۹۸/۰۱/۱۲ چاپ ایمیل و پی دی اف
ارزش حق انتخاب –جلسه اول

آیا در فضای غیردینی به «حق انتخاب انسان» بیشتر بها می‌دهند؟! / تمدن غرب، چگونه حق انتخاب را از بشریت گرفته است؟/ تنها عامل تضمین‌کنندۀ حق‌ انتخاب «ولایت» است / مظلومیت ولیّ خدا به‌خاطر حق انتخابی است که به مردم می‌دهد

  • مکان: تهران، مسجد سیدالشهدا(ع)
  • زمان: فاطمیه 97
  • صوت: اینجا
  • موضوع: ارزش حق انتخاب

حق انتخاب فقط در عرصۀ سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه در تربیت خانوادگی هم باید لحاظ شود. در خانواده و مدرسه باید ‌کاری کنیم بچه‌ها ارزش حق انتخابِ خودشان را درک کنند، به سادگی تحت تأثیر کسی قرار نگیرند، نه تحت تأثیر تشویقِ دیگران، نه تحت تأثیر تنبیه آنها. اکثر بچه‌های ما اگر متوجه ارزش حق انتخاب‌شان بشوند، خوب انتخاب می‌کنند.

برخی می‌پرسند: مگر دین هم به حقّ انتخاب انسان بها می‌دهد؟!

  • متأسفانه چون در جامعۀ دینی از موضوع «حق انتخاب» کمتر سخن گفته شده است، برخی دچار اشتباه می‌شوند و می‌پرسند: «مگر دین هم به حق انتخاب بها می‌دهد؟!» درحالی‌که اصلاً خدا حق انتخاب را به انسان داده است و به‌خاطر همین حق انتخاب، انسان را بر بقیۀ موجودات عالم فضیلت داده است.
  • این یک اشتباه مضحک است که تصور کنیم در فضای غیردینی به حق انتخاب انسان‌ها بیشتر بها داده می‌شود! اصلاً فلسفۀ ارسال رسولان، فلسفۀ ولایت اوصیاء خدا و ظهور چیست؟ چون در فضای خارج از دین، به حق انتخاب انسان، ارزش داده نمی‌شود، دین آمده است تا حق انتخاب آدم‌ها را حفظ کند.

تمدن غرب، چگونه حق انتخاب را از بشریت گرفته است؟

  • یک زمانی، بیان این حرف‌ها خیلی دشوار بود، ولی الان همه می‌فهمند که تمدن غرب برای بشریت حق انتخاب واقعی باقی نگذاشته است. حیات تمدن غرب به سلب آزادی انسان‌هاست و الا چرا این‌قدر جنگ راه می‌اندازند؟ اینها اگر یک‌روز دست از غارتگری منابع جهان‌سوم بردارند، سرنگون می‌شوند! وجودشان و بقاءشان وابسته به سلب حق انتخاب انسان‌هاست.
  • اگر یک‌مقدار در فرهنگ و تمدن غرب دقت ‌کنی می‌بینی که واقعاً حق انتخاب نیست، بلکه با عوامل مختلف روانی مردم را به یک سبک زندگی خاص وادار می‌کنند؛ یکی از این عوامل روانی «تمسخر» است. چرا تمسخر و سرزنش در دین ما ممنوع است اما در فرهنگ غرب این‌قدر رواج دارد؟ اگر افراد را تمسخر و سرزنش کنید، آنها را تحت تأثیر روانی قرار داده‌اید و آنها نمی‌توانند از حق انتخاب‌شان خوب استفاده کنند.
  • دین می‌گوید: تو با تمسخر و سرزنش هم نباید کسی را وادار به کار خوب کنی! اما تمسخر در غرب آزاد است، حتی می‌شود پیغمبرها را هم مسخره کرد! سرزنش‌کردن هم به‌حدّی است که اصلاً برایش هنرها آفریده شده است! آنجا حق انتخاب را به‌صورت بسیار پیچیده، زیرکانه و پیشرفته از افراد سلب می‌کنند؛ با روش‌هایی مثل تبلیغات، جنگ روانی و ساختارهای حقوقی و نظامات اجتماعی که طراحی می‌کنند.

