بخاطر بدست آوردن شغل مناسب و پردرآمد.


اکثر کسانی که آن زمان مرا منع میکردند، الان مرا به خاطر تصمیم آن زمانم تایید و تحسین می کنند

من خانمی سی و سه ساله هستم با مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران . در ابتدای ازدواجم مدتی حدود سه ماه شاغل بودم ولی هرچه بیشتر فکر کردم بیشتر به این نتیجه رسیدم که کار کردن من را از زندگی و آرامش خودم و همسرم دور می کند. تصمیم بسیار دشواری بود چون می توانستم درآمد بالایی داشته باشم و از آن مهم تر حرف دیگران بود که با نگاهی تحقیرآمیز به تصمیمم می نگریستند. ولی الان دوازده سال از آن زمان می گذرد و من دو فرزند دارم که به لطف خدا هر دو در کنار خودم بزرگ شده اند نه در مهد و ... خداوند را شاکرم و بسیار از تصمیمم راضی و خرسندم . اکثر کسانی که آن زمان مرا منع می کردند و می گفتند که حیف شد و از تحصیلاتت بهره ای نبردی ، الان مرا به خاطر تصمیم آن زمانم تایید و تحسین می کنند.


هیچ کس نگفت، زن باید زنانگی داشته باشد ،زن باید اعتماد به نفس در اوج سختی هاداشته باشد، زن باید هنرمند باشد ...

من یه دخترم، در اوج جوانی، در اوج زیبایی، دراوج شادی ونشاط

من یک دختر شاغلم از۲۲سالگی کار شروع شد، نه دقیقا از۷سالگی ،که مرابا درس ودرس ودرس و بعد کنکور ودانشگاه آشناکردند، هدفشان چه بود؟ کار وکار وکار . نه خانه، نه همسر داری، نه فرزند پروری، بلکه کاربیرون ازخانه

۲۰سال درذهنم این چندکلمه غریب وناشنا رژه میروند:

زن باید استقلال مالی داشته باشد، حیف زن که وقتش رادراشپزخانه بگذراند و ....

هیچ کس نگفت، زن باید زنانگی داشته باشد ،زن باید اعتماد به نفس در اوج سختی هاداشته باشد، زن باید هنرمند باشد، زن باید مهارت زندگی کردن با مرد راداشته باشد.

و الان بعد از چهارسال کاردربیمارستان،با وجود وسوسه شدید مالی به این نتیجه رسیده ام که زن وکار بیرون از منزل با این شدت خستگی وهیجانات مضر ،کاملا بیفایده هست.

نمیشه برخلاف جریان رودخانه شنا کرد، مگراینکه نخوای ازشناکردن لذت ببری و فقط بخای خودت روثابت کنی. اینها فقط نظرات خودمه

الان چهارماه هست که خانه نشینم.کتاب میخانم،زندگی میکنم،هنر یادگرفته ام. همه میگویند،پشیمان خواهی شد ازاینکه کارت راادامه ندادی،حتی خانواده ام؛ ولی میدانم که خدا کمکم خواهد کرد وجای پشیمانی نیست.


کااااملا نظرم عوض شد و دیگه به کار کردن بیرون از خونه فکر نمیکنم و براش دلیل هم دارم...خیلی قلبمم آروم و مطمئن هست

بنده۲۱سالمه و دانشجو هستم و بسیاااااار علاقه داشتم که حتما برم سر کار و شاغل بشم...

حتی میدونستم که ممکنه خسته بشم ووقتم برای بچه هایی ک ان شاءالله در آینده خواهم داشت کم باشه اما باز خودم رو قانع میکردم با ده ها دلیل که من باید شاغل بشم و درامد داشته باشم...همسرمم زیاد راضی نبود و میگفت تو خونه باشی بهتره و تو وظیفه اصلیت خانه داریه... اما من پافشاری می‌کردم.

گذشت تا اینکه بیانات استاد رو خوندم و کتاب قدرت و شکوه زن رو تهیه کردم و همچنین نظرات خانم های شاغلی که الان پشیمانند رو خوندم، کااااملا نظرم عوض شد و دیگه به کار کردن بیرون از خونه فکر نمیکنم و براش دلیل هم دارم...خیلی قلبمم آروم و مطمئن هست...ان شاءالله بتونم وظیفه‌مو به عنوان همسر و مادر به نحو احسن انجام بدم.


ولی الان مادر دو فرزند هستم. از تصمیمم خیلی راضیم.چون هم خودم معنای زندگی را درک کردم و هم خانواده ام احساس آرامش دارند

بنده قبلا شاغل بودم و در کارم بسیار موفق بودم. و خیلیها آرزوی موقعیت من را داشتند.اما بعد از این که بچه دار شدم و بچه ام سه ساله شد دیدم هم خودم آرامش ندارم هم فرزند و همسرم.من باید چند برابر یک خانم خانه دار کار میکردم و همیشه استرس داشتم و نمیتوانستم به عنوان یک مادر و همسر به خانواده ام آرامش بدم.لذت مادر بودن را هم درک نمیکردم.باخودم فکر کردم که اگر فردا فرزندم از لحاظ تربیت و آرامش روحی  مشکلی داشته باشد خودم را نمیتوانم ببخشم و اگر در حق شوهرم کوتاهی کنم خدا مرا نمیبخشد آنوقت در دو دنیا ضرر کردم. استعفا دادم .آنوقت همه میگفتند پشیمان میشوی.ولی الان مادر دو فرزند هستم. از تصمیمم خیلی راضیم.چون هم خودم معنای زندگی را درک کردم و هم خانواده ام احساس آرامش دارند و با نظارت بیشتر و همراهی با بچه ها آنها در کارهاشون موفقند.در خانه به صورت مجازی تحصیلاتم را ادامه دادم و هم اکنون هم به کارهای هنری در خانه مشغولم هم مشغول حفظ قران.خدا را شاکرم راه درست را به من نشان داد.

من استعفا دادم وخواهرم هم که کارمند موفق بانک بود بعد از بچه دار شدن مثل من استعفا داد و الان صاحب سه بچه شادو سر حال هست وزندگی گرمی دارد و پشیمان نیست.


اما اون روز وقتی اون عکس نوشته رو در مورد خانومای خانه دار تو کانالتون دیدم ...

آقای پناهیان عااالی صحبت میکنند،عاااالی

من سالها پیش با یه سخنرانی ایشون که درمورد مرتاضان هندی و تلاش بسیار آنها برای رسیدن به درجات بالاو... بودودر نهاااایت ناچیز بودن اون همه تلاش اونها در برابر اثر یه قطره اشک برای روضه علی اصغر ع و ...

خلاصه اون سخنرانی طولانی بود و من فقط تیتروار یکم گفتم!

ازاون موقع به بعد کلا دیدم به زندگی عوض شد و به ارزش ائمه پی بردم و سالهاست که هروقت یادم میاد خداروشکر میکنم ک اون سخنرانی آقای پناهیان رو شنیدم و یه عمر ممنونشونم.

الانم هروقت بتونم حتما پیگیر سخنرانیهاشون هستم.

من بااینکه یه آدم مذهبی معمولی هستم و تحصیلات دانشگاهی دارم،چون شوهرم دوست نداشت،سرکارنرفتم و الان خانه دار هستم. همیشه احساس خلا داشتم و به خاطر برخورد نادرست جامعه همیشه احساس میکردم که خانومای شاغل کارمهمتری از خانه داری میکنند چون احترام و عزّتی که تو جامعه دارند بیشتره.

اما اون روز وقتی اون عکس نوشته رو در مورد خانومای خانه دار تو کانالتون دیدم خیییییییلی حسم بهترشد.

کاشکی همونجور که ملت ،فرهنگ غرب رو ترویج میکنند،آقای پناهیان و امثال ایشون هم، بیشتر در مورد ارزش خانه داری صحبت کنند. تاا هم جامعه ازین خواب خرگوشی بیدار بشه و هم مردا بیشتر قدر زحمتای خانوماشونو بدونن و طلبکار نباشن از همسرانشون.


یک خانم خسته هیچ وقت نمیتواند یک خانه و خانواده را بچرخاند وبچها هم به پیروی از او خسته و بی استعداد وناامید از والدین و زندگی میشوند

بنده دوسالی است که ازدواج کردم و یک خانم خانه دار هستم ولی درحال اتمام سطح دو حوزه هستم

من فکر میکنم برای ما خانم ها ارزش خانه داری مشخص نشده، بعضی از مردان وشاید بعضی از بانوان خانه داری را کار بی ارزشی میدانند، این باعث شده تا خیلی از هم سن و سالهای من هم به دنبال تحصیل و شغل درآمد زایی باشند تا بتوانند به آرزوهای مادیشان برسند.در صورتیکه من خودم به این نتیجه رسیده ام که وجود زن در خانه و انجام کارهای روزمره و نظم بخشیدن به خانه و خانواده لازم است... به نظرم آمده که یک خانم خسته هیچ وقت نمیتواند یک خانه و خانواده را بچرخاند وبچها هم به پیروی از او خسته و بی استعداد وناامید از والدین و زندگی میشوند،چون این فرزندان لذت صدا زدن مادر را ،لذت قربون صدقه و درآغوش گرفته شدن و توجه مادر را از دست داده اند.....دیگر از گرمای محبت مادری چیزی نمانده تا بتوانند با آن پویا و فعال به زندگی ادامه دهند.


خواهر من که شاغله و ماهی حداقل سه میلیون حقوق میگیره همیشه از مشکلات مالی و بی پولی شکایت میکنه، ولی ما...

من بعد از فارغ التحصیلی یک سری موقعیت های شغلی برام پیش اومد و اگر میخواستم به هر شغلی هم که دلم میخواست میتونستم برسم. ولی کلا با کار خانم در بیرون مخالف بودم و هیچ کدوم رو قبول نکردم. از طرف فامیل و خانواده فشارهای زیادی تحمل کردم چون همه شون اصرار داشتن برای تامین آینده ام در جایی استخدام بشم. ولی من همه ی این فشارهارو تحمل کردم و خانه داری رو انتخاب کردم. چون آرامشی که در خانه داشتم و آرامشی که برای همسر و فرزندم تامین میکردم رو نمیخواستم با خستگی ها و بی حوصلگی های ناشی از کار در بیرون به هم بزنم.

خدا شاهده خواهر من که شاغله و ماهی حداقل سه میلیون حقوق میگیره همیشه از مشکلات مالی و بی پولی شکایت میکنه، ولی ما با زندگی طلبگی و با آرامشی که داریم همیشه خدا برکت داده و هیچ وقت مشکل نداشتیم. چیز عجیبی نیست. فقط باید به خدا اعتماد داشته باشیم.


میگفتند در خانه چکار میکنی با بچه ها  و من با لبخند میگفتم:

❤️ زندگی ❤️ 

واقعا پس دیدن این عکس احساس شور و شعف در من ایجاد شد که بالاخره یه جا به این مسئله مهم و حیاتی پرداخته شد و بالاخره جایگاه زن خانه دار دیده شد ...

بنده با داشتن مدرک علمی و توانایی و موقعیت شاغل شدن با کمال میل به شخصه ؛ شغل شریف خانه داری را انتخاب کردم.

شاید در ابتدا نگاه تحقیر آمیز و حرف و حدیثهای که چرا سر کار نمیروم یا حیف نیست در خانه هستی ، حوصله ات سر نمیرود وغیره آزارم میداد ولی لذت بودن در کنار بچه ها و زندگی آرام و با دغدغهای کمتر برایم ارزشش را داشت.

میگفتند در خانه چکار میکنی با بچه ها  و من با لبخند میگفتم

❤️ زندگی ❤️ 

واقعا هم همینطور بود با سه فرزندم عشق کردم و زندگی و اصلا حسرت گذشته را نمیخورم و الان خوشحالم که  سالهای طفولیت و کودکیشان را در کنار هم زندگی کردیم و خوش گذراندیم.

الان بعد از گذشت سالیان زیاد  کسانی  که رفتن سر کار را به رخ من میکشیدند همیشه حسرت من را میخورند و میگن خوش به حالت سر کار نرفتی ما که از زندگی چیزی نفهمیدیم مثل اکثر پیامهای که در مورد این عکس در کانال گذاشته شد. امیدوارم نگاه متفاوت به این جایگاه مهم و حیاتی روز به روز بهتر و عمیق تر گردد.


ما واقعا حسرت خیلی چیزهایی رو داریم که شاید بچه هایی که مادرشون خانه دار بودند براشون خنده دار باشه

.من زنی 30 ساله هستم که دو فرزند دارم

من وخواهر و برادرم همیشه یه خلا در وجودمون هست . مادر ما پرستار بودن و ما واقعا حسرت خیلی چیزهایی رو داریم که شاید بچه هایی که مادرشون خانه دار بودند براشون خنده دار باشه. بوی غذا وقتی که از مدرسه میای . وقتی بدونی کسی منتظرت هست .اصلا وجود مادر در خانه برای بچه ها وهمسر نعمته .که قابل ارزش گذاری نیست .من باوجود تحصیلات بالایی که دارم ولی هرگز نخواستم شاغل بشم .چون همیشه یه  کمبودی تو وجودم هست که با هیچ چیزی جبران نشد . مسلما خانمی که میتونه بره سر کار ونمیره(جدا از زنان سرپرست خانوار که خیلی ارزشمند هستند). به نظرم یه جورایی از خودش میگذره و پا روی خواسته ی دلش میذاره و این یعنی ایثار . و خداوند هم براش جبران میکنه.


آن خانه مجلل و بچه ها یک چیز کم دارند حضور فیزکی مادر که فقط به چند ساعت پایانی روز منتهی میشود

خواهرم فوق لیسانس دارد و به تازگی هم کارمند رسمی اداره شده است و از لحاظ  حقوق حتی از شوهرش هم بالاتر است، فرزند اولش پسر است و ۱۵ ساله ، و با اصرار من و اطرافیان علی رغم میل خودش بچه دوم آورد، خداوند مواهب فراوانی را قسمتش کرده است و الحمدالله، فقط آن خانه مجلل و بچه ها یک چیز کم دارند حضور فیزکی مادر که فقط به چند ساعت پایانی روز منتهی میشود، ایشان برای ارتقا سمت و منصب پا به پای کارمندان مجرد، اضافه کار میگیرد و بچه هایش را به من سپرده است ، چرا که خواهر بزرگترم و خانه ام نزدیک به او است، اما من فقط یک خاله هستم ، و نمیتوانم نقش مادر واقعی را برای بچه ها بازی کنم، پسر بزرگ در دوران التهاب بلوغ است، گاهی یواشکی به اتاقش میرود و مُدام سرش در گوشی است، نوزاد دوم بیشتر به مراقبت نیاز دارد و تقریبا وقت بیشتری را میبرد، گاهی دلم به حالشان میگیرد، طفل معصوم باید صورت مرا به جای صورت زیبای مادرش تحمل کند. من هم مجبورم کارهای خودم را سر و سامان بدهم تا مبادا از وظایف مربوط به اوضاع و احوال زندگیم غافل شوم، البته بچه هایم بزرگ هستند ولی خُب، نوزاد داری آدم را خسته میکند و من هم باید طراوت و حوصله ام را برای بچه های خودم و همسرم ذخیره کنم، یکبار خسته شدم و گفتم پرستار بگیرد، گرفت و متاسفانه بچه دچار التهاب پوستی شد چرا که پرستار دیر به دیر پوشک بچه رو تعویض میکرد، در حالی که من مادرانه و با احتیاط اینکار رو میکردم، طوری که یکبار هم التهاب پوستی نگرفت، هر چه به خواهرم میگویم ساعات کارت رو کم کن ، متاسفانه قبول نمیکند، حرص مال اندوزی و قدرت طلبی و اول شدن در کارش تمام ذهن او را گرفته و الان خانه دوم را هم خریده ، اما متاسفانه به نظرم بچه ها با کمبود حضور فیزیکی مادر بزرگ میشوند و میترسم در آینده برای مادرشان تره هم خورد نکنند چون حس عاطفه و محبت کم و کمرنگتر میشود و بچه ها که بزرگ شوند میروند پی زندگیشان و تازه دوقورت و نیمه شان هم باقی است، امیدوارم خداوند مهربان به خواهرم و تمام مادران شاغل و زحمت کش کمک نماید تا بتوانند راه و رسم صحیح در پرورش فرزندانشان داشته باشند و دست از حرص و طمع و مال اندوزی بشویند و فقط در حد متعارف و نیاز کار بیرون انجام بدهند، من از خواهرم ۱۵ سال بزرگترم ، ولی همه میگویند که سرحال تر و شادابترم.

خانه ام کوچک است و دو فرزند بزرگ کرده ام و فقط توکلم به خدا و چشم به روزی اش داشته ام ، من خانه دارم و خدا را به خاطر این نعمت شاکرم


نوشته شما منو بلند کرد وتاعرش برد

من بیست و هفت سالم بود که ازدواج کردم. قبل از ازدواج هم زمان هم قران حفظ میکردم هم دانشجو بودم هم معلم بودم وپاره وقت تدریس میکردم وتمام وقتم از صب تا شب بیرون از خونه بودم وقتی ازدواج کردم وبچه هام به دنیا اومدند خیلی خیلی کمتر میرفتم بیرون وخیلی از این موضوع ناراحت بودم احساس پوچی وایستایی میکردم فک میکردم دیگه مفید نیستم دیگه نمیتونم پیشرفت کنم. نوشته شما منو بلند کرد وتاعرش برد

متن شما مثل تفسیر ایاتی از قران بود که من تازه بهش رسیدم.


الان که این پیام‌رو میخونم تصمیمم جدی میشه که دیگه سرکار نرم و واقعا به بچه داری بپردازم

واقعا ممنونم از اینکه پیام‌های خانم های شاغل رو میذارید و ما که خانم های خانه دار هستیم رو از تجربیات اونا آگاه می کنید. من خودم شرایط کار کردن و شاغل بودن رو داشتم ولی الان بچه کوچیک ذارم و نمیتونم کار کنم. الان که این پیام‌رو میخونم تصمیمم جدی میشه که دیگه سرکار نرم و واقعا به بچه داری بپردازم.


نگاه همه اطرافیان و حتی خانواده ام به تحصیل من به گونه ای بود که چون تلاش زیادی از دوران تحصیلم داشتم، همه انتظار داشتند  تما شاغل و استخدام بشم

با شنیدن تجربه های ارزشمند خواهران ایمانی، منم به وجد اومدم که تجربه ی خودم رو بگم

البته بنده خوشبختانه و به حمد و لطف الهی خیلی زود به این نتیجه رسیدم و خدا بهم لطف کرد و شغلم را رها کردم. بنده تنها ۱۴ ماه یعنی ۱ سال و ۲ ماه شاغل بودم.

من در دانشگاه دولتی کاشان رشته اتاق عمل خوندم و کارشناسی گرفتم. قبلش هم در دبیرستان نمونه دولتی تحصیل کردم و نگاه همه اطرافیان و حتی خانواده ام به تحصیل من به گونه ای بود که چون تلاش زیادی از دوران تحصیلم و مخصوصا دوران دبیرستان  داشتم، و سختی هایی که متحمل شدم برای تحصیلم؛ همه انتظار داشتند حالا که فارغ التحصیل شدم و شرایط شغلی برام پیش اومده،  حتما شاغل و استخدام بشم. (در جامعه فعلی که شاغل شدن خیلی سخت شده) و این را خیلی ایده آل میدونستن.

ولی من خوشبختانه و به لطف خدا و البته با پشتیبانی همسر عزیزم، بزرگترین و بهترین تصمیم زندگیم رو گرفتم و برای همیشه از شغلم خداحافظی کردم.

الان هم باردارم و ان شاء الله چند ماه دیگه فرزند اولم بدنیا میاد. و از این ترم هم دوره عمومی مجازی جامعه الزهرا(س) را به لطف الهی شروع کردم و ان شاء الله تصمیم دارم که ادامه بدم و با آموزه هایی که با تحصیل در حوزه جامعه الزهرا و مطالعه خودم در مورد تربیت دینی، بدست میارم، بتونم فرزندانم بر اساس اموزه هاس اسلام و قران و اهل بیت(ع) تربیت کنم و ان شاء الله از زمینه سازان ظهور حضرت بقیه الله الاعظم باشیم. چون به نظر بنده در حال حاضر هیچ امری برای ما خانمها مهمتر و ضروری تر از این نیست که با فراغ بال و آرامش مسیر زندگی خود و خانواده را بسوی خانواده ای مهدوی سوق بدیم و ان شاء الله زمینه ساز ظهور آقا باشیم.


شغلم رو خیلی دوست دارم و یکی از نیازهای جامعه هست اما بین انتخاب خانه داری و شاغل بودن خیلی مردد بودم

حقیقتا که ما جوانها به بزرگانی مثل حاج آقا پناهیان مثل یک چراغ هدایت نیاز داریم . از خداوند برای ایشان عمر با عزت و سلامتی روزافزون میخواهم.

خداروشکر میکنم که عالمانی مثل حاج آقا هنوز هستند و من از وقتی با کانالتون آشنا شدم همه سخنرانی ها و کلیپ هاشون رو گوش میکنم. خیلی شیوا و رسا و درعین حال عمیق صحبت میکنند. هر بار هر مسئله ای که برام تو زندگیم پیش میاد با کمک سخنرانی های ایشان به نحو احسن حل میکنم . الحمد لله.

بنده ۲۷ سالمه و امسال سال چهارم ازدواجم هست و یه دختر دو ساله خدا بهمون عطا کرده. من تحصیلکرده مامایی هستم و قبل از ازدواج تا وقتی دخترم بدنیا بیاد شاغل بودم. شغلم رو خیلی دوست دارم و یکی از نیازهای جامعه هست اما بین انتخاب خانه داری و شاغل بودن خیلی مردد بودم. همیشه از خدا و امام زمان میخواستم که خودشون هر انتخابی که صلاح من و خانوادم هست سرراهم قرار بدن. ... تا اینکه خداروشکر به کمک کانالتون و سخنرانی های حاج آقا تونستم بالاخره با اطمینان کامل خانه داری رو به شغلم ترجیح بدم . و هنوز از انتخابم پشیمان نیستم و مطمئنم به حول قوه الهی هیچ وقت پشیمان نخواهم شد. همسرم همیشه ابراز رضایت دارن از اینکه وقتی از سرکار برمیگردن خونه هستم و از طرفی فرزندم که  به من بیشتر از هرکسی نیاز داره در آرامش زندگی میکنن.

خیلی ممنونم از زحماتتون و درخواستم از شما اینه که در پیرامون فرزند پروری و پرورش خانواده دینی مطالب بیشتری ارائه بدین. با آرزوی سلامتی و توفیق


تصمیم گرفتم که شغلم را با مخالفت های شدید کنار بگذارم و در این مدت احساس بهتری نصبت به زمانی که سرکلاس می رفتم دارم

من خانمی ۲۹ساله هستم با ۹سال سابقه ی کار در شغل شریف آموزگاری.بعد از ازدواج خیلی از افکار و اعتقاداتی که داشتم با گوش دادن به مباحث استاد پناهیان تغییر کردن و بیشتر هم اهل مطالعه شدن و از تلویزیون به شدت فاصله گرفتم و شیوه دیگری در زندگی و البته با آرامش بیشتری به رویم باز شد.تا این که در این سه سال اخیر صاحب دو فرزند شدم که یکی الان نه ماهه و دیگری دو ساله و نیم است.با توجه به نکات تربیتی که در مباحث أقای پناهیان خانم و کتاب های تربیتی آقای عباسی ولدی و این که در خیلی خانواده ها به نکات تربیتی کامل عمل نمی شود تصمیم گرفتم که شغلم را با مخالفت های شدید کنار بگذارم و در این مدت احساس بهتری نصبت به زمانی که سرکلاس می رفتم دارم . وتاآنجاکه توان دارم سعی میکنم وظایفم را در خانه و تربیت فرزند درست انجام دهم. و در مورد بچه ها هیچ وقت درست نیست که نزد پدر مادر خودم بگذارم چون دیگر


بنده به دینم افتخارمیکنم که اینچنین دقیق وعمیق وشگفت انگیزبرای زن برنامه ی زندگی ارائه داده

باعرض سلام وخداقوت خدمت تمام یاران انقلابی بیان معنوی.انشاالله خداوندخودش عوض این زحمت های شماروبده که این تلاش های شماانقدرشایسته ست که فقط خداوند میتونه جبران کنه.درباره ی عکس نوشته ی خانم های خانه دار میخوام بگم که بنده الان پنج ساله ازدواج کردم وکارشناس ارشد ادبیات فارسی هستم وازهمون ابتدا بنا برسخنان امام خامنه ای قصد شاغل شدن نداشتم وفقط برای حضور باحجاب کامل در دانشگاه وجامعه وبرای تربیت بهترفرزندانم تحصیل کردم. تاالان هم برخلاف توصیه ها و دلسوزی های ناآگاهانه ی اطرافیانم، اصلاپشیمون نیستم که خانه دارهستم. ازطرفی هم دراین ماه های اخیر با دو خانم شاغل صحبت میکردم که هردو به من گفتند شماها که خانه داری روانتخاب کردید،بردید. ما همه چیز رو از دست دادیم. وخیلی خیلی ابرازپشیمونی میکردند ازاینکه شاغلند  ودیگه به سبب توقعات ایجادشده،به راحتی نمیتونن شغلشون رو رها کنند.

بنده به دینم افتخارمیکنم که اینچنین دقیق وعمیق وشگفت انگیزبرای زن برنامه ی زندگی ارائه داده.انشاالله عاقبت به خیربشید.


با همه وجود مشکلات بچه هایی که مادران کارمند دارند رو حس میکنم

سلام مادر من کارمند بازنشسته هستند و من با توجه به مخالفت های اطرافیان وقتی بچه دار شدم دیگه نرفتم سر کار چون خودم با همه وجود مشکلات بچه هایی که مادران کارمند دارند رو حس میکنم و من بسیاری از نظرات استاد پناهیان رو در درونم حس میکردم و وقتی مادران خانه دار با من درد ودل می‌کردند وناراضی بودند میگفتم ارزش کارتون رو بدونید و مادری و همسری و ساده نگیرید ما الان در حال راه اندازی گروه مادران هستیم با وجود اینکه همه تحت تأثیر جو مدارس تیزهوشان مهندس شدیم


حالا با عکسنوشته شما خیلی احساس آرامش کردم که کارم اشتباه نبوده

من زنی ۴۳ساله هستم و کارشناس پرستاری سالها پیش مدرکم را گرفتم ولی هرگز شاغل نشدم من حتی طرح پرستاری راهم نرفتم چون واقعا خانواده برایم اولویت بود همسر من پزشک است در این چند سال زندگی خیلی ها به چشم حقارت به من نگاه کردند که چرا با مدرک پرستاری خانه داری؟ ولی ترجیحم رسیدگی به بچه ها بود ولی حالا با عکسنوشته شما خیلی احساس آرامش کردم که کارم اشتباه نبوده  ممنون از شما


در آمریکا هر خانمی که خانه دار است ...

جهاد زن خانه داری است؛ در آمریکا هر خانمی که خانه دار است، احساس غرور میکنه. من خودم تحصیلات دارم ولی همیشه دوست دارم در کنار فرزندم باشم و کاری به جز تربیت و آرامش همسرم نداشته باشم. در ضمن اگر خانم هایی که در مکان های غیر ضرور کار میکنند، بیرون بیایند، خیلی از مردهای بیکار بر سر کار میروند. بهتره مردها هم کمی به همسرهاشون برسند تا احساس استقلال مالی نداشته باشند.


با دیدن این متن نگاهم به زندگی عوض شد ...

من فوق لیسانس شیمی دارم و با بچه دار شدنم نتونستم کارم رو ادامه بدم، خیلی برام ناراحت کننده بود. با دیدن متنها و عکس نوشته شما در مورد زن خانه دار نگاهم به زندگیم عوض شد و انگیزه و روحیه درونم سبز و شروع به رشد کرد. تمنا دارم پیرامون خانه داری باز هم متن و عکس بگذارید.


امیدوارم لذت این نعمت رو همه بچشن...

در خصوص مطلبی که راجع به خانوم های خانه دار گذاشتید؛ خواستم  بگم واقعا خانه داری بهترین و شریف ترین شغل برای یه خانوم هست.  

زن میتونه هم علمش رو بدست بیاره  هم توی خونه انسان ساز باشه. خودم شاغل بودم ولی مدتیه کار رو کنار گزاشتم با وجود کار اداری و دولتی  ولی بنظرم  بهترین کار بودن زن توی خونه اس.

چرا که میشه از همین خونه بچه هایی تربیت  کرد که همچون شهدا باعث سرافرازی خانواده باشن.

رسیدگی به همسر و فرزندان و پدر و مادر لذتی داره که توی کار کردن بیرون از خانه نیست. در کنار مدارج بالای علمی میشه توی خونه بود و بهترین فرزندان رو تربیت کرد.

آرامشی  که زن میتونه توی خونه به وجود بیاره با بودنش در خونه میتونه باعث از بین رفتن ۸۰ درصد مشکلات  زندگی بشه و زندگی هایی سرشار از مهر و محبت داشته باشیم که نگاه خدای مهربونمون روی این زندگی باشه.

امیدوارم روزی برسه  که دختران و زنان این سرزمین به این نکته برسن که حضورشون توی خونه ارجحیت داره به حضورشون در محل کار. ای کاش ارزش خانه داری در مدارس و دانشگاه های ماهم تدریس میشد

امیدوارم لذت این نعمت رو همه بچشن.


دفعه اولم بود که چنین نظری رو میخوندم ..

متنی که راجع به زنان خانه دار بود رو خوندم

به عنوان یک زن، همیشه در آرزوی شهادت بودم و هستم؛ ولی هیچ وقت به این فکر نرسیده بودم که خانه داری، من رو آنچنان بی نیاز میکنه که نیازی به شهادت نداشته باشم.

دفعه اولم بود که چنین نظری رو میخوندم ..


حیف عمرم هست که داره بی کیفیت تموم میشه ..

من هم پرستارم؛ الان بعد ۲۲ سال کار فهمیدم چقدر از خودم زدم که مثلا کار کنم .تو اجتماع باشم .فعال باشم ...همین الان نامه استعفا رو نوشتم.

از اینکه برای یک قرون روزی که خدا میرسونه این همه بی اعتماد بودم از خودم خجالت می کشم اصلا هم دلم نمی خواد حرف هیچکس رو گوش کنم ....که حیفه ....حیف عمرم هست که داره بی کیفیت تموم میشه ...باید خودم رو اماده کنم


از پست ومقام وپول وحقوق بالا گذشتم .لحظه‌ای پشیمان نیستم

روزی که فرزندم را در بیمارستان در اغوشم گذاشتند احساس کردم زلزله هزار ریشتری تختم را لرزاند .امانتی عظیم الهی که فقط وفقط  من میتوانم ومن باید از پس ان برایم .بزرگترین پروژه عالم. مهندسی یک انسان یک موجود زنده اشرف مخلوقات .سالها در رشته مهندسی کار کرده بودم انهم از دانشگاه صنعتی درجه یک...اما هیچ پروژهای را عظیمتر از تربیت فرزندم ندیدم .از پست ومقام وپول وحقوق بالا گذشتم .لحظه‌ای پشیمان نیستم .هیچ کاری را شیرینتر از بزرگ کردن یک بچه ندیدم چون بسیاری از فعالیت های اجتماعی را تجربه کرده بودم رتبه صد کنکور بودم  .زنی که تجربه بچه داری را نچشیده باشد واو را به پرستار و مهد بسپارد بالا ترین لذت‌ دنیا را نچشیده .هرگز ارزو نکردم‌مرد باشم چون نمیتوانستم مادر باشم .مادری یعنی خدایی کردن


والله بزرگترین لذت برایم خانه داری هست

پنج سال اول زندگی مشترکم رو با شغل معلمی گذروندم. و هرلحظه منتظر استخدامی بودم

تا اینکه محل درس همسرم منتقل شد به قم؛ و بخاطر پیشرفت همسرم، از خیر شغل و استخدام و ... گذشتیم

درست همون وقتی که برای زندگی و ادامه تحصیلِ همسرم عازم قم شدیم باردار شدم؛ و بعد از دو ماه از شهرستان تماس گرفتن که " چرا سرکار نمیای و ... و استخدام شدی

نه از پیشرفت همسرم دل میکندم نه از شغل معلمی خودم( با تمام احتیاج مالی که به شغلم داشتیم) و نه از تربیت اسلامی بچه ی توراهم, بین دوراهی مونده بودیم. که بالاخره بعد از مشورت و کلنجار رفتن با خونواده هامون تصمیم گرفتیم که من برای همیشه خانه دار بمونم و فقط و فقط بخاطر تربیت دخترم این تصمیم رو گرفتیم

اتفاقات و داستان زندگی خانم های شاغل و بچه هاشون رو سبک سنگین کردم و به این نکته رسیدم که هیچ شغلی برای زن( سفارش پیامبر اکرم به حضرت زهرا ) بالاتر از همسرداری و بچه داری نیست

بعد از سه سال هنوز زخم زبانهای اطرافیان دلم رو میشکنه ولی به این دلخوشم که "" خانه دار"" هستم

والله بزرگترین لذت برایم خانه داری هست.


الان با تمام عشق و علاقه کنار دخترم و همسرم هستم احساس میکنم که لذتی که الان دارم هیچ وقت در محیط کارم نداشته ام

من 20 روز دیگه وارد 40 سالگی می شوم کارشناس معماری کارمند و مسئول نمونه با حقوق عالی و شهرت اجتماعی

مدت 12 سال در محیط کارم با تمام قدرت و صادقانه کار کردم.