تظاهرات مردم فرانسه برای چیست؟ / مردم غرب دارند می‌فهمند که حق انتخاب در آنجا یک فریب است!

  • در جهان غرب، مردم کم‌کم دارند متوجه می‌شوند چیزی که به نام «حق انتخاب» در غرب از آن دم می‌زنند، فریبی بیش نیست. البته یک جاهایی از زندگی حق انتخاب‌هایی برای فرد می‌گذارند تا فریب بخورد و با آنها سرگرم بشود، ولی از یک جایی به بعد می‌فهمی که هر چیزی را نمی‌توانی انتخاب بکنی! صاحبان قدرت و ثروت، حق انتخابِ خیلی‌ها را سلب می‌کنند تا بتوانند خودشان راحت‌تر ظلم ‌کنند، نه فقط برای ملت‌های دیگر، بلکه برای افراد جامعۀ خودشان هم حق انتخاب قائل نیستند.
  • تظاهرات اخیر مردم فرانسه برای چیست؟ چون می‌بینند که در واقع، حق انتخاب ندارند و نمی‌توانند به جای بالاتری هم شکایت کنند، لذا به خیابان‌ها آمده‌اند. آنها دارند متوجه فریب‌هایی که خورده‌اند می‌شوند.
  • تظاهرات میلیونی سال گذشته فرانسه در دفاع از خانواده بود. یکی از شعارهای محوری‌شان این بود که «ما حق داریم پدر و مادر خودمان را بشناسیم اما شما سیاستمداران با قوانین غلط در موضوع خانواده، کاری می‌کنید که ما مطلع نشویم!»

حجاب برای حفظ «حق انتخاب عموم افراد جامعه» است

  • یک خانم مسلمان آمریکایی را در سفر به آمریکا-بدون اینکه مجرم باشد- دستگیر می‌کنند و وادارش می‌کنند گوشت خوک بخورد! در مدارس دولتی‌ فرانسه دانش‌آموزان مسلمان را مجبور به خوردن گوشت خوک می‌کنند؛ اینها وحشی‌گری قانونی است. حالا آنها به ما ایراد می‌گیرند که چرا در مورد حجاب، حق انتخاب قائل نمی‌شوید؟
  • اگر در جامعۀ اسلامی، بعضی از قوانین و مقررات -مثل حجاب- وجود دارد، به‌خاطر حفظ حق انتخاب عموم افراد جامعه است، چون بی‌حجابی جنگ روانی و فضای رقابتی ایجاد می‌کند که حق انتخاب را سلب می‌کند و الا نماز که از حجاب مهم‌تر است؛ چرا نماز اجباری نیست؟ آثار اجتماعی بی‌حجابی خیلی گسترده است و به زندگی دیگران لطمه می‌زند. برای اینکه مردم با آرامش زندگی کنند و از حق انتخاب‌شان صیانت کنند، مقرراتی وضع می‌شود، مانند مقررات ترافیکی. شما به‌عنوان یک راننده، نمی‌توانی بگویی که «من حق انتخاب دارم؛ پس این ورود‌ممنوع‌ها برای چیست؟!» کسی نمی‌تواند بگوید: قوانین راهنمایی‌رانندگی، موجب شده است که حقِ ما برای رانندگی محدود بشود!

تنها عامل تضمین‌کنندۀ حق‌ انتخاب «ولایت» است

  • کلمۀ آزادی که جزء شعارهای انقلاب ما بود، در واقع همان حق انتخاب است که فلسفۀ خلقت بشر است و هیچ عامل تضمین‌کننده‌ای غیر از دین و مجری آن یعنی ولایت، نمی‌تواند این حق را حفظ کند.
  • چرا در کشورهای غربی (مثل فرانسه) حق انتخاب را از مردم سلب کرده‌اند؟ جمعی از اندیشمندان فرانسه می‌گفتند «ما برای انتخابِ سبک زندگی‌مان آزاد نیستیم» لذا در حال مبارزه با فشارهای روانی و قانونی هستند؛ فشارهایی که دارد سبک زندگی را به آنها تحمیل می‌کند.
  • به زودی جهان غرب بیشتر متوجه اسلام خواهد شد؛ وقتی مردم متوجه بشوند که تنها عامل تضمین‌کنندۀ حق‌ انتخاب «ولایت» است، آن‌وقت آمادگی برای پذیرش ولایت ولی‌الله الأعظم پدید خواهد آمد.