خدا در سن 29 ساگلی به من یک دختر زیبا و صالح داد. بخاطر خودم،اطرافیانم و نیازهای مالی زندگی و بچه‌ ام سخت کار می کردم تا  اندکی در آرامش باشند و باشیم. و کمک بزرگی برای خانواده ام بودم

مادرم با تمام مهر و محبت از دخترم مراقبت می کرد هر روز از سرکار می ادم؛ می دیدم یاد گرفته بابا،مامان،آب و... بگه

وقتی راه رفت ..، وقتی مادر گفت ...، وقتی خندید و من اولین نفر نبودم.کارهای بچه ام را ببینم هر کاری کرد من تا دوسالگی اش کنارش نبودم

وقتی با گریه دنبالم بود ..؛ وقتی بغل دیگران در حال خوردن صبحانه بود و با زبان شیرین گفت بده برگشتم اشک تو چشمانم حلقه زد اولین بار شنیدم، انقدر وقت نداشتم کنارش باشم خودم براش لقمه درست کنم. از همان روز تصمیم گرفتم بسه دیگه من باید یک مادر باشم کنار فرزندم خودم عشق مادرانه را تجربه کنم.

الان با تمام عشق و علاقه کنار دخترم و همسرم هستم احساس میکنم که لذتی که الان دارم هیچ وقت در محیط کارم نداشته ام. بارها برایم  فرصتهای مناسب و عالی پیش ولی هرگز نمی خواستم شاغل باشم.چون لذت زندگی و مدیریت خانه از کار بیرون بیشتر است. و هر روز با تمام عشق بیدار می شومو خوشحالم که زود فهمیدم. و هر روز با تمام عشق بیدار می شومو خوشحالم که زود فهمیدم. امیدوارم همه مامان ها شغل مادری را فراموش نکنند. برکت زندگی با حضور مادران در خانه  بیشتر از اجتماع هست.


ویژگی ها متمایز زنان و وظایف آن ها ...

به نظر من یک زن با توجه به ویژگیهایی که خداوند به او داده از جمله توجه به چند چیز در یک لحظه(آشپزی، نظارت بر فرزند و گوش دادن به رادیو و...) برعکس مرد که تمرکز در یک کار از جمله خصوصیات اوست، بنابراین باید شغلهای متعددی داشته باشه چون یک زن کامل وظایف متعدد و سنگینی داره.

مردها تک بعدی تر هستند و این البته در نوع خودشون خوب هست چون باعث تخصص آنها میشه و برای اداره ی بخشی از جامعه لازم هست. زن اما همچون جسم و روح لطیف و ظریفش، شغلهای ظریفی رو برعهده داره

یک زن کامل وظایف مادری همسری دختری خواهری و ... رو داره

تربیت فرزند: که در واقع برنامه ریزی نرم افزار یک ابررایانه ی پیچیده ای به اسم انسان هست

آشپزی : که یک زن کامل برای انجام اون خیلی مهارت ها، آگاهی ها و شغل های دیگری در کنارش فرا میگیره و انجام میده از جمله: آگاهی از طب به خصوص طب اسلامی و سنتی، طبایع و مزاج ها و...

از انجایی که در جامعه ی کنونی حتی بسیاری از مواد اولیه خوراکی هم از دستبرد دشمنان ایمن نمانده، در صورتی که مردان یا دستگاه های خدمات رسان جامعه نیازها را رفع نمیکنند ، زنان با تشکیل تعاونی هایی نان سبوس دار خودشون رو از گندم غیرتراریخته به دست بیاورند.

شغلهای خانگی بسیاری وجود داره و در واقع نیاز هست که به وجود آورده بشه که این امکان رو برای زنان ما فراهم میکنه که هم شاغل باشند و درآمد داشته باشند هم در کنار خانه و خانواده و فرزند باشند.

کلا بحث "فراغت و زمان" در شغلهایی که کارآفرین آن خود افراد باشند تقریبا حل شده است. کارآفرینی اگر توسط زنان رخ دهد و این کارآفرینان، خودشون رو در رویه ی موجود در جامعه گم نکنند و طبق شرایط و ویژگی های خودشون(از بارداری و شیردهی گرفته تا شرایط خاص زنانه ی دیگر) فعالیت کنند مشکل رو برطرف میکنه.

توجه کنید توجه کنید: مگر نه اینکه حضرت خدیجه سلام الله علیها تجارت میکردند و خداوند این توفیق رو به ایشون داد که با پول تجارت ایشون اسلام نشر پیدا کرد!

حضرت زهرا سلام الله علیها مگر نه اینکه در عرصه ی سیاسی بزرگترین مدافع امام زمان خودشون (امام علی علیه السلام)بودند با نطق و خطابه های غرا، با اشک و احساسشون و البته در این راه شهید شدند.

ما شهدای زن هم داریم. اسیه همسر فرعون با پایداری و مقاومتش در ایمان به پیامبر زمانش و فرزند خوانده اش موسای کلیم به سهادت رسید. سمیه اولین شهید صدر اسلام.

حضرت زینب سلام الله علیها مگر نه اینکه از امام زین العابدین پرستاری کردند و علاوه بر این از جان امام زمان خودش در مجلس یزید با کلام خودشون محافظت کردند

ایشان نیز شهید شدند. مگر میشه در میانسالی تنها یک سال بعد از شهادت برادرش حسین علیه السلام وفات کنند. هرگز! ایشان از داغ برادر دق کردند و اگر یک سال دوام آوردند تنها به خاطر رسالتشان بود همان رسالتی که همه می دانیم: "کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"

خانم های عزیز وظیفه و شغل اصلی شما دین داری هست. چون شما با آگاهی و ایمان خودتون، و تربیت نسلتون، و تشجیع و ترغیب مردانتون در دین داری وظایفتون که بسیار زیلگاد و متعدد هست رو باید انجام بدید و اگر وقت تون رو صرف برخی مشاغل کنید از وظایف اصلی تون می مانید.

تاکید میکنم برخی مشاغل! چون همانطور که الگوهای ما همچون حضرت خدیجه سلام الله علیها نیز شاغل بودند و البته در راستای همان دین خودشان و مغزشان را صرف کردند.

شما باید به احکام آشنا باشید تل همچون زهرای مرضیه سلام الله علیها به شما رجوع کنند و پاسخگوی احکام باشید حداقل در اندازه ی اینکه در خانه و خانواده ی خودتون با آگاهی و صحیح عمل کنید و الگوی فرزندانتان باشید در دین داری و عمل به احکام شرعی.

و البته، و البته زنان چون معمولا برای شغل هایشان مثل آموزش قرآن به فرزند، آشپزی، خانه داری و ... پول نمی گیرند همان ایثارگران و مجاهدان عرصه ی زنانگی خود هستند و اگر در این راه بمیرند شهید هستند

همانطور که اگر مردی در راه فراهم آوردن رفاه خانواده اش بمیرد شهید هست. هر کس در حال انجام وظیفه درحالیکه نیت خوب و خیر دارد و اعتقاداتش صحیح باشد بمیرد شهید هست. شهادت فقط با تیر و خون رفتن از بدن نیست

یک نکته ی دیگر اینکه زنان و حتی مردان چند جهاد بزرگ دیگر نیز میتوانند به راحتی انجام دهند:

دعا برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

نماز اول وقت و به خصوص صف اول جماعت تا با مجاهدان خط اول محشور شوند

گریه بر اباعبدالله

شنیده ام گریه کردم خون را کم میکند. اگر اینطوره یعنی شما با گریه بر اباعبدالله در راه ایشان خون میدهید

گریه اوج احساسات است.از منظر کوانتومی وکائنات احساسات شما رو دریافت میکنه و چون یک با کل برابر است همه عالم با گریه شما گریه میکنه. این گریه هاپیاده روی اربعین رو به وجود آورده.بیائید مثل حضرت زهرا سلام الله علیها با گریه نهضت حسینی رو پیش ببریم.


اگر منظور از خانه داری، نبودن در اضطرار درآمد برای تامین هزینه زندگی است من کاملا موافق این موضوع هستم

در میان جواب پیامها دیدم نوشته بودید که حضرت زهرا و حضرت زینب زیر فشار خانه داری کمرشان خم شده بود. من فکر می کنم شما باید یک نکته ای را در نظر بگیرید که تعریف خانه داری چیست. در زمان قدیم درست کردن غذا، پختن نان، نگهداری از کودکان کار بسیار سختی بود که تمام زمان یک خانواده را به خود اختصاص می داد. همینطور که کارهای یدی مردان بسیار زیاد و سخت بود. الان کارهای دستی و یدی کمتری برای تهیه یک وعده غذا انجام می شود که باعث می شود که افراد زمان اضافه بیشتری داشته باشند و بتوانند به غیر از تلاش برای تهیه غذا و و سایل آسایش زندگی به موارد جانبی دیگر هم برسند. این هم در مورد مردان صدق می کند هم در مورد زنان. اگر منظور از خانه داری، نبودن در اضطرار درآمد برای تامین هزینه زندگی است من کاملا موافق این موضوع هستم. به نظر من روح خانم ها جوری است که اگر مسیولیت برعهده آنها نباشد بهتر کاری را با عشق و علاقه و با بهترین وجه انجام می دهند. مثلا با اینکه مسیولیت رسمی تربیت فرزند به پدر گذاشته شده ولی اکثر خانمها اینکار را با کمک همسر رهبری کنند.

من فکر می کنم ( به غیر از زمانی که خانم مجبور است) اگر خانمی مبادرت به حضور در اجتماع می کند و کار می کند نباید فقط به قصد درآمد و فقط به خاطر عقب افتادن از بقیه باشد بلکه  باید دلیل محکمتری داشته باشد و کاملا توجه داشته باشد که روحیه زنانه خود را از بین نبرد.

نکته دیگری را هم می خواستم مطرح کنم که به نظر من خانمهای قدیمی که الان ما به آنها خانه دار می گوییم ( مثلا زنان روستایی) کاملا در تامین معاش خانواده تلاش می کردند. شاید در این بحث این نکته مغفول بماند که اکثرا این زنان بدون اینکه رسما در جایی به عنوان نان آور خانواده بودن مطرح بوده باشند عملا یکی از نیروهای کاری اصلی خانواده بودند. تنها فرق الان و قدیم این است که محیط کاری قدیم بیشتر به محل زندگی و خانواده نزدیک بود و الان دور است. فرق دیگر هم این است که قبلا زن نمی گفت کار کردم و مالم برای خودم است ولی الان می تواند بگوید.

من رو به خاطر پراکنده گویی ببخشید. به نظر من این بحث به راحتی نوشتن یک جمله و یا یک پاراگراف نیست و جنبه های زیادی دارد. من در این متن پراکنده خودم خواستم تعدادی از ابعاد مختلف اون را بگم.

به عنوان تجربه شخص هم عرض کنم که من پدرم را در کودکی از دست دادم و  مادرم شاغل بودند. با این که ما با درآمد مادرم زندگی کردیم، و به آن احتیاج داشتیم ولی مادرم هیچ گاه فقط به پول فکر نکردند و چگونگی کار و نتایج حاصل از آن برایشان اهمیت وافری داشت. درآمد مادرم برکت فراوانی داشت و ما همیشه با عزت فراوان زندگی کردیم. ما دو فرزند هیچ وقت احساس کمبود مادر و پدر نکردیم و تقریبا از بسیار کسانی که در طول حدود ۴۰ سال عمرم دیدم احساس رفاقت بیشتری با مادرم کردیم. با اینکه خیلی از آنها هم مادر هم پدر و هم خانواده بزرگ متحد و همرنگ با هم دارند. الان هم کار می کنم. از کارم لذت می برم. و تمام تلاشم را می کنم که فرزندم از لحاظ مذهبی، فکری و روحی تامین باشد


اما اکنون که کار می کنم اصلا حس خوبی ندارم...

من یک خانم ۳۲ ساله هستم. چند سال پیش همسرم به دلیل اینکه به من علاقه نداشت و با این بهانه که انتخاب خانواده اش بودم، و از طرفی چون با خانواده من هم خیلی مشکل داشت، یک طرفه طلاق گرفت. حضانت فرزندم را گرفت. و تا جایی که توانست حق و حقوقم را پایمال کرد.

تا زمانی که در خانه همسرم بودم خانه دار بودم. اما بعد از طلاق خود را سربار خانواده پدری ام دیدم. روزهای خیلی سخت و بدی را گذراندم. که لحظه لحظه اش برایم غم انگیز بود

بعد از مدتها دنبال کار گشتن بالاخره شغلی متناسب با رشته تحصیلی ام یافتم. و استقلال مالی نسبی به دست آوردم. کمی روحیه از دست رفته ام زنده شد و بسیاری از افکار ناراحت کننده ای که سرتاسر وجودم را فرا گرفته بود به واسطه کار پر مشغله ای که داشتم از بین رفت. البته اینها همه از لطف خدا بود.

اما اکنون که کار می کنم اصلا حس خوبی ندارم. من در رشته های پیراپزشکی تحصیل کردم و در بیمارستان مشغول هستم. اینکه مجبور هستم در ساعات کاری بدون چادر و با روپوش سفید باشم، را دوست ندارم.‌

. اگر امکان ازدواج مجدد برایم فراهم شود. و دارای همسر و فرزند شوم. ان شا الله کار نخواهم کرد


با مطالعه مطالبی که در کانال گذاشتید به وجود همسرم افتخار میکنم که ...

من یک زن خانه‌دار هستم واز اینکه توانستم فرزندانی ولایت مدار با مدد اهل بیت تربیت کنم خدا را شاکرم.
اما همیشه بابت اینکه همسرم با کار خارج از منزل مخالف بودند از درون مشکل داشتم
و فکر میکردم دوستانم از من موفق ترند اما با مطالعه مطالبی که در کانال گذاشتید به وجود همسرم افتخار میکنم که برای آرامش من و فرزندانم تلاش میکند و آرامش را برای ما به ارمغان آورده.
جالب اینکه دخترم برای روز مادر کتاب "قدرت و شکوه زن "را به من هدیه داد.


 

پرسش و پاسخ

سوال:

آیا هدف این است که زن به دنبال لذت خودش برود؟ پس تکلیف و وظیفه کجاست؟ با این مدل استدلال میشود زیرآب تمام مسئولیت ها و وظایف را زد
مثل: من پشیمانم از فرزند زیاد آوردن چون از کودکی آنها لذت نبردم، من پشیمانم از اینکه زود ازدواج کردم و زود بچه اوردم، چون از جوانی لذت نبردم
و....
شما بنا دارید اشتغال زن را زیر سوال ببرید اما متاسفانه به نتایج دیگری که این پیامها برای مخاطب شکل میدهد بی توجهید. شاید زنی بخاطر سرپرست خانواده بودن مجبور است کار کند، چون لذت بچه داری نبرده احساس پشیمانی کند؟!
زنی که تمام امورات زندگی خود را مدیریت کرده و فقط از لذت بیشتر, خود را محروم‌کرده، چرا باید پشیمان شود؟ چه نگاهی در جامعه و بین زنان مذهبی ما قرار است حاکم شود؟ اینکه به دنبال لذت خودت باش؟
متاسفانه کسی که این پیام را منتشر کرده، بر روی مباحث حضرت آقا در مورد زن، تسلطی نداشته است و این جای تاسف دارد؛ نگاهی که زن را به سوی تکالیفش سوق میدهد کجا و نگاهی که او را به سوی لذت طلبی میبرد، کجا!آن پیامی هم که چنین احساسی در مخاطب ایجاد میکند جای تامل دارد؛
تعریف شما و استاد از خانه داری چیست؟
اگر زنی فقططط قرار است خانه دار باشد، تکلیف وظایف اجتماعی اش چه میشود؟ وظایف فردی اش چطور؟ زن فقط در خانه بنشیند و بچه بیاورد بدون اینکه در قبال جامعه احساس مسوولیت کند و بدون اینکه بدنبال تهذیب نفس باشد؟
بد نیست یکبار پیام حضرت آقا به کنگره هفت هزار زن شهید را بخوانید و بد نیست تمام صحبت های ایشان در مورد حضرت فاطمه زهرا را مرور کنید و ببینید حضرت را به عنوان یک زن الگو چطور توصیف میکنند؟

 

پاسخ:

درست است که خانه‌داری لذت‌هایی هم دارد و از جهاتی برای خانم‌ها آرامش بیشتری دارد، اما اگر کسی بخواهد خوب خانه‌داری کند(نه صرفا خانه‌نشینی) واقعا یک کار سخت و جهادگونه است و همانطور که در حدیث نبوی آمده، جهاد زن حساب می‌شود. ماهیت جهاد، فدا کردن خود است. همانطور که مرد در جنگ از جانش می‌گذرد و آن را فدا می‌کند، زن هم در همسرداری و تربیت فرزند، خودش را فدا می‌کند و این فدا کردن وقتی با تصمیم و انتخاب و رضایت باشد، می‌تواند او را به درجات بالایی از معنویت برساند. در فعالیت‌های دیگر شغلی که انسان درآمد دارد و زحمتش در جامعه دیده می‌شود و تقدیر می‌شود، این مقدار فداکاری کمتر هست.

یک خانم با خانه‌داری خوب، هم بزرگترین گام‌ها را در جهت تهذیب تفس خود برداشته، و هم با تربیت فرزند بیشتر خدمت را به جامعه می‌کند؛ بیشتر از هر شغل دیگری.
حضرت زهرا و حضرت زینب، نمونه‌هایی در این زمینه هستند.‌ کتاب مختصر "ناشنیده‌هایی از امام و رهبری درباره شکوه و قدرت زن"، توضیحات خوبی در این زمینه دارد.


سوال: نکته ای که احساس کردم لازمه یاداوری کنم در مورد زنان خانه دار این هست که لطفا در کنار حفظ جایگاه خانه داری و زنده کردن شان مادران خانه دار ؛بعد حضور اجتماعی و علمی خانم ها رو نادیده نگیریم.چون احساس کردم مطلب داره به سمت خانه نشینی صرف میره که قطعا اختلاف داره با مطالبات حضرت اقاجانمون.
در نگرش حضرت اقا ؛به زن مومن انقلابی که *توان* حضور موثر و در چهارچوب در عرصه ی علمی داره واجبه که در جامعه حاضر بشه.بله واجب.عینا حضرت اقا این مطلب رو در یکی از  دیدار هاشون با بانوان برگزیده مطرح کردن ک از همه ی خواهران خوب خودم میخوام که حتما این دیدار ها ک تعداد ش هم محدوده رو مطالعه کنند.
بنده پزشک هستم.و شاید براتون جالب باشه دو مسءله جرقه ی ادامه ی تحصیل در دوره ی تخصص  برای بنده بودن

۱_مطالعه ی مطالبات علمی و اجتماعی حضرت اقا از خانم ها
۲_سلسه مباحث حاج علیرضا تحت عنوان باران خوبی ه
در شرح خطبه ی همام و فراز های مربوط به علم اموزی و اهمیت صدچندان این قضیه برای" بچه حزب اللهی ها"

 

پاسخ: درست است. فعالیت اجتماعی غیر از شغل است. لزوما هر شاغلی یک فعال اجتماعی نیست. همانطور که رهبری فرمودند کارمندی، فروشندگی، تایپیست،.. اینها فعالیت اجتماعی نیست. فعالیت اجتماعی لزوما منافاتی با خانه‌داری ندارد، بلکه بسیاری از اوقات مکمل آن هم می‌تواند باشد.‌


سئوال:راجع به پست خانم های خانه دار یه مطلبی که خیلی فکر منو درگیر کرده اینه که الان در زمانه ما کسانی که این مباحث توجه میکنن و مخاطب این بحث ها هستن اکثرا متدین و محجبه اند و با شنیدن این مباحث راغب به انجام وظیفه اصلی می شوند  
اما حضور خانم هایی که شاید شرایط ایده آل برای حضور در یک محیط اداری را  نمی نداشته باشن باعث ایجاد جو ناشایست در محیط های اداری نمیشه!!؟ واقعا همیشه به مطالب وظیفه اصلی زن و فرزند پروری و در مقابل حضور یک زن محجبه در جامعه فکر میکنم ولی به هیچ نتیجه ای نمی رسم!! آیا استعفای من و امثال من از محیط اداری بهترین تصمیمه؟!!!

پاسخ: اثر یک زن خوب و جهادگر خانه‌دار در جامعه خیلی بیشتر از اثر بدی است که یک زن کارمند و دارای صفات نامناسب ممکن است در جامعه بگذارد.


سئوال: من یه سوال ازحاج آقا دارم..اگه زن قرار نیست کسب درآمد برای خانواده اش داشته باشه .پس چرا باید درس بخونه ؟پس چراباید بره دانشگاه؟پس الان من باچه هدفی باید درس بخونم.؟؟میشه منو ازاین سردرگمی دربیارین خواهشا.که چرابایددرس بخونم..؟

پاسخ: یک زن باسواد توانایی بیشتری برای تربیت فرزند و تدبیر منزل، و تاثیرگذاری روی همسر دارد.


سئوال: در رابطه با عکس نوشته مربوط به زنان خانه دار، ضمن احترام قلبی خیلی زیاد به منزلت زنان خانه دار ولی آیا 50 زن از یاران امام زمان از زنان خانه دار هستند؟ یک زن خانه دار به عنوان فرمانده سپاه امام زمان در یک بخش میتونه وظیفه ای را به عهده بگیره؟
من یک دختر 29 ساله هستم و نه به خاطر اجتماع و حرف دیگران، فقط صرف احساس تکلیفی که می کردم درس خواندم الان هم دارم تمام تلاشم را میکنم تا بتوانم به عنوان یک زن مسلمان در اجتماع حاضر بشم و کارآفرینی کنم و بخشی از مشکلات کشور را در حد توانم حل کنم « من خودم به شخصه با کارمند شدن مخالفم» و تمام نیتم این هست که خودم را برای ظهور امام زمان آماده کنم تا در زمان حکومت ایشان، آنقدر متخصص و متعهد باشم که بتوانم وظیفه ای را بر عهده بگیرم و امام زمانم را یاری کنم.
البته این نکته را هم بگم که به عقیده من وظیفه اول هر زنی همسرداری و مادری است و در مرحله بعدی کار و حضور اجتماعی.
نمیدونم چرا این حرفارو به شما میزنم ولی با این عکس نوشته ته دلم لرزید که شاید سال ها بعد متوجه بشم که تمام این تلاش ها، سختی ها بیهوده بوده و رضای الهی در یک چیز دیگه بوده و ارزش یک زن خانه دار بالاتر باشه
نمیدانم شاید ...

پاسخ:

- حضرت زهرا و حضرت زینب(س)، بهترین الگوها برای زنان هستند.
- کل جنگ امام زمان(عج)، 8 ماه است.
- هیچ بعدی ندارد که اگر تعدادی از یاران یا فرماندهان حضرت زن باشند، آن زنان از زنان خانه‌دار باشند. اتفاقا زنان خانه‌دار بعضا فعالیت‌های اجتماعی بیشتری دارند تا زنان شاغل.


سئوال: کاش انقدر پست ها و نظرات در مورد عکس زن خانه دار غرض ورزانه منتشر نشود...
من دختر یک مادر کارمندم...
خودم هم زنی تحصیلکرده و کارمندم
جملاتی که برای ستایش مقام زنان خانه دار مطرح شده جالب هستند اما هرگز نمی تواند بسیاری از معضلات فرهنگی که ریشه در همین خانه داری دارد را در دل خود نشان دهد...
زنان خانه دار در نسل کنونی اصلا شبیه آن مادری که تصویرش را بعنوان جهادگر نشان دادید نیستند و اغلب پرچمدار مصرف گرایی، مد و تجملات افسارگسیخته هستند در حالیکه
بسیاری از زنان کارمند اکثرا نه وقتی برای این مسایل دارند و نه بخاطر اینکه خودشان با سختی پول درآوردن آشنا هستند منطق این نوع فرهنگ را درک نمی کنند و دوشادوش مرد خود برای پیشرفت زندگی تلاش می کنند
نمیدانم هدفتان دقیقا چیست
ولی اگر بدنبال این هستید زنان را به خانه داری تشویق کنید به نظرم باید با واقعیت های این زمان هم عادلانه دقت کنید
این غرض ورزی ها در اعلام نظرات و تخریب زنان شاغل در شرایطی که طیف وسیعی از معضلات و عقب ماندگی ها به همه آسیب زده زیاد جالب نیست و در ضمن هر زمانی مقتضیات خودش را دارد ممنون

پاسخ:
خانه‌داری مثل همه شغلهای دیگر، برای موفقیت نیازمند اگاهی‌ها و توانمندی‌های خاص خودش است. این یک ضعف جدی در نظام‌های آموزشی ما است که آموزش‌های لازم در این زمینه به دختران ارائه نمی‌شود و رشتۀ بسیاری مهمی مثل مادری و خانه‌داری نداریم که بستر فراگیری آگاهی‌ها، مهارت‌ها و توانمندی‌‌ها شغلی در این زمینه را فراهم کند.


سئوال: خانم پرستار گفتند اگر دختر داشتند هرگز نمیگذاشتند شاغل شود و فقط به او همسر داری، فرزند اوری و فرزند داری اموزش میدادند.
سوال مهمی که مدتهاس ذهنم را درگیر کرده این است که آیا هدف زندگی برای یک خانم فقط همین موارد است؟ هدف خلقت یک زن معنا و مفهوم دیگری ندارد؟
 اگر یک زن پرستار شود و در کنار فرزند داری به خلق خدا کمک کند ارزشمندتر از نشستن در خانه نیست؟ اگر این زن قرار است در خانه بشیند و دختری تربیت کند که در آینده او هم مادر خانه دار خوبی شود چه خدمتی به جامعه کرده است؟
معنای مادر خوب غیر از این است که فرزندی تربیت کند که به درد جامعه و هم وطن خود بخورد؟ اگر همچین فرزندی تربیت شد و توانست دردی از جامعه دعوا کند باید قید کار کردن را بزند تا او هم بتواند فرزند تربیت کند ولی بدون عمل؟
این یک دور باطل نیست؟

پاسخ:

همه اهداف خوبی که در جامعه می‌خواهیم برای فرد و اجتماع، کلیدش تربیت خوب است. اصل این تربیت کلیدش دست مادر است.

تربیت فرزند و همسرداری، مثل همه شغلهای دیگر یک کار مهم و جدی است که نیازمند فرصت، تمرکز ، جدیت و آرامش است.

کتاب مختصر ناشنیده‌ها از شکوه و قدرت زن میتونه مفید باشه.‌


سئوال: مگر بنای خلقت لذت بردن و راحت طلبیست که یکدیگر را به خاطر لذت بردن و خسته نشدن به کار نکردن دعوت میکنیم؟
مگر استاد پناهیان نیستند که دائما ما را به استقبال از رنج و موج سواری بر آن دعوت میکنند؟
اگر ما و فرزندانمان مسولیت های جامعه اسلامی را به عهده نگیریم چه کسی به عهده بگیرد.
پس جهاد فی سبیل الله و تحمل سختی های آن چه میشود؟
اگر خانم های مذهبی و عفیفه نقش های ضروری مثل پرستاری، پزشکی و آموزگاری و... را به عهده نگیرند برای جامعه چه اتفاقی می افتد؟
درست که باید ارزش خانه داری و فواید آن در جامعه احیا شود و زنان به خانه و خانواده پایبند تر شود و در  مشاغلی که مردان نیز میتوانند در آن ایفای نقش کنند لزومی به شاغل شدن نبینند اما با بینش و هدف، این گونه تخطئه کردن کارکردن زنان و اصرار ورزیدن به خانه نشین کردن آنها مسلما نتایج بدی بدنبال خواهد داشت.
همانگونه که 30 سال پیش بی مهابا روی پفک و کیسه فریزر و در کتاب و تلویزیون گفتیم "فرزند کمتر زندگی بیشتر" و الان پشیمانیم حالا هم اگر با وعده راحتی و خوشگذرانی به زنان بگوییم خانه دار بشوید پشیمان خواهیم شد حال آنکه رهبر کبیر انقلاب فرموده اند "تا وقتی جامعه انقلابی حضور خانم ها مثل آقایان واجب است زیرا همه مسلمانند و تکلیف دارند و زن و مرد ندارد."

پاسخ:

خانه‌داری اگر به معنای خوش‌گذرانی باشد مطلوب نیست.

خانه‌داری اگر به معنای همسرداری، بارداری، فرزندآوری و تربیت فرزند باشد، و نیز فعالیت اجتماعی، کار دشواری است. کاری که حضرت زهرا و حضرت زینب مشغولش بودند و کمرشان زیر فشار خانه‌داری خم‌ می‌شد.


سئوال:

ممنون به خاطر مطلب زیبایی که در مورد خانم های خانه دار گذاشتید.
به هر حال بعضی ها هم می توانند در خانه باشند، این می تواند برای رضایت آنها از وضعیت شان و یا تصمیم شان در مورد وضعیت آینده شان مفید باشد.
من همیشه دوست داشتم شاغل نباشم. معتقدم شاغل بودن زن یک سری آفات دارد هم برای خودش و هم خانواده. اما در یک برهه از زمان مجبور شدم بروم سر کار. و تعهد خدمتم باعث می‌شود نتوانم کارم را ترک کنم. مدت زیادی طول کشید تا عادت کردم. الان خدا را شکر می‌کنم که حالم خوب است.

اما وقتی مطالب این شکلی می بینم، غصه می خورم. طبیعتاً مردان دوست دارند یک زن خانه دار داشته باشند که بنشیند در خانه و چند بچه بیاورد و محیط خانه را برایشان آماده کند.
بعد با خودم می گویم خدا کند کسی که دوستش دارم، در کانال شما نباشد و این مطالب را نبیند. مگر من که مجبورم کار کنم، گناه کرده ام؟

خانم های خانه داری را می شناسم که هم و غمشان پول خرج کردن و ... است. خانم های شاغلی هم می شناسم که بچه های خوبی تربیت کرده اند.
کاش بتوانیم انسان بودن را بیاموزیم؛ هر کجا که هستیم.

 

پاسخ:

۱. شما که مجبور هستید، ثواب هم می‌کنید به خاطر رنجی که می‌کشید. شبیه پلیسی که به خاطر حفظ امنیت نمی‌تواند در مراسم عاشورا شرکت کند و حسرت می‌خورد.
اینکه مردم را تشویق به روضه محرم و عاشورا می‌کنند، برای اکثریت است و معنایش نفی کسانی که مجبورند نیست.

۲. خانه‌دار بودن آخر راه نیست، آغاز راه است. خانه‌دار خوب بودن شرط است؛ مثل همه شغل‌های دیگر.‌


سئوال: من قبلا به شما پیام دادم و جواب گرفتم. امیدوارم این بار هم به من پاسخ بدین و یا حداقل پیام من رو هم در کانال قرار بدید به عنوان یه نظر متفاوت...همون طور که نظر اون خانم های پشیمون رو قرار دادین.
بعضی از خانم ها پیام دادن که ای کاش شاغل نبودن و فقط به بچه داری و خانه داری رسیده بودن و الان پشیمان هستن.
من واقعا فکر میکنم این از همون مسئله ی "مرغ همسایه غاز هست" نشأت میگیره. خانم های خانه دار در حسرت شغل داشتن و درامد داشتن و برعکس خانم های شاغلی که فکر میکنن اگر خانه دار بودن چقدر خوشبخت تر بودن...
من مادرم خانه دار هست و در واقع خیلی خیلی از زنهای فامیلمون. میدونید تایم اضافه ای که یه زن شاغل وقتی از بچه هاش اضاف اومد ،میره سر کار رو اینها چطور استفاده کردن و میکنن?
یه تیکه پشت تلفن ، یه تیکه پای تلوزیون، یه تیکه اسم دختر حسن و پسر حسین اوردن.. یه تیکه پلاس اینترنت و شبکه های اجتماعی ...در کنار اینها باید اشاره کنم بیکاری ،پیامدی هایی مثل بداخلاقی و...داره.
مادرم و زنهای این مدلی برای امثال من الگو هستن که تا موقعی که جوان هستم یک کار خوب پیدا کنم و مهارتهام رو تقویت کنم تا در زمان میانسالی به جای پشت تلفن و پای تلوزیون بودن درگیر کسب و کارم و امور مفید باشم...
خدا وااااقعا اینطور راضی هست و یه مشت زن تنبل دوست نداره.
اگر یه زن عرضه داره هم کار داشته باشه هم همسر و فرزند این کفران نعمت هست که از تمام توانمندیهاش استفاده نکنه.
لطفا این پیام رو هم بزارین توی کانال... که فقط نظرات موافق پستهاتون نگذاشته باشین.

 

پاسخ: خانه‌داری یک شغل است. در هر شغلی انسان می‌تواند خوب باشد یا نباشد. این به خود فرد بستگی دارد نه لزوما به شغل. مدیر و کارمند خوب داریم، مدیر و کارمند فاسد و بیکار هم داریم. حضرت زهرا و حضرت زینب الگوی یک زن خانه‌دار خوب هستند. ما در هر شغلی که باشیم، باید از افراد موفق در آن شغل الگو بگیریم، نه افرادی که موفقیت کمتری داشتند.

 

سئوال:اگر یه زن بتونه هم به اندازه ی کافی و لازم به شوهر و بچش برسه و هم کار کنه، این کفران نعمت هست که فقط خانه دار باشه...باید از همه ی توانمندی هاش استفاده کنه که اگر نکنه روز به روز و ذره ذره فاسد و فاسدتر میشه.

 

پاسخ:

بله اگر واقعا خانمی بتواند بدون کم گذاشتن از همسرداری، فرزندآوری و تربیت فرزند، کارهای مفید دیگری در اجتماع انجام دهد، حتما خوب است که انجام دهد.

 ولی خیلی‌ها توانایی ندارند که هم هر سه یا چهارسال یکبار بچه به دنیا بیاورند و پنج، شش یا هفت بچه را بزرگ‌ کنند و تربیت کنند و همزمان توان داشته باشند که در یکی از شغل‌‌های کم اهمیت‌تر در جامعه به صورت دایمی و تمام وقت مشغول شوند.