مظلومیت ولایت به‌خاطر حق انتخابی است که به مردم می‌دهد

  • مظلومیت ولیّ خدا به‌خاطر حق انتخابی است که به مردم می‌دهد. نمونه‌اش علی(ع) است؛ و الا مگر کسی می‌توانست زیر سایۀ شمشیر علی‌بن‌ابیطالب به حضرت زهرا(س) صدمه بزند؟! ما ناله می‌زنیم برای اینکه چرا بعضی‌ها از حق انتخاب‌شان سوءاستفاده کردند و ظلم کردند و بعضی‌ها هم از حق انتخاب خودشان برای دفاع از حق استفاده نکردند و گذاشتند به آنها ظلم بشود. در واقع أمیرالمؤمنین(ع) نمی‌خواست به زور، آن مردم را نجات بدهد!
  • مردمی که ارزش حق انتخاب را نفهمیده بودند، به حضرت زهرا(س)، اعتراض می‌کردند که «چرا گریه می‌کنید؟» ایشان فرمود: مگر نمی‌بینید با علی(ع) چه کردند؟! گفتند: خُب چرا خود ایشان جلو نیامد؟ حضرت زهرا(س) پاسخ دادند: مگر نشنیدید که رسول‌خدا(ص) فرمود «مَثَلُ الإمام مَثَلُ الکَعبه إذ تُؤتی و لا تَأتی» (کفایة الاثر/ 199) امام مثل کعبه است، کعبه که سراغ مردم نمی‌آید، مردم باید به سمت کعبه بروند. البته حضرت زهرا(س) به یک سخنرانی اکتفا نکرد، بلکه چهل روز درِ خانۀ مهاجرین و انصار را زد و چهره به چهره با آنها سخن گفت تا بیدار بشوند و از حق انتخاب‌شان صیانت کنند اما آنها خودشان نخواستند.

حضرت زهرا(س)، الگوی بی‌نظیری برای «حق انتخاب» است

  • حضرت زهرا(س)، الگوی بی‌نظیری برای «حق انتخاب» است. ایشان وقتی در آخرین روزهای حیات‌شان رنج‌های دل‌شان را بیان می‌کردند، به مردم فرمودند: شما علی(ع) را نمی‌فهمید، شما ولایت را نمی‌فهمید. علی‌بن‌ابیطالب شما را به‌سوی خوبی‌ها سوق خواهد داد؛ اما نه با اجبار، بلکه به صورت بسیار نرم و ملایم. او زمینه را ایجاد می‌کند و بعد، خودتان می‌روید. (وَ اللَّهِ لَوْ تَکَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یُتَعْتَعُ رَاکِبُهُ... ؛ معانی‌الأخبار/2/331)
  • مردم با استفاده از حق انتخاب‌شان، طبیعتاً باید سراغ ولیّ خدا بروند. برای تضمین حق انتخاب و استفاده از آن هم، باز باید سراغ ولایت برویم. اگر راه‌های دیگر، مثل سیستم غربی‌ها جواب می‌داد، امروز اراذل و اوباش سیاسی کشورهای غربی بر مردم حاکم نمی‌شدند که این‌همه کشتار در جهان راه بیندازند!

حق انتخاب فقط در عرصۀ سیاست نیست؛ در تربیت خانوادگی هم باید لحاظ شود

  • حق انتخاب یک بحث صرفاً سیاسی، اجتماعی، تاریخی و اعتقادی نیست، در تربیت خانوادگی هم باید لحاظ بشود. به‌عنوان مثال، آیا باید بچه‌های‌مان را به هر قیمتی که شده، نمازخوان کنیم؟ نه، اگر کاری کنیم که بچه‌های‌مان به ارزش حق انتخاب‌شان پی ببرند، درست از حق انتخاب خودشان استفاده کنند و تحت تأثیر فشارها قرار نگیرند، خودشان نمازخوان می‌شوند. بسیاری از تعلیمات دین و زیبایی‌های اخلاق اسلامی مثل تقوا، از حق انتخاب صیانت می‌کند. ضمن اینکه هر بنده‌ای که با انتخاب خودش، به سمت خدا برود، خدا به او افتخار و مباهات می‌کند و جایزه می‌دهد.
  • در خانواده و مدرسه باید ‌کاری کنیم بچه‌ها ارزش حق انتخاب را درک کنند، به سادگی تحت تأثیر کسی قرار نگیرند، نه تحت تأثیر تشویق، نه تحت تأثیر تنبیه. اکثر بچه‌های ما اگر متوجه ارزش حق انتخاب‌شان بشوند، خوب انتخاب می‌کنند.

قدرت روحی، از لوازم حق انتخاب است تا آدم تحت تأثیر فشارها قرار نگیرد

  • اگر بچه تحت فشار روانی قرار بگیرد؛ مثلاً اگر در خانه با فشار تمسخر بزرگ شود، پس‌فردا در جامعه ممکن است تحت تأثیر تمسخرِ رفقایش، دست به هر رفتاری بزند، چون شما در خانواده، به استقلالش لطمه زده‌ای. اگر مدام بچه‌ات را بترسانی، پس‌فردا ممکن است در اثر ترس از فقر، در کارش به حرام بیافتد. اگر بچه‌ات را زیادی تشویق کنی یا زیادی لوس و اسیر محبت بار بیاوری، پس‌فردا با چهارتا تشویق که از دیگران ببیند، ممکن است دچار رفتارهای خلاف بشود.
  • امام‌محمد باقر(ع) می‌فرماید: اگر تحت تأثیر مردم شهرت که بگویند «تو آدم خوبی هستی» خوشحال بشوی، تو دیگر از دوستان ما نیستی(چون در این‌صورت مردم می‌توانند تو را با تشویق، منحرف کنند) و اگر مردم شهرت بگویند تو آدم بدی هستی و ناراحت بشوی تو از دوستان ما نیستی. (وَ اعْلَمْ بِأَنَّکَ لَا تَکُونُ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ‏ مِصْرِکَ‏ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ‏ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ‏ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ»(تحف‌العقول/ص284) اگر مردم بتوانند با چهارتا کلمه، رفتارت را تغییر بدهند، پس آدم ضعیفی هستی و از حق انتخابت نمی‌توانی درست بهره‌برداری کنی. خودت باید راه درست را تشخیص بدهی. قدرت تشخیص و قدرت روحی از لوازم حق انتخاب است، تا آدم تحت تأثیر کسی قرار نگیرد.

خوب نماز بخوان تا از حق انتخابت بهتر استفاده کنی

  • خوب نماز بخوان تا از حق انتخابت بهتر استفاده کنی. چون اگر واقعاً عبد خدا بشوی، خدا تو را آزاد می‌کند و نمی‌گذارد چیزی به تو تحمیل بشود. «لا‌اله‌الا‌الله» که ذکر محوری توحیدی ما محسوب می‌شود، یعنی هیچ‌کسی با هیچ فریبی نمی‌تواند حق انتخاب مرا بگیرد. الهه‌ها غیر از «الله» حق انتخاب‌مان را سلب می‌کنند و الا چه کسی بردگی طاغوت را انتخاب می‌کند؟!
  • دین، هم در تربیت اعتقادی، هم در تربیت روحی و اخلاقی و هم در امور اجتماعی، در دو مرحله با آدم کار می‌کند: اول اینکه ضعف‌های انسان را برطرف می‌کند و عوامل فشار را کنار می‌زند تا حق انتخاب انسان را احیاء کند. دوم اینکه در مقام انتخاب، راهنمایی‌ات می‌کند، آن‌وقت خوب انتخاب می‌کنی و بعد، پاداش هم به تو می‌دهد.