در این میان، حضرت زهرا و حضرت زینب، جز در یک برهه خیلی کوتاه، شغلی غیر از خانه‌داری نداشتند. حتما توانش را نداشتند وگرنه دریغ نمی‌کردند.

 

سوال:

دوست عزیز کی گفته زن باید هر از سه چهار سال یه بچه بیاره?  یه زن و مرد با وضعیت اقتصادی امروز ، کاه و یونجه هم بخوان به بچه ها بدن نمیتونن هفت هشتا بچه داشته باشن. در ضمن توانایی فیزیکی خانم های امروز رو با زنهای قدیم مقایسه نکنین. اونا مثل ما مواد شیمیایی نخوردن. ما کم بنیه هستیم. و مسئله ی دیگه هم که حائز اهمیت هست اینه که شما توی همین دوره زمونه یه خانواده ی فرهنگی با تحصیلات بالا و با فرهنگ خوب به من نشون بده که هفت هشتا بچه داشته باشه!!! زن بخواد صرفا خونه داری هم بکنه هفت هشتا نمیاره.

در ضمن یک مسئله ای خیلی مهم دیگه هم که مطرح هست اینه که وقتی یه زن و مرد هنوز خودشون ناقص هستن و از لحاظ تربیتی مشکل دارن بهتر نیست روی خودشون کار کنن تا اینکه بخوان بچه بیارن ? از بین تمام زوج هایی که دیدین چندتاشون مادرهای باصبر و حوصله ای هستن? هر چی من دارم میبینم روی بچه ضعف اعصاب گرفتن...سر بچه داد میزنن...سر غذا خوردنش، لباس پوشیدنش، شانه زدن موهاش... ادم بهتر نیست اول خودش ادم موفق و مفیدی بشه بعد به فکر اوردن و تربیت نسل مفید باشه?
چطور کسی که خودش سر اندر پاش نقص شخصیتی و تربیتی و پیروی از هوای نفس هست میتونه یار امام زمان تربیت کنه؟؟؟

 

پاسخ:

بله اگر کسی می‌داند که ولو با سختی قابل تحمل نمی‌تواند، طبعا خداوند تکلیف غیر قابل تحمل بر کسی نمی‌کند.‌
به هر حال بحران جدی جمعیت که رهبر فرمودند یک خطر جدی برای ایران و اسلام است، طبق نظر متخصصین و خود ایشان با یکی دو بچه حل نخواهد شد.‌ به ویژه اینکه کسانی که به امر ایشان توجه می‌کنند، طبعا عده‌ای از ولایت‌مداران هستند نه کل جامعه. به هر حال در تاریخ همیشه اسلام با مجاهدت‌های سنگین حفظ شده و به ما رسیده و برای استمرارش باز هم نیاز به مجاهدت دارد.
شاید کلیپ زیر که بخشی از صحبتهای امام و رهبری هم در آن هست مطلب را روشن کند.

panahian.ir/post/2245
در خصوص تربیت نیز این کلیپ از فرمایشات رهبری می‌تواند کمک کند.
t.me/Panahian_ir/3261


سئوال:

میخواستم یه مطلبی در مورد شاغل بودن و کسب علم در خانم ها عرض کنم؛ اینکه از پیامبر(ص) نقل شده که اطلبوا العلم من المهد الی اللحد
و در این حدیث به جنسیت اشاره ای نشده
پس کسب علم زنان و حضور آنها در جامعه از نظر پیامبر مشکلی نداشته.

اگر خانمی با حفظ عفت و پاکی در جامعه به فعالیت های علمی و پژوهشی بپردازد احتمالا میزان تاثیر گذاری و الگو بودنش بیشتر از #برخی زنانی باشد که در خانه مینشینند و دچار روزمرگی شده اند.

 

پاسخ:

علم‌آموزی با خانه‌داری قابل جمع است.
همچنین خود خانه‌داری و تربیت فرزند و همسرداری نیازمند علم‌آموزی بسیار است.


سئوال: بنده دختری ۲۰ ساله ام که مدت چند ماه از ازدواجم میگذرد و دانشجوی دانشگاه فرهنگیان هستم. و ان شاءالله دوسال بعد معلم مقطع ابتدایی خواهم بود.
مادر من خانه دار است و از کودکی تا همین حالا هیج کمبودی در خانه نداشته ام و مطمئنم بزرگترین عامل آن همین خانه دار بودن مادرم بود.
من میدانم چقدر خانه داری ارزشمند است و مهم ترین وظیفه من رسیدگی به همسر و فرزندانم خواهد بود اما معلمی هم شغلی برازنده برای یک خانم است و جامعه هم به معلم خانم نیاز دارد. کمترین برخورد را با آقایان دارد و زمان کمی هم نسبت به دیگر شغل ها در طول روز  نیازدداردو روحی بزرگ و شخصیتی بزرگوار میخواهد و این چیزی بود که باعث شد باوجود رشته ها و دانشگاه های دارای اعتبار علمی که میتوانستم انتخاب کنم دانشگاه فرهنگیان و شغل معلمی را انتخاب کردم.
تنها دغدغه بنده روزهایی هست که بخواهم فرزندی داشته باشم و آن ۹ ماه مرخصی تمام شود و بچه ای که نهایتا یکسال دارد را چندین ساعت تنها بگذارم.
باتوجه به رشته ای که در آن تحصیل میکنم میدانم سال های اول زندگی هر انسان چقدر میتواند مهم و اساسی باشد و این که بخواهم فرزندم را تنها بگذارم میدانم فاجعه است.
من به اینکه حداقل تا سه سال دائما کنار فرزندم باشم نیاز دارم و حتی سابقه و حقوق و مزایا هم برایم مهم نیست اما این امکان در آموزش و پرورش پر از نیاز به نیروی انسانی ما وجود ندارد.
اقای پناهیان حالا تکلیف چیست؟ چرا تلاشی جهت سهولت فرزندآوری در قوانین ما انجام نمیپذیرد؟ من دنیایی از ارزو هستم برای چند شاگردی که در مدرسه خواهم داشت تمام توانم را بکار میگیرم تا بتوانم خودم را تربیت کنم و برای دانش اموزانم مربی باشم نه یک اموزگار صرف ولی وظیفه ای که در قبال فرزندانم خواهم داشت چه میشود؟
اینکه کمتر از همسرم صحبت میکنم دلیلش این است که تا حدود زیادی توانسته ام زندگی متاهلی و دانشجو بودن را مدیریت کنم که آن هم به درک بالای همسرعزیزم برمیگردد و از همه مهم تر لطف الهی.
اما بازهم کاملا مشخص است که چقدر تفاوت است بین خانه دار بودن و داشتن شغلی بیرون از خانه بلاخره تاثیر خود را میگذارد.
ان شاءالله شرایطی در کشور ما برقرار شود که بتوان هم از مهارت افراد بهره برد و هم کمترین آسیب ممکن به خانواده ها نرسد.

 

پاسخ: در صورت ضرورت معلمی خب چاره‌ای نیست، مانند پدری که برای جهاد واجب خانواده را رها میکند و بچه‌اش شاید یتیم بشود.
گرچه شاید امروز ضرورت فرزندآوری(نه در حد 2 بچه، بلکه مانند قدیم خیلی بیشتر) و مشکل کمبود جمعیت ضرورتش بیشتر از کمبود معلم باشد.
البته بنا به فرمایش حضرت امام که در کتاب قدرت و شکوه زن گردآوری شده، کاری که مادر برای تربیت فرزند می‌تواند بکند، بهترین معلم‌ها هم نمی‌توانند آن نقش را داشته باشند یا آن کمبود را جبران کنند. تاثیر معلم بر دانش آموز بسیار کمتر از تاثیر عمیق مادر بر روی بچه است. و مادر برای اینکه بتواند تاثیر خوبی بگذارد، به شرایط، فراغت، حکمت، و آرامش خاصی نیازمند است.


سئوال: افراط و تفریط درست نیست، من دختر دانشجو ی پزشکی هستم که به خاطر اینکه جامعه اسلامی به پزشک زن احتیاج دارد این رشته را انتخاب کردم. به نظرم وقتی یک‌نفر به وظیفه اش عمل کند در مسیر کمال است و خداوند خودش کار های آن نفر را اصلاح می کند.
به ظاهر شاید یک خانم پزشک‌ نتواند اندازه ی یک خانم‌ خانه دار در کنار فرزندانش باشد اما اگر نیت الهی داشته باشد و به وظیفه مادری و پزشکی عمل کند، نه‌به فرزندانش ظلم کرده نه به‌ خودش.

 

پاسخ:

پزشک زن حتما لازم است. در عین حال:

۱. پزشک، بیماران جسمی را درمان می‌کند؛ البته اگر موفق شود.

اما مادر خوب:
 اولا مادر خوب مانع بیماری روحی فرزندانش می‌شود. بنابراین هم از جهت تقدم سلامت روح بر جسم و هم از این جهت که بهداشت بر درمان تقدم و ترجیح دارد، کار مادر باارزش‌تر و موثرتر و مفیدتر از پزشک است. ضمن اینکه ریشه بسیاری از بیماری‌های جسمی، در اصل بیماری‌ها یا نیازهای روحی است.

ثانیا مادر خوب باعث رشد و تربیت فرزندانش هم می‌شود و به همین دلیل مادران بیشترین نقش را در تولید علم و از جمله علم پزشکی و نیز پرورش دانشمندان و مدیران تحول‌آفرین دارد. و هیچکس به قدر مادر در تربیت بچه موثر نیست و کم‌کاری مادر هم معمولا و عملا توسط بهترین تلاشهای مضاعف دیگران قابل جبران نیست.

ثالثا‌ مادر خوب و آگاه، حتی از نظر جسمی هم خدمت بیشتری به جسم افراد می‌کند. زیرا باعث میشود فرزندانش خیلی کمتر مریض شوند. اکثر مریضی‌ها به دلیل سبک زندگی نادرست است. وقتی طبیب شهر از رسول خدا علت عدم مراجعه مردم به خودش را پرسید، حضرت فرمودند اسلام چند دستور ساده دارد که مسلمانان چون رعایت می‌کنند، خیلی کم مریض می‌شوند.‌

رابعا، مادران توانمند و آگاه، به واسطه ارتباطات خانوادگی و دوستانه، به عنوان یک مشاور و درمانگر صمیمی و رایگان، در پیش‌گیری از بسیاری از امراض جسمی و روحی و نیز درمان‌های طبیعی بیماری‌ها، برای قشر وسیعی از مادران و خانواده‌ها موثر است.

بنابراین، باوجود اینکه اولا مادری شغل بسیار شرافتمندانه‌تر و مفیدتر و موثرتری برای جامعه هست، و ثانیا مادری و همسری خوب به دلیل اینکه وجاهت و شهرت اجتماعی ندارد و اثر کارش به صورت عینی دیده و تقدیر نمی‌شود، ازخودگذشتگی بیشتری دارد، در عین حال لازم است برخی زنان در حد وجوب کفایی، پزشک شوند. اما با توجه به اثر بسیار بالای مادری و همسری در جامعه، شاید بهتر باشد زنانی که امکان و قابلیت کمتری برای مادری و همسری خوب دارند، به سراغ پزشکی بروند‌. با وجود اینکه زنان قابله در زمان حضرت زهرا بودند، اما حضرت زهرا مادری و همسری را ترجیح داد. تصور اینکه مادری و همسری خوب، نخبگی و فرهیختگی کمتری نسبت به پزشکی نیاز دارد، لزوما صحیح نیست.


سئوال: حرف آقای پناهیان رو کاملا قبول دارم ولی میشه نظرشون درمورد زنان پزشک یا مبلغ یا شغل هایی که زنان حضوری درخشان داشتن رو هم منتقل کنید.
بالاخره گاهی نیاز حضور زنان در کار هایی به جز خانه داری هم احساس میشه

 

پاسخ: همان طوری که امام فرمود، ارزش و اثر هیچ کاری  به اندازه مادری و همسری نیست، ولی بالاخره از باب ضرورت برخی شغلها هست که هرچند ارزش و اهمیت کمتری دارد، ولی بالاخره باید کسانی آنها را به عهده بگیرند. البته طبق نظر مقام معظم رهبری و امام، زنان همیشه باید شغل اول خود را شغل راهبردی همسری و مادری بدانند.


سوال:من الان نظراتی رو که در این بخش اومده، خوندم و لذت بردم از پاسخ گویی خوبتون.من هم چندین سؤال دارم تو این زمینه که خیلی وقته که ذهنم رو درگیر خودش کرده.مادر من معلم ابتدایی بودن و من تو دوران بچگی مثلا همیشه دوست داشتم که از مدرسه میام، مامانم سرحال باشه و نخوابه یا بوی غذای گرم تو خونه باشه.ولی از بچگی با این تفکر که حتما باید در آینده شغلی داشته باشم، بزرگ شدم و همیشه دنبال کشف توانمندی ها و استعدادام بودم؛ مثلا از همون زمان حس می کردم علاقه و استعداد کارهای هنری و نوشتن در من وجود داره و کلی ذوق داشتم که این استعداد ها رو در خودم پرورش بدم تا یه فرد مفیدی برای جامعه ام باشم.البته که یک مادر و همسر خوب بودن هم برام اهمیت داشت.

تا این که اهمیت مادر بودن برام پررنگ تر شد و تصمیم گرفته بودم که در آینده شغل ثابت و کارمندی نداشته باشم و مثلا به نویسندگی که شاید اونقدرا وقت نگیره بپردازم.شما ممکنه بگید که اهمیت مادری از اهمیت نویسندگی بیش تره و قطعا فرزند شما بیش تر به شما نیاز داره تا جامعه.اما من واقعا برام سؤاله که یک خانوم هیچ هویت مستقلی نداره غیر از این که مادر یا همسر باشه(کما این که در قدیم هم این طور بوده و خانوما حتی حق درس خوندن نداشتن)؛ یعنی اصلا مهم  نیست که یه دختر و خانوم به کارهای موردعلاقه اش و استعداداش فکر کنه و برای اونا تلاش کنه؟اگه بگیم خانوما خانه دار باشن فقط، پس مثلا من استعداد نوشتنم چه فایده ای داره؟و هم چنین خیلی از خانومای دیگه که استعداد های متنوع تر دیگه ای دارن؟
تا امسال که کنکور دادم،تصمیم من این بود که رشته ی ادبیات در یک دانشگاه عادی بخونم که به همون اهدافی که گفتم برسم.ولی براثر اصرار خانواده و شک و تردیدی که در خودم به وجود اومد و علاقه و اعتقادی که به مفید بودن معلمی داشتم، به دانشگاه فرهنگیان اومدم.با وجود این که همیشه دوست داشتم در صورت ازدواج،زود فرزند دار بشم و بیش تر از دو یا سه تا فرزند داشته باشم ولی حالا که به آینده ام فکر می کنم، احساس می کنم این امکان برای من وجود نداره یا خیلی به سختی ممکنه.خوش حال بودم از این که شغل مقدسی رو انتخاب کردم و می تونم با خودسازی خودم، معلم و در عین حال مادر خوبی بشم که این پست شما و نظرات دیگران رو خوندم و احساس می کنم که خالی شدم؛ چون به خاطر تعهد کاری که ما داریم، راه برگشتی هم نداریم.ولی مگه غیر از اینه که خود رهبری رو دانشگاه فرهنگیان و معلم ها حساسیت دارن؟یا غیر از اینه که جامعه به معلم نیاز داره؟اگه همش بخوایم بگیم جامعه به مادران خوب بیش تر نیاز داره که نمیشه؛ این در حد شعار خوبه.ولی واقعیت اینه که ما به پزشک زن، معلم زن و یه سری مشاغل دیگه که زن ها باید در اون جا باشند، نیاز داریم.اگه جواب هردو سوالم رو بدید، ممنون میشم.
 
پاسخ:

علم به منزله حیات انسان است و برای یک خانم خانه‌دار بسیار ارزشمند و بلکه لازم است و ممکن. خانه‌داری هیچ منافاتی با علم‌آموزی ندارد. با تدبیر، می‌توان با استفاده از فراغت‌ها و فرصت‌ها، و یا در کنار برخی فعالیت‌ها به علم‌آموزی هم پرداخت.

سایر موارد که فرمودید ظاهرا در سایر پاسخ‌ها، پاسخ داده شده.

نظرات متفاوت

من زنی کارمند هستم، اما تمام عمرم رویای خانه دار بودن و تربیت فرزندان خداجو داشتم؛ اما حالا بیرون از خانه کار میکنم.

حسی که من و به جرات بگویم ۹۹ درصد از زنان شاغل اطرافم را به کار کردن بیرون از منزل تشویق میکند، حس عدم امنیت است. اینکه اگر به هر دلیلی حمایت مالی همسرمان را نداشته باشیم آینده خودم و بچه م را چگونه بگذرانیم

به هر دلیلی مثل طلاق، بیکاری یا مرگ و ...

نمیدانم مشکل از توکل نداشتن ما به خداست یا جامعه یا هر چیز دیگر اما این مشکل خیلی از زنان سرزمین من است


من یک خانم ۲۵ ساله مجرد و کارمند هستم. باوجود شاغل بودن ولی عاشق خانه داری و بهتر بگم خانواده داری هستم، عاشق مادر بودن، غذا پختن،مرتب کردن خانه و...، ولی متاسفانه آقایونی که به خواستگاری میان شاغل بودن براشون مهمه و وقتی در صحبت های اولیه بهشون گفته میشه که من علاقه به کار کردن ندارم و دوست دارم خانه دار باشم نظر آقایون که در ظاهر مذهبی هم هستن تغییر میکنه و منصرف میشن. واقعا نمیدونم غیرت دینی یک سری از مردای ما کجا رفته که با این نگاه به خواستگاری میرن که خانم کمک خرج زندگیشون باشه. واقعا این موضوع قلب من رو به درد میاره. من به عنوان یک دختر مسلمان دوست دارم به همسری و فرزندپروری بپردازم و هرچقدر هم کم ولی این همسرم باشه که روزی من رو فراهم میکنه.

من آرزوم به عنوان یک دختر شهادت نیست، بلکه آرزوم مادرشهید بودنه. و دوست دارم برای این موضوع وقت بزارم بجای اینکه بیشتر وقتم رو بیرون از خونه بگذرونم.

نمیدونم شاید با شرایط اقتصادی موجود اقایون حق داشته باشند ولی ...


حرف اون خواهری که خواستار اصلاح نقش مرد هست درست هست اما چنتا تبصره هم داره

  الف) خانم ها به شدت مصرفگرا هستند حالا نمیدانم اثر تبلیغاته، چشم و هم چشمیشونه، ذاتیه این موضوع و یا علل دیگه داره نمیدونم اما خصیصه باعث میشه مرد بیچاره حتی اگر نقشش را درست ایفا کنه باز مقابل این حجم تمنای کاذب کم بیاره.

 ب) اما وقتی خودشون میرن سر کار متوجه میشن که پول با چه سختی ای بدست میاد و متقاعد میشن که تمناهاشون یه قدری کاذبه و منطقی تر میشن هم تو خواسته ها هم مدیریت مصرف.

ج) نکته دیگه اینه که بین این آرامش از یک طرف و موفقیت ها ، رشد و ترقی ، دیده شدن و تشویق و ... و بسیاری خواسته های درونی خانم ها ( که البته این ها همه به حق و صحیح هم هستند) در عصر کنونی تضاد دیده میشود . زن با خود میگوید اگر در خانه بمانم و به خانه داری و بچه داری مشغول باشم آرامش دارم اما از رشد و ترقی باز میمانم از استقلال مالی باز میمانم از سفر و لذت های حلال که دیگران بهره مندند باز میمانم و ... چه جوابی اینجا باید داد ؟ فکر میکنم جناب پناهیان با بررسی جوانب مختلف این بحث و با تدوین یه سلسه مباحثی در این خصوص باید جواب درست و قانع کننده ای برای این پارادوکس فکری از منظر اسلام به مخاطبان ارایه کنند . حتی فکر میکنم اگر این موضوع کتاب شود مخاطبان زیادی داشته باشد چرا که دغدغه خانم های زیادی هست . خانم های زیادی بین این دو حس _ حس مادری و همسرداری از یکطرف و حس خود بودن و به خود توجه کردن و به خواسته های فطری درون خود پاسخ دادن گیر کرده اند . و در حال حاضر اطرافیان و تبلیغات به این پارادوکس جواب میدهد و جای یک تفکر جامع و درست در این زمینه خالی است.

خواهر دوستم مادر دو بچه هست و از سویی بسیار چیره دست در ساخت شیرینی . چندی پیش دوستم تعریف میکرد که خواهرش گفته که استاد خوبی در تنکابن کلاس داشته و ایشون علاقه وافری داشته که به اون کلاس بره اما خودش برا خاطر بچه هاش پا بر میل درونی اش گذاشته . اینجا حس مادری پر رنگ بوده و پارادوکس را حل کرده اما عقل جوابی دیگر داده بود و آن اینکه مگر چند بار زندگی میکنیم از عمرت استفاده کن تا کی باید پای بچه ها بمانی و خود را فدای آنها کنی .


شما با این پیام هایی که در خصوص نظرات حول اشتغال بانوان میگذارید عمل پسندیده ای هست در کل اما دل دختران و زنانی که مجبورند کار کنند را می سوزانید. واقعا با خواندن این پیام خانم ها حالم بد می شود چون بعضی سرپرست درست و حسابی ندارند یا به دلایل مالی مجبورند کار کنند و این خانم های محترم که پیام داده اند غیر از کار گزینه دیگری هم داشته اند. مطمئن باشید  90 درصد زنان شاغل اجبار دارند برای کار وگرنه هیچ زنی آسایش منزلش که نیاز فطری اش است را رها نمیکند.


بنده دختری ۲۰ ساله ام که مدت چند ماه از ازدواجم میگذرد و دانشجوی دانشگاه فرهنگیان هستم. و ان شاءالله دوسال بعد معلم مقطع ابتدایی خواهم بود.

مادر من خانه دار است و از کودکی تا همین حالا هیج کمبودی در خانه نداشته ام و مطمئنم بزرگترین عامل آن همین خانه دار بودن مادرم بود

من میدانم چقدر خانه داری ارزشمند است و مهم ترین وظیفه من رسیدگی به همسر و فرزندانم خواهد بود اما معلمی هم شغلی برازنده برای یک خانم است و جامعه هم به معلم خانم نیاز دارد. کمترین برخورد را با آقایان دارد و زمان کمی هم نسبت به دیگر شغل ها در طول روز  نیازدداردو روحی بزرگ و شخصیتی بزرگوار میخواهد و این چیزی بود که باعث شد باوجود رشته ها و دانشگاه های دارای اعتبار علمی که میتوانستم انتخاب کنم دانشگاه فرهنگیان و شغل معلمی را انتخاب کردم.

تنها دغدغه بنده روزهایی هست که بخواهم فرزندی داشته باشم و آن ۹ ماه مرخصی تمام شود و بچه ای که نهایتا یکسال دارد را چندین ساعت تنها بگذارم.

باتوجه به رشته ای که در آن تحصیل میکنم میدانم سال های اول زندگی هر انسان چقدر میتواند مهم و اساسی باشد و این که بخواهم فرزندم را تنها بگذارم میدانم فاجعه است.

من به اینکه حداقل تا سه سال دائما کنار فرزندم باشم نیاز دارم و حتی سابقه و حقوق و مزایا هم برایم مهم نیست اما این امکان در آموزش و پرورش پر از نیاز به نیروی انسانی ما وجود ندارد.

اقای پناهیان حالا تکلیف چیست؟ چرا تلاشی جهت سهولت فرزندآوری در قوانین ما انجام نمیپذیرد؟ من دنیایی از ارزو هستم برای چند شاگردی که در مدرسه خواهم داشت تمام توانم را بکار میگیرم تا بتوانم خودم را تربیت کنم و برای دانش اموزانم مربی باشم نه یک اموزگار صرف ولی وظیفه ای که در قبال فرزندانم خواهم داشت چه میشود؟

اینکه کمتر از همسرم صحبت میکنم دلیلش این است که تا حدود زیادی توانسته ام زندگی متاهلی و دانشجو بودن را مدیریت کنم که آن هم به درک بالای همسرعزیزم برمیگردد و از همه مهم تر لطف الهی.

اما بازهم کاملا مشخص است که چقدر تفاوت است بین خانه دار بودن و داشتن شغلی بیرون از خانه بلاخره تاثیر خود را میگذارد.

ان شاءالله شرایطی در کشور ما برقرار شود که بتوان هم از مهارت افراد بهره برد و هم کمترین آسیب ممکن به خانواده ها نرسد.


یادمه تو خاطرات مادربزرگا میشنیدیم ک زن توی خونه کابینه ی رئیس خونه بود و  اموراتی ک در توانش بود را برعهده داشت گاهی از زن ها هم کارهایی مردانه انجام میدادن ولی اون وقتا کسی انتظار مرد بودن از زن را نداشت.مثلا کسی توقع نداشت زن نان آور خودش باشه بعضی زنها اصلا واسه این ازدواج میکردن ک کسی خرجشون را بده.امور تربیتی برای زن وظیفه بود و کارهای دیگه لطف مازاد.

ولی الان مردها میگن من پول دربیارم خرج‌ خونه و بچه را بدم هنر کردم تو واسه خودت کار پیدا کن خرج خودت را بده کمک منم کن.خیلی منصف باشه میگه ی کار تو خونه پیدا کن و کمک خرج باش.

این زنی ک حس میکنه نون خور اضافس آیا میتونه آرامش ب خانواده بده


من یک بانوی خانه دار هستم که در ابتدای ازدواجم بشوق آنکه همیشه یه دختر نمونه برای خانواده ام بودم تصمیم گرفتم یه همسر نمونه هم برای شوهرم باشم  و به تبع اش یه مادر نمونه برای فرزندم به همین خاطر خانه دار بودن را انتخاب کردم.

اما بعد از گذشت سیزده سال از زندگی مشترک تمام وجودم را پشیمانی گرفته بخاطر همان چیزی که یک روزی  برایم  شوق و افتخار بود.

آری چند سالیست که شب و روز خودم را محاکمه میکنم که چرا شاغل نیستم تا مجبور نباشم سرکوفت های همسرم را بشنوم مبنی بر اینکه زنهای دیگر برج ۲-۳میلیون حقوق دارن و میریزن جلوی شوهرانشون و آنهایم فقط پول میشمارن اما تو سربار هستی...

آری زنی میتواند زن باشدو خانه دار باشد که برای گرفتن برج۵۰یا ۱۰۰تومن از شوهرش شخصیتش،زنانگیش،لطافتش نادیده گرفته نشود.

به تمام دخترهای سرزمینم سفارش میکنم شاغل باشید تا دستتان در جیب خودتان باشد و عزتتان حفظ شود


من خانومی ۳۳ساله هستم خانه دار؛ که دو تا بچه دارم واز اینکه درآمد همسرم خوبه ومن لازم نیست برم سر کار روزی هزار بار خداوند راشاکرم. وبه نظر من جایگاه زن در خانه بهترین و ارزشمندترین جایگاه است البته لازم به ذکر است که در بعضی مشاغل حضور بانوان قابل ستایش است اما تجربه نشان داده است که موفق ترین خانم های شاغل هم همسرانی فداکار ومادرانی مقتدر هستند و یک شغل نمیتواند از ارزش مادری وهمسری کم کند واز خداون آرزو دارم به ما توفیق بندگی و تربیت نسل خوب را بدهد


نکته ای بنظرم میرسد که شاید سوال خیلی از بانوان محترم باشد .بنده هردو حالت شاغل بودن وخانه دار بودن را تجربه کرده ام وخودم تجربه سخت وپر از درس داشتن مادر پرستار با شیفتهای سنگین شب وروز راداشته ام .بنده هم موافق این هستم که زن در خانه آرامش دارد وطراوتش حفظ میشود اما این نوع فکر که همه مثلا پرستارها ومعلمین بعد سالها خدمت صادقانه به این نقطه برسند که اشتباه کرده اند هم درست بنظر نمیرسد.


بنده از کودکی به علت شغل مادر بسیار سختی کشیدم اما آیا درست است همه خانمها کنج عافیت برگزینند ونیازهای جامعه زنان را نادیده بگیرند ؟!بله هر شغلی مناسب یک زن نیست .شاید بهتر باشد فکری به حال سیستم کاری خانمها شود


فعالیت خانم ها در کار و امور اجتماعی به هیچ وجه منافاتی با شهیدپروری  و درست زندگی کردن زن ندارد. من یه دختر دانشجو هستم و هدفم اینه که نتیجه ی درسی که برایش زحمت کشیدم رو در کارم ببینم و از زندگیم لذت ببرم و پیشرفت کنم. این حرف منو دلسرد مکنه که خانم خانه دار .....
یک زن توانایی های زیادی داره. نمیدونم چه منافاتی داره که من نباید از هوش و توانایی و ذهنم در کارم بهره بگیرم. چرا نمیشه هم خوب خانه داری و فرزند پروری کرد هم در اجتماع فعال بود. همین فعال بودن مادر به فرزندان روحیه میدهد و الگویی میسازد برایشان. چرا ازاین نظر نگاه نمیکنید؟


،من هم یه خانم ۴۳ ساله پرستارم اما خیلی خوشحال وراضیم ک شاغلم من تازه ۷ساله سرکار میرم قبلش خانه دار بودم و اصلا حس خوبی نبود احساس بی ارزشی میکردم  همش کارخونه ک تمامی نداشت الان دوتا فرزند دختر من کاملا مستقل بار اومدم و اونام همش میگن بعد تحصیل حتما شاغل خواهند شد کار بیرون به زن اعتماد به نفس میده وقدرت تصمیم گیری اونو توی مسایل بالا میبره من که خیلی راضیم و همیشه میگم کاش زودتر سر کار میرفتم ..


به نظرم صرف تبلیغ یا تشویق به خانه نشینی خانم ها نمی تونه اثر گذار باشه حتی اگر نظرات خانم های شاغل رو بخواین منتشز  کنین.باید دید که چه عاملی باعث شده که اکثریت خانم ها تمایل داشته باشن بیرون از خانه کار کنن.خیلی از همکاران من همسرشون از نظر مالی تامین هست و شغل خوبی دارن و نیازی به پول خانم نیست اما در زندگی همه این ها یک چیزهایی کم هست و اون عدم اعتنای همسر به فعالیت خانم در منزل هست.
اگر آقایان جامعه ما از همان ابتدا خانه داری را برای یک زن ارزش تلقی می کردن و قدردان خانم های خانه دار بودند و وظیفه خود می دانستند که در قبال زحمتی که یک خانم در منزل می کشد به ایشون حقوقی بدهند هیچ مادری تمایل نداشت استرس این که فرزند نوزاد خودش رو برای کار به مهد بسپاره رو به جان بخره.
متاسفانه در جامعه ما شان و منزلت یک خانم خانه دار آنچنان که باید و شاید توسط اقایان ارزش شناخته نمی شه و خانم ها برای اثبات حقوق ضایع شده خودشان مجبور میشن به کار در بیرون از منزل بپردازن.
هنوز خیلی از اقایان هستن که بر خلاف دیدگاه اسلام کار زن در منزل رو وظیفه زن می دانند و اصلا می گویند اگر قرار نیست در خانه کار کنی برای چه خرجت کنیم.


درباره ی نوشته های خانم خانه دار: استاد فرمودید که زن ها بهتر است کار نکنند چون نقش مهم تری از کار دارندو. من یک دختر 24 ساله ام که از وقتی 17 سالم بود پدرم اصرار داشت که خودم کار کنم و هر مسئله ای پیشامد می کرد می گفت برو و خرج خودت را خودت دربیاور. من تا امروز به دلایلی هنوز سراغ شغلی نرفتم و کار نمی کنم. با هزاران مشکل سعی کردم تن به کار بیرون از خانه ندهم. اما الان که درسم هم تمام شده نه فقط پدرم که مادرم هم اصرار دارد من حتما حتما بروم سرکار و با من دعوا می کند که تو چرا جایگاه نداری؟! خانم های شاغل به شما پیام می دهند که اگر برمیگشتیم عقب کار نمی کردیم و دخترانمان را برای خانه داری اماده می کردیم. اما حقیقتا در جامعه ی امروز ایران هیچ کس این کار را نمی کند. همه منتظر یک جایگاه و موفقیت شغلی هستند به اسم استقلال. اخرش هم می پویند باید بروی خودت خرجت را دربیاوری. شما چه پاسخی برای اینگونه پدر و مادرها دارید؟


به نظرم زن حتما باید فعالیت اجتماعی داشته باشه و درامدی هم برای خودش داشته باشه. من وقتی از ازدواج کردم همه هدفم همسرداری بود با وجود موقعیت های شغلی خوب نرفتم بعدا همه بچه دار شدم 2تا بچه . می خواستم مادر خوبی باشم بازم بیرون کار نکردم. اما الان مدتیه که همسرم میگه تو بیرون کار نمیکنی از اوضاع جامعه خبر دار نیستی . ایشون خیعلی عوض شدن دیگه نماز نمیخونن و میگن خودت برو سر کار و خودتو بیمه کن.....
الان همه سال های زندگی ام رو بر باد رفته میبینم....
این تجویز برای همه صادق نیس


یکی از علل گرایش خانوم ها به کار نوع رفتار بعضی آقایون با همسراشونه که گویا تنها مردی که سر کار رفته زحمت کشیده،نه خانمی که
۱خانه وخانواده رو مدیریت میکنه..
۲مرخصی نداره وحتی بازنشتگی هم نداره..ونکته دیگر این که بعضی خانوم ها برای استقلال مالی داشتن سر کار میرن.‌.
**اگه آقایون " طبق دستور اسلام"
۱همسراشونوتکریم کنند
۲از زحمات خانومشون در خانه قدر دانی کنند
۳با احترام هر چه قدر که در توانشون هست برای مخارج متعارف ومتعادل زندگی هسرشونو" بدون منت  و قر قر کردن" در اختیار ش قرار بدن
۵وبرای علم و آگاهی و تحصیلات نافع خانومشون ارزش قائل باشن نه برای میزان درآمدش
کدوم خانومی هست که حاضر نباشه فعالیت های علمی و اجتماعی شو طوری تنظیم کنه حد اقل وقتشو بیرون از خانه باشه؟؟؟


من با خانه دار بودن خانم ها به شدت مخالف هستم البته با این که زن بیست و چهار ساعت هم کار بکند بیرون خانه و یک کار فرسایشی بازم مخالف هستم
من تمام مدت تحصیل خودم رو در مدارس و دانشگاه دولتی درس خوانده ام.ان هم رشته گفتار درمانی نه رشته های که بودن و نبودن آن خیلی مهم و یا حیاتی نیست.
من خودم رو نسبت به مملکت خودم و جامعه خودم مسئول میبینم. بهر حال این همه بیت المال خرج من شده پس باید نتیجه مثبت و خروجی مثبتی از من بیرون بیاد
کما اینکه اگر خدا نکرده اتفاق بدی برای همسرم بیفته هییییییچ کسی تاکید میکنم هیچ کس و هیچ ارگانی نیست که از من حمایت کنه.
پس شاغل بودن و امنیت مالی برای زن ضرورت عصر ماست.