(الف2-ن2)

 

نظرات

باسلام،جناب امیرخان که خوب بلدید مثل هم مسلکی های خود فقط با کلمات خوب بازی کنید وهیچ استدلالی پشت حرفاتون نیست،شما کافیه زحمت بکشید بقیه موضاعاتی که استاد بزرگ حجةالاسلام والمسلمین حاج آقای پناهیان در مورد آنها صحبت کردند(با استدلالهاوتحلیل های قوی که هیچ عقل وقلب سالمی اونها رو نفی نمیکنه)رو گوش کنید بعد به این موضوع اینجوری گیر بدید،،شما معلومه تازه از راه رسیده قاطی میکنی،اگر واقعا دنبال هدایتید نصیحت بردرانه بنده رو گوش کنید،
با سلام . من 20 سال درس خوندم و اهل مطالعه هستم ولی از شنیدن سخنان استاد پناهیان شگفت زده میشم واقعا با شنیدن سخنرانی های ایشون فهمیدم تمام طول دوران طولانی تحصیل جز خزعبلات چیزی به ما آموزش داده نشده - شخصا با اینکه آدم ناشکر و غرغری هستم آشنایی با  استاد رو از الطاف خدا می دونم و از این بابت شکر گذارم . به شما هم جناب امیرخان توصیه میکنم به جای لجاجت و اصرار بر دید اشتباهتون و توهین به استاد ، برای درک مطالب استاد ابتدا در مورد ائمه (س) به مطالعه بپردازید تا علاقه به این  ابر انسانها در شما به وجود بیاید و در ثانی سبک زندگی تون رو مطابق اسلام کنید تا حقانیت سخنرانی های علمای دین برای شما آشکار بشه نمی تونید عاشق فرهنگ غرب باشید و درخشش نور اسلام رو ببینید ، دیو چو بیرون رود فرشته در آید
چند سؤال:
چگونه است که غربی‌ها بعد از قرن‌ها هم‌اکنون قرار است به اسلام بگروند؟ آیا واقعا اگر اندیشمندان آنها حقانیتی در اسلام و جهان‌بینی آن می‌یافتند، دهه‌ها قبل اثری در تألیف نظریات آنان به مواضع اسلامی یافت نمی‌شد؟
دقیقا چگونه قرار است این چرخش تاریخی و خلق‌الساعه به یکباره پدید آید؟
این ولایت که حضرتعالی می‌فرمایید چگونه از نظر فلسفه سیاسی غربی که نفی هرگونه تجمع قدرت در فرد است، مقبول نظر جهانیان می‌افتد؟
حقیقتا چه نسبتی میان امر بدیهی، وجدانی و مبنایی حق انتخاب و مراسم عبادی نماز وجود دارد که این طور این دو را به هم گره می‌زنید؟
چگونه قائل به این هستید که تمدن غرب با ابزار تحریک و تهییج رسانه‌ای حق انتخاب را سلب می‌کند(حال آنکه تحت الشعاع قرار می‌دهد نه اینکه سلب کند.) اما چارچوب فرامین دینی در عین اینکه راجع به عمده مسائل زندگی انسان امر و نهی می‌کند، حق انتخاب را به رسمیت می‌شناسد؟
 ولایت، که امری دسته چندم است و اساسا به لحاظ تاریخی و تأویلی متأخر از بسیاری امور دیگر است چگونه و چرا مبنای امری بنیادین و فراتاریخی چون اراده و انتخاب نوع انسان قرار می‌گیرد؟ همانطور که انسانی که در آن سوی دنیا زندگی می‌کنند، هیچ نسبتی با ولایت ندارد و بالمره به انتخاب‌گری خود واقف است.
می‌فرمایید: مظلومیت ولایت بخاطر حق انتخابی است که به مردم می‌دهد. لطف می‌فرمایید جناب حجةالاسلام! ولایت تفضل می‌فرماید که حق انتخاب می‌دهد؟ جدای از اثبات این چنین مدعای شاذ و عجیبی، جمله فوق واجد تناقض درونی است. اگر مظلومیتی بر ولایت بار می‌شود، در این صورت چون حق انتخاب امری غایی و پایان ناپذیر است، ایجاب می‌کند تا مظلومیت ولایت نیز امری پیوسته، غایی و قدیم به قدمت زیست بشر باشد و این ضعف است! ضمنا که اگر این کمترین حد به رسمیت شناختن اختیار انسان، واجد ظلم باشد اساسا حد اعتدال کجاست؟ باری اختیار را از انسان سلب کنید و دو گوش او را بکشید و پالانی بر گرده او بیفکنید!
بس کنید شیخ
بس کنید...
شما که بر توهم خود مصرید، اما بدانید دوران شما نیز بگذرد.
کما اینکه این روزگار نیز بگذرد... .

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...