مادری هستم 52 ساله در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تحصیل کرده ام. از 7صبح تا5و6 عصر بیرون منزل بودم. در طی این سالها ادامه تحصیل نیز داده ام. همواره با برنامه ریزی صحیح امورمربوطه به همسر داری. تربیت دوفرزند وکار منزل را با رعایت فرهنگ اسلامی مدیریت می کردم. تا زمانی که فرزندانم به سن بلوغ رسیدند با 26 سال خدمت خودم را بازنشسته کردم. الان خوشحالم که از حقوقم به پسرم که دانشجو هست وازدواج کرده کمک می کنم. معتقدم کسب علم ودانش که نعمت الهی هست برزن ومرد لازم هست وبه دخترم توصیه میکنم راه من را ادامه دهد با این تفاوت که برای سلامتی جسم خودش نیز برنامه ریزی مناسب داشته باشد.


این پست به مرور تکمیل خواهد شد ... 

اشتراک گذاری در واتس اپ اشتراک گذاری در لاین اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در گوگل پلاس

نظرات

متاسفانه فضای دو گانه خانه داری/ اشتغال جزو افراط و تفریط هایی است که به اینجا هم کشیده شده است و اصلا انگار شق سومی وجود ندارد؛ تو یا شاغلی یا خانه دار!
باید یاد بگیریم اثرگذاری اجتماعی خانه داری نیست و شاغل بودن هم نیست؛ حوزه ای جدا از خانواده است و زن در سه ساحت فردی و خانوادگی و اجتماعی تکلیف دارد؛
«در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر به معروف و نهی از منکر، و جهاد اجتماعی»
سلام
من خودم قبول دارم که بهترین شغل برای زن همسر داری وتربیت فرزند است ولی با توجه به زندگی اغلب خانم های خانه دار دوست ندارم خانه دار باشم چرا که دیدم خیلی وقتشان هدر میشود یه حدی که غافل اند از بزرگترین وظایفشان با اینکه زمان دارن تا الان که 25 سال دارم درسم را ادامه داده ام و همسرداری را درکنار علم آموزی انجام دادم
به این فکر میکنم به خاطر مشغله ی زیادی که شوهرم داره باید درس بخونم وبعد درس خواندنم کار کنم وگرنه افسرده میشوم از طرفی خودم بررسی کردم زمان هایی که وقت وسیعی دارم به کارهام نمیرسم ولی وقت های که وقتم تنگ است به همه ی کارهام میرسم و کمترین وقت تلف شده را دارم حتی وقت میارم برای کارهایی که خودم دوست دارم
از طرفی میبینم اگر بتوانم کار کنم کمک حال همسرمم و به قول آقای پناهیان تولید ارزش افزوده کرده ام
فعلا که خداوند به ما فرزندی عطا نکرده ولی وقتی فکر میکنم که بچه دار که شدیم کمی وظیفه ام سنگین میشود ولی میتوانم آن را به لطف خدا انجام دهم لطفا جوابم را بدهید با توجه به خصوصیات اخلاقی خودم آیا نظر غلطی دارم؟؟؟

سلام
دوستی که نگران بودند اگر همه پزشکان و ماماهای خانم سرکار نروند، چه می‌شود؛ به نظرم در کشور ما به‌قدری فارغ‌التحصیل بی‌کار در رشته‌های مامایی، پرستاری و پزشکی وجود دارد که ما با مشکل کمبود نیروی متخصص خانم مواجه نخواهیم شد.

اما کسانی که بنا بر ضرورت‌های زندگی، مثل داشتن فرزندان کوچک یا تمایل به فرزندآوری (که با وجود اشتغال با سختی‌های بسیاری همراه است) و ... حضور در خانه برایشان در اولویت است، تصمیمی کاملاً قابل احترام است. 

در برابر این افراد کسانی هم هستند که یا مجرد اند یا فرزندان بزرگی دارند و با آرامش خاطر و فشار کمتر می‌توانند مشغله بیرون از منزل داشته باشند و به هموطنان خدمت‌رسانی می‌کنند.

در کل با خانه‌دار شدن تعدادی از متخصصان جای نگرانی نیست. چرا که این عزیزان به مسئولیت مهم تربیت فرزند و نسل آینده مشغولند.
با سلام. وقتی مطالب شما را میخواندم راهی را که انتخاب کرده بودم دچار تردید شدم ام با خواندن مطلب زیر که از سخنرانی های حضرت آقا جمع آوری شده خیالم آسوده شد.

* حضور اجتماعی زن در اسلام
انقلاب میدان را برای فعالیت زنان باز کرد
نقش زنان در انقلاب زیاد بوده است. پس از پیروزی انقلاب تا امروز هم واقعاً بانوان کشور در همه صحنه‌ها خیلی نقش داشتند و این حادثه خیلی بزرگ و شگفت‌آوری است. تصوّر من این است که بانوان در دوره پیش از انقلاب و در دوره آن رژیم، مورد ستم سیاسی و فرهنگی بودند؛ بیش از آنچه که در بعضی از خانواده‌ها ممکن بود مورد ستم قرار گیرند. به جای نقش آفرینی، آنها را به بیکارگی و به ابتذال سوق میدادند. انقلاب حقیقتاً میدانی باز کرد و خانمها بیش از آقایان در این قضیه فعالیت و حماسه خلق کردند. ۱۳۷۷/۱۱/۱۳

* منطق اسلام درباره فعّالیتهای اجتماعی زن این است...
[عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی] اعم از فعّالیت اقتصادی، فعّالیت سیاسی، فعّالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه‌ی میدانهای زندگی در صحن جامعه [است]. در این‌جا میان مرد و زن در اجازه‌ی فعّالیتهای متنوّع در همه‌ی میدانها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. اگر کسی بگوید مرد میتواند درس بخواند، زن نمیتواند؛ مرد میتواند درس بگوید، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعالیت اقتصادی انجام دهد، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعّالیت سیاسی کند، زن نمیتواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است.  از نظر اسلام، در همه‌ی این فعّالیتهای مربوط به جامعه‌ی بشری و فعّالیتهای زندگی، زن و مرد دارای اجازه‌ی مشترک و همسان هستند. البته بعضی از کارها هست که باب زنان نیست؛ چون با ترکیب جسمانی آنها تطبیق نمیکند. بعضی از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقی و جسمی آنها تطبیق نمیکند. این موضوع ربطی به این ندارد که زن میتواند در میدان فعّالیتهای اجتماعی باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینه‌های اقتضای این کار است. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

* زن و مرد هر دو مسؤولیت اجتماعی بر دوش دارند
[در عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی و سیاسی و علمی و فعّالیتهای گوناگون] زنِ مسلمان مثل مردِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضای زمان است، آن خلأیی را که احساس میکند، آن وظیفه‌ای را که بر دوش خود حس میکند، انجام دهد. چنانچه دختری مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادی کند، یا در رشته‌های علمی کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهای سیاسی وارد شود، یا روزنامه‌نگار شود، برای او میدانها باز است. به شرط رعایت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه‌ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همه‌ی آثار اسلامی است که در این زمینه‌ها وجود دارد و همه‌ی تکالیف اسلامی است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسؤولیت اجتماعی برخوردار میکند. این‌که میفرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه‌ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه‌ی مسائلی که در دنیا میگذرد، احساس مسؤولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه‌ی اسلامی است. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

* کارِ خانه، خانواده و مادری جایگزین ندارد
بنده با انواع مشارکتهای اجتماعی موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادی باشد، چه از نوع اشتغالات سیاسی و اجتماعی و فعالیتهای خیرخواهانه و از این قبیل باشد؛ اینها هم خوب است. زنها نصف جامعه‌اند و خیلی خوب است که اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینه‌ی اینگونه مسائل استفاده کنیم؛ منتها دو سه تا اصل را باید ندیده نگرفت. یک اصل این است که این کار اساسی را - که کارِ خانه و خانواده و همسر و کدبانوئی و مادری است - تحت‌الشعاع قرار ندهد. میشود هم. به نظرم میرسد مواردی داشتیم که خانمهائی اینطور عمل میکردند. البته یک قدری به آنها سخت میگذرد؛ هم درس خواندند، هم درس دادند، هم خانه‌داری کردند، بچه آوردند، بزرگ کردند، تربیت کردند. پس ما با آن اشتغال و مشارکتی کاملاً موافق هستیم که به این قضیه‌ی اصلی ضربه و صدمه نزند؛ چون این جایگزین ندارد. شما اگر بچه‌ی خودتان را در خانه تربیت نکردید، یا اگر بچه نیاوردید، یا اگر تارهای فوق‌العاده ظریف عواطف او را - که از نخهای ابریشم ظریف‌تر است - با سرانگشتان خودتان باز نکردید تا دچار عقده‌ی [عاطفی] نشود، هیچ کس دیگر نمیتواند این کار را بکند... دومین مسئله، مسئله‌ی محرم و نامحرم است. مسئله‌ی محرم و نامحرم در اسلام جدی است. ۱۳۹۰/۱۰/۱۴

* فعّالیت اجتماعی منافاتی با خانه‌داری و همسرداری ندارد
بعضی افراط میکنند، بعضی تفریط میکنند. بعضی میگویند چون فعّالیت اجتماعی اجازه نمیدهد به خانه و شوهر و فرزند برسیم، پس فعّالیت اجتماعی نباید بکنیم. بعضی میگویند چون خانه و شوهر و فرزند، اجازه نمیدهد فعّالیت اجتماعی بکنیم، پس شوهر و فرزند را باید رها کنیم. هر دو غلط است. نه این را به خاطر آن، نه آن را به‌خاطر این، نباید از دست داد. ۱۳۷۵/۱۲/۲۰

* میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معیّن شده است
[در عرصه‌ی فعّالیتهای اجتماعی] اسلام حدودی را معیّن کرده است که این حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او برای فعّالیت نیست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روی این مسأله حسّاسیت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا -در خیابان، در اداره، در تجارتخانه- داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معیّن شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست. این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند و هم زن باید رعایت کند. اگر این حسّاسیتِ اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعایت شود، همه‌ی کارهایی که مردان میتوانند در عرصه‌ی اجتماعی انجام دهند، زنان هم -اگر قدرت جسمانی و شوق و فرصتش را داشته باشند- میتوانند انجام دهند... برای این‌که محیط سالم و دارای امنیت باشد؛ زن بتواند کار خود را در جامعه انجام دهد، مرد هم بتواند مسؤولیتهای خود را انجام دهد، اسلام حجاب را معیّن کرده است که این حجاب، یکی از آن احکام برجسته‌ی اسلام است.
۱۳۷۵/۱۲/۲۰


سلام
می شه موارد جدید رو از بالا اضافه کنید، مثل نظرات.
الان بای کلی گشت تا موارد جدید رو پیدا کرد.
سوال؟
من چند وقتی هست که ذهنم درگیر این موصوعات هست. میدانم خدا خانه داری ام را بیشتر دوست دارد.از طرفی هم حقوق همسرم کم است و کفاف نمیدهد. اینکه میگویم کفاف نمیدهد اینطور نیست که دائم اهل خرید باشم یا غیره. خمس هم میدهیم اما حقوق کم است کلا.نزدیک 2 تومان.تازه قسط هم داریم.و به تازگی خانه ای هم خریدیم که قرض هم داریم. من میتوانم سر کار برونم که قرضمان را بدیم یا احتیاجات زندگیمان بر آورده بشود. اما نمیدانم که چه کنم؟ گاهی پیش خودم فکر میکنم خانواده ی من خیلی به ما کمک میکند مثلا گوشت و... میخرند به حسب علاقه ای که دارند. و من خیلی خجالت میکشم از این اتفاق.پیش خودم میگویم در آینده شاید پشیمان بشوم یا بگویم کاش در آمدی داشتم که آن موقع دیر شده باشد و جوانیم از دست رفته باشد. حتی پیش خودم فکر میکنم که خدایی نکرده اگر همسرم نباشد  من چگونه از پس مخارج زندگی بر بیایم؟ دوست ندارم زیر دین کسی باشم.
۲۶ اسفند ۹۷ ، ۰۴:۴۳ حمیده السادات
سلام.
به نظر من یک زن با توجه به ویژگیهایی که خداوند به او داده از جمله توجه به چند چیز در یک لحظه(آشپزی، نظارت بر فرزند و گوش دادن به رادیو و...) برعکس مرد که تمرکز در یک کار از جمله خصوصیات اوست، بنابراین باید شغلهای متعددی داشته باشه چون یک زن کامل وظایف متعدد و سنگینی داره.
مردها تک بعدی تر هستند و این البته در نوع خودشون خوب هست چون باعث تخصص آنها میشه و برای اداره ی بخشی از جامعه لازم هست.
زن اما همچون جسم و روح لطیف و ظریفش، شغلهای ظریفی رو برعهده داره.
یک زن کامل وظایف مادری همسری دختری خواهری و ... رو داره.
تربیت فرزند: که در واقع برنامه ریزی نرم افزار یک ابررایانه ی پیچیده ای به اسم انسان هست
آشپزی : که یک زن کامل برای انجام اون خیلی مهارت ها، آگاهی ها و شغل های دیگری در کنارش فرا میگیره و انجام میده از جمله: آگاهی از طب به خصوص طب اسلامی و سنتی، طبایع و مزاج ها و ...
از انجایی که در جامعه ی کنونی حتی بسیاری از مواد اولیه خوراکی هم از دستبرد دشمنان ایمن نمانده، در صورتی که مردان یا دستگاه های خدمات رسان جامعه نیازها را رفع نمیکنند ، زنان با تشکیل تعاونی هایی نان سبوس دار خودشون رو از گندم غیرتراریخته به دست بیاورند.
شغلهای خانگی بسیاری وجود داره و در واقع نیاز هست که به وجود آورده بشه که این امکان رو برای زنان ما فراهم میکنه که هم شاغل باشند و درآمد داشته باشند هم در کنار خانه و خانواده و فرزند باشند.
کلا بحث "فراغت و زمان" در شغلهایی که کارآفرین آن خود افراد باشند تقریبا حل شده است. کارآفرینی اگر توسط زنان رخ دهد و این کارآفرینان، خودشون رو در رویه ی موجود در جامعه گم نکنند و طبق شرایط و ویژگی های خودشون(از بارداری و شیردهی گرفته تا شرایط خاص زنانه ی دیگر) فعالیت کنند مشکل رو برطرف میکنه.
توجه کنید توجه کنید: مگر نه اینکه حضرت خدیجه سلام الله علیها تجارت میکردند و خداوند این توفیق رو به ایشون داد که با پول تجارت ایشون اسلام نشر پیدا کرد!
حضرت زهرا سلام الله علیها مگر نه اینکه در عرصه ی سیاسی بزرگترین مدافع امام زمان خودشون (امام علی علیه السلام)بودند با نطق و خطابه های غرا، با اشک و احساسشون و البته در این راه شهید شدند.
ما شهدای زن هم داریم. اسیه همسر فرعون با پایداری و مقاومتش در ایمان به پیامبر زمانش و فرزند خوانده اش موسای کلیم به سهادت رسید. سمیه اولین شهید صدر اسلام.
حضرت زینب سلام الله علیها مگر نه اینکه از امام زین العابدین پرستاری کردند و علاوه بر این از جان امام زمان خودش در مجلس یزید با کلام خودشون محافظت کردند
ایشان نیز شهید شدند. مگر میشه در میانسالی تنها یک سال بعد از شهادت برادرش حسین علیه السلام وفات کنند. هرگز! ایشان از داغ برادر دق کردند و اگر یک سال دوام آوردند تنها به خاطر رسالتشان بود همان رسالتی که همه می دانیم: "کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"


خانم های عزیز وظیفه و شغل اصلی شما دین داری هست. چون شما با آگاهی و ایمان خودتون، و تربیت نسلتون، و تشجیع و ترغیب مردانتون در دین داری وظایفتون که بسیار زیلگاد و متعدد هست رو باید انجام بدید و اگر وقت تون رو صرف برخی مشاغل کنید از وظایف اصلی تون می مانید.
تاکید میکنم برخی مشاغل! چون همانطور که الگوهای ما همچون حضرت خدیجه سلام الله علیها نیز شاغل بودند و البته در راستای همان دین خودشان و مغزشان را صرف کردند.
شما باید به احکام آشنا باشید تل همچون زهرای مرضیه سلام الله علیها به شما رجوع کنند و پاسخگوی احکام باشید حداقل در اندازه ی اینکه در خانه و خانواده ی خودتون با آگاهی و صحیح عمل کنید و الگوی فرزندانتان باشید در دین داری و عمل به احکام شرعی.
و البته، و البته زنان چون معمولا برای شغل هایشان مثل آموزش قرآن به فرزند، آشپزی، خانه داری و ... پول نمی گیرند همان ایثارگران و مجاهدان عرصه ی زنانگی خود هستند و اگر در این راه بمیرند شهید هستند
همانطور که اگر مردی در راه فراهم آوردن رفاه خانواده اش بمیرد شهید هست. هر کس در حال انجام وظیفه درحالیکه نیت خوب و خیر دارد و اعتقاداتش صحیح باشد بمیرد شهید هست. شهادت فقط با تیر و خون رفتن از بدن نیست
یک نکته ی دیگر اینکه زنان و حتی مردان چند جهاد بزرگ دیگر نیز میتوانند به راحتی انجام دهند:
دعا برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نماز اول وقت و به خصوص صف اول جماعت تا با مجاهدان خط اول محشور شوند
گریه بر اباعبدالله
شنیده ام گریه کردم خون را کم میکند. اگر اینطوره یعنی شما با گریه بر اباعبدالله در راه ایشان خون میدهید
گریه اوج احساسات است.از منظر کوانتومی وکائنات احساسات شما رو دریافت میکنه و چون یک با کل برابر است همه عالم با گریه شما گریه میکنه. این گریه هاپیاده روی اربعین رو به وجود آورده.بیائید مثل حضرت زهرا سلام الله علیها با گریه نهضت حسینی رو پیش ببریم.استاد شما اشتباهاتم رو اصلاح بفرمائید
سلام
در میان جواب پیامها دیدم نوشته بودید که حضرت زهرا و حضرت زینب زیر فشار خانه داری کمرشان خم شده بود. من فکر می کنم شما باید یک نکته ای را در نظر بگیرید که تعریف خانه داری چیست. در زمان قدیم درست کردن غذا، پختن نان، نگهداری از کودکان کار بسیار سختی بود که تمام زمان یک خانواده را به خود اختصاص می داد. همینطور که کارهای یدی مردان بسیار زیاد و سخت بود. الان کارهای دستی و یدی کمتری برای تهیه یک وعده غذا انجام می شود که باعث می شود که افراد زمان اضافه بیشتری داشته باشند و بتوانند به غیر از تلاش برای تهیه غذا و و سایل آسایش زندگی به موارد جانبی دیگر هم برسند. این هم در مورد مردان صدق می کند هم در مورد زنان. اگر منظور از خانه داری، نبودن در اضطرار درآمد برای تامین هزینه زندگی است من کاملا موافق این موضوع هستم. به نظر من روح خانم ها جوری است که اگر مسیولیت برعهده آنها نباشد بهتر کاری را با عشق و علاقه و با بهترین وجه انجام می دهند. مثلا با اینکه مسیولیت رسمی تربیت فرزند به پدر گذاشته شده ولی اکثر خانمها اینکار را با کمک همسر رهبری کنند. 
من فکر می کنم ( به غیر از زمانی که خانم مجبور است) اگر خانمی مبادرت به حضور در اجتماع می کند و کار می کند نباید فقط به قصد درآمد و فقط به خاطر عقب افتادن از بقیه باشد بلکه  باید دلیل محکمتری داشته باشد و کاملا توجه داشته باشد که روحیه زنانه خود را از بین نبرد. 
نکته دیگری را هم می خواستم مطرح کنم که به نظر من خانمهای قدیمی که الان ما به آنها خانه دار می گوییم ( مثلا زنان روستایی) کاملا در تامین معاش خانواده تلاش می کردند. شاید در این بحث این نکته مغفول بماند که اکثرا این زنان بدون اینکه رسما در جایی به عنوان نان آور خانواده بودن مطرح بوده باشند عملا یکی از نیروهای کاری اصلی خانواده بودند. تنها فرق الان و قدیم این است که محیط کاری قدیم بیشتر به محل زندگی و خانواده نزدیک بود و الان دور است. فرق دیگر هم این است که قبلا زن نمی گفت کار کردم و مالم برای خودم است ولی الان می تواند بگوید. 
من رو به خاطر پراکنده گویی ببخشید. به نظر من این بحث به راحتی نوشتن یک جمله و یا یک پاراگراف نیست و جنبه های زیادی دارد. من در این متن پراکنده خودم خواستم تعدادی از ابعاد مختلف اون را بگم. 
به عنوان تجربه شخص هم عرض کنم که من پدرم را در کودکی از دست دادم و  مادرم شاغل بودند. با این که ما با درآمد مادرم زندگی کردیم، و به آن احتیاج داشتیم ولی مادرم هیچ گاه فقط به پول فکر نکردند و چگونگی کار و نتایج حاصل از آن برایشان اهمیت وافری داشت. درآمد مادرم برکت فراوانی داشت و ما همیشه با عزت فراوان زندگی کردیم. ما دو فرزند هیچ وقت احساس کمبود مادر و پدر نکردیم و تقریبا از بسیار کسانی که در طول حدود ۴۰ سال عمرم دیدم احساس رفاقت بیشتری با مادرم کردیم. با اینکه خیلی از آنها هم مادر هم پدر و هم خانواده بزرگ متحد و همرنگ با هم دارند. الان هم کار می کنم. از کارم لذت می برم. و تمام تلاشم را می کنم که فرزندم از لحاظ مذهبی، فکری و روحی تامین باشد. 
در پناه خدا باشید. 


من یک خانم ۳۲ ساله هستم. چند سال پیش همسرم به دلیل اینکه به من علاقه نداشت و با این بهانه که انتخاب خانواده اش بودم، و از طرفی چون با خانواده من هم خیلی مشکل داشت، یک طرفه طلاق گرفت. حضانت فرزندم را گرفت. و تا جایی که توانست حق و حقوقم را پایمال کرد.
 روزهای خیلی سخت و بدی را گذراندم. که لحظه لحظه اش برایم غم انگیز بود.
تا زمانی که در خانه همسرم بودم خانه دار بودم. اما بعد از طلاق خود را سربار خانواده پدری ام دیدم.
بعد از مدتها دنبال کار گشتن بالاخره شغلی متناسب با رشته تحصیلی ام یافتم. و استقلال مالی نسبی به دست آوردم. کمی روحیه از دست رفته ام زنده شد و بسیاری از افکار ناراحت کننده ای که سرتاسر وجودم را فرا گرفته بود به واسطه کار پر مشغله ای که داشتم از بین رفت.
البته اینها همه از لطف خدا بود.
اما اکنون که کار می کنم اصلا حس خوبی ندارم. من در رشته های پیراپزشکی تحصیل کردم و در بیمارستان مشغول هستم. اینکه مجبور هستم در ساعات کاری بدون چادر و با روپوش سفید باشم، را دوست ندارم‌.
 اگر امکان ازدواج مجدد برایم فراهم شود. و دارای همسر و فرزند شوم. ان شا الله کار نخواهم کرد. 
من مجبورم کار کنم میفهمید؟
یه سری مشاغل واقعا نیازمند خانم هاست، الان تو نظرات میخوندم ماماها و پزشکانی که کارشون رو رها کردن نظر نوشتن. با حل یه مسئله، مسئله جدید ایجاد نکنید لطفا، از این به بعد باید بریم پیش مامای مرد برای زایمان 😑
سلام.من الان نظراتی رو که در این بخش اومده، خوندم و لذت بردم از پاسخ گویی خوبتون.من هم چندین سؤال دارم تو این زمینه که خیلی وقته که ذهنم رو درگیر خودش کرده.مادر من معلم ابتدایی بودن و من تو دوران بچگی مثلا همیشه دوست داشتم که از مدرسه میام، مامانم سرحال باشه و نخوابه یا بوی غذای گرم تو خونه باشه.ولی از بچگی با این تفکر که حتما باید در آینده شغلی داشته باشم، بزرگ شدم و همیشه دنبال کشف توانمندی ها و استعدادام بودم؛ مثلا از همون زمان حس می کردم علاقه و استعداد کارهای هنری و نوشتن در من وجود داره و کلی ذوق داشتم که این استعداد ها رو در خودم پرورش بدم تا یه فرد مفیدی برای جامعه ام باشم.البته که یک مادر و همسر خوب بودن هم برام اهمیت داشت.
تا این که اهمیت مادر بودن برام پررنگ تر شد و تصمیم گرفته بودم که در آینده شغل ثابت و کارمندی نداشته باشم و مثلا به نویسندگی که شاید اونقدرا وقت نگیره بپردازم.شما ممکنه بگید که اهمیت مادری از اهمیت نویسندگی بیش تره و قطعا فرزند شما بیش تر به شما نیاز داره تا جامعه.اما من واقعا برام سؤاله که یک خانوم هیچ هویت مستقلی نداره غیر از این که مادر یا همسر باشه(کما این که در قدیم هم این طور بوده و خانوما حتی حق درس خوندن نداشتن)؛ یعنی اصلا مهم  نیست که یه دختر و خانوم به کارهای موردعلاقه اش و استعداداش فکر کنه و برای اونا تلاش کنه؟اگه بگیم خانوما خانه دار باشن فقط، پس مثلا من استعداد نوشتنم چه فایده ای داره؟و هم چنین خیلی از خانومای دیگه که استعداد های متنوع تر دیگه ای دارن؟
تا امسال که کنکور دادم،تصمیم من این بود که رشته ی ادبیات در یک دانشگاه عادی بخونم که به همون اهدافی که گفتم برسم.ولی براثر اصرار خانواده و شک و تردیدی که در خودم به وجود اومد و علاقه و اعتقادی که به مفید بودن معلمی داشتم، به دانشگاه فرهنگیان اومدم.با وجود این که همیشه دوست داشتم در صورت ازدواج،زود فرزند دار بشم و بیش تر از دو یا سه تا فرزند داشته باشم ولی حالا که به آینده ام فکر می کنم، احساس می کنم این امکان برای من وجود نداره یا خیلی به سختی ممکنه.خوش حال بودم از این که شغل مقدسی رو انتخاب کردم و می تونم با خودسازی خودم، معلم و در عین حال مادر خوبی بشم که این پست شما و نظرات دیگران رو خوندم و احساس می کنم که خالی شدم؛ چون به خاطر تعهد کاری که ما داریم، راه برگشتی هم نداریم.ولی مگه غیر از اینه که خود رهبری رو دانشگاه فرهنگیان و معلم ها حساسیت دارن؟یا غیر از اینه که جامعه به معلم نیاز داره؟اگه همش بخوایم بگیم جامعه به مادران خوب بیش تر نیاز داره که نمیشه؛ این در حد شعار خوبه.ولی واقعیت اینه که ما به پزشک زن، معلم زن و یه سری مشاغل دیگه که زن ها باید در اون جا باشند، نیاز داریم.اگه جواب هردو سوالم رو بدید، ممنون میشم.
پاسخ:
با سلام و تشکر
علم به منزله حیات انسان است و برای یک خانم خانه‌دار بسیار ارزشمند و بلکه لازم است. خانه‌داری منافاتی با علم‌آموزی ندارد. با کسب مهارت، می‌توان با استفاده از فراغت‌ها و فرصت‌ها، و یا همزمان با برخی کارها به علم‌آموزی هم پرداخت.

سایر موارد که فرمودید ظاهرا در سایر پاسخ‌ها، پاسخ داده شده.
من خانمی ۳۸ ساله هستم، مدرک کارشناسی ارشد دارم در زمان تحصیل هم با اشتیاق زیاد درس میخواندم و همیشه شاگرد اول بودم و یکی از نگرانی هایم در چند سال پیش این بود که اگر درسهایم تمام شوند و بعد از مدرک دکتری که دیگر کنکوری برای مقطع بالاتری وجود ندارد چگونه بدون درس خواندن زنده بمانم چون به شدت عاشق درس خواندن هستم! حتی کتابهای مدرسه را خریده بودم تا در رشته ی دیگری از اول شروع به درس خواندن کنم!!! اما اتفاقی باعث شد مسیر زندگی ام کاملا تغییر کند: چند سال پیش دو ماه مانده به کنکور دکتری در مسجدی نماز میخواندم، بین دو نماز خانمی برگه های ختم قران توزیع میکرد ،به من که رسید گفتم به خاطر کنکور وقت ندارم!!! اما در حین نماز دوم پیشمان بودم که چرا قبول نکردم و با خودم فکر کردم این همه کتابهایی که برای مقطع دکتری میخوانم هیچکدامش آن دنیا مرا شفاعت نخواهند کرد اما اگر با قران وقت میگذراندم غیر از خیر دنیایی در آخرت رفیق و همراهم میشد! نماز که تمام شد رفتم و برگه ی ختم قران را گرفتم، وقتی به تاریخ شروع آن نگاه کردم دیدم چند روز بعد از امتحان کنکورم هست! به شدت منقلب شدم و حس کردم این یک امتحان بود !! به قدری تحت تاثیر قرار گرفتم که وقتی به خانه برگشتم انگار دیگر حجم کثیر کتابهای مورد علاقه ام برایم هیچ شده بود و دیگر جدولهای برنامه ریزی ام و حتی کلاسهای کنکور برایم بی معنا شده بودند طوری که به همسرم گفتم اگر اجازه بدهی نمیخواهم به ادامه ی کلاسهایم بروم و روند درس خواندنم را متوقف میکنم ایشان گفتند اگر تردید نداری و میدانی مسیر درست را پیدا کردی هر طور صلاح میدانی عمل کن! از فردای آن روز با شور و شوق وصف ناپذیری تمام فرایند کنکوری ام را روی قران اعمال کردم:جدولهای برنامه ریزی، ۵ کتاب تفسیر به طور همزمان بعد از خواندن هر آیه، نت برداری و خلاصه نویسی و خلاصه مثل یک کتاب درسی قران میخواندم و لذت میبردم
الان چند سال از آن روزها میگذرد و من تجربیات بسیار زیادی کسب کردم تمام استرسها و ترسهای واهی که داشتم از بین رفته با همسرم مهربانتر شده ام و حکمت خیلی از اتفاقات زندگی ام را که قبلا سبب عصبانیتم میشدند الان میدانم و صبر و شهامت از جمله نعمتهای بزرگی هستند که دارم!
با وجود تلاشهای زیادی که در زندگی کردم و شغلها و کارها و فن های زیادی که میدانم که خیلی ها با دانستن یکی از آنها تمام زندگیشان پول درمی آورند، اما من همیشه در زندگی به دنبال کشف حقیقت بودم، و به دنبال فهم این روایت بودم که هر خود را بشناسد خدای خود را شناخته و امروز به جرات میگویم که در این مسیر فهم زیادی پیدا کردم هر چند هنوز اول راه هستم و مسیر بسیار زیبا و طولانی پیش رویم است. 
یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم راضی بودن از تمام راه و تمام فراز و فرودها و تلخی ها و شیرینی های زندگیست نه تنها پشیمان نیستم که رشته تحصیلی ام را تغییر دادم کنکور دکتری را کنار گذاشتم شغلهای زیادی که میتوانستم داشته باشم الان ندارم و خیلی از همکلاسیهایم شاغل هستند اما من احساس میکنم در سن ۳۸ سالگی کاملا از عمرم راضی هستم و خدا را شکر میکنم از تمام حوادث تلخ و ناگواری که چندین بار زندگیم را لرزاند و حالا حکمت همه آنها را میدانم . فکر میکنم هر روز برای مرگ آماده هستم و با هر روز جدید هدیه جدیدی از خدا دریافت میکنم برای کشف یک روز جدید با نعمتهای جدیدش. 
و با صحبتهای چند سال اخیر استاد پناهیان انگار درهای جدیدی به رویم باز شده هر شبی که سعادت نماز شب نصیبم شود حتما ایشان و پدر بزرگوارشان را دعا میکنم و این تنها کاریست که میتوانم برای جبران دینم به عنوان یک شاگرد کوچک برایشان انجام دهم. 

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان
پرونده ویژه:سفرنامعه پیاده روی اربعین 95 مذاکرات هسته ای پناهیان
پرونده ویژه:#letter4u #LetterForyou نامه ای برای تو سخنان تاثیر گذار سوالات متداول همکاری با ما

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...