۹۸/۰۱/۲۶ چاپ ایمیل و پی دی اف
ارزش حق انتخاب –جلسه چهارم

مقررات و اجبارهای بیرونی، قدرت انتخاب آدم را کاهش می‌دهند / کسی که اکثراً مجبور بوده، وقتی قدرت پیدا کند سوءاستفاه خواهد کرد / تقوا یعنی یاد بگیریم از قدرت و حق ‌انتخابمان سوءاستفاده نکنیم / وقتی به ما «حق انتخاب» داده‌اند، باید «قدرت تشخیص» هم پیدا کنیم

شناسنامه:

  • مکان: تهران، مسجد سیدالشهدا(ع)
  • زمان: فاطمیه 97
  • صوت: اینجا
  • موضوع: ارزش حق انتخاب

وقتی به یک کسی قدرت و حق انتخاب بدهیم و او احساس کرامت، آدمیت و شرافت پیدا کند، سوءاستفاده نکردن از قدرت را تمرین می‌کند. اما وقتی همیشه مجبورش کنیم، یک‌جایی که فرصتی پیدا کند، از زیر کار در می‌رود، خلاف می‌کند و کِیف می‌کند که همه را سرِ کار گذاشته است!

قدرت، بعضی‌ها را فاسد می‌کند اما بعضی‌ها را اخلاقی‌تر و معنوی‌تر بار می‌آورد

  • آیا قدرت فساد می‌آورد؟ قدرت، بعضی‌ها را فاسد می‌کند اما بعضی‌ها را اخلاقی‌تر، معنوی‌تر و مهربان‌تر بار می‌آورد. اوج زیبایی‌ها آنجاست که انسان قدرت دارد ولی می‌بخشد، یا قدرت دارد که خیانت کند، ولی خیانت نمی‌کند. یک انسان ضعیفِ نابلد و کم‌عرضه اگر دزدی نکند، برایش فضیلتی نیست، کمااینکه اگر برّه‌ها گاز نمی‌گیرند، فضیلتی ندارند! اینکه یک فردی قدرت داشته باشد اما خراب نشود، ارزش دارد.
  • خداوند به عرفا قدرت‌های مختلفی می‌دهد؛ مثلاً اینکه پشت پرده را می‌بینند، مس را طلا می‌کنند و... اما یک عارف با داشتنِ این قدرت‌ها خراب نمی‌شود بلکه بهتر می‌شود. خدا می‌فرماید: ببینید که او از قدرتش سوءاستفاده نکرد! نباید قدرت به صورت مطلق نفی بشود.

تمدن غرب می‌خواهد آدم‌ها را با «شدتِ کنترل» سالم نگه دارد و این ارزش ندارد

  • تمدن غرب که با آن درگیر هستیم، یک تمدن غیرانسانی است، نه به‌خاطر اینکه غیراسلامی است، بلکه مدل زندگی در این تمدن به‌گونه‌ای است که می‌خواهد همۀ آدم‌ها را با «شدت کنترل» سالم نگه دارد و ما می‌گوییم که این ارزش ندارد. اگر کسی را اکثراً مجبور کنی، وقتی قدرت پیدا کند، از قدرتش سوءاستفاده خواهد کرد.
  • اگر یک طناب به‌دست شما ببندند و شما را دنبال یک ماشین بکشند چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر بتوانی با همان سرعتِ ماشین، دنبالش بدوی، هیچ اتفاقی برایت نمی‌افتد، اما اگر منفعل باشی، در همان حرکت اول، تو را به زمین می‌کوبد و بعد هم تو را دنبال خودش می‌کشد و نابود می‌کند. امتحان‌های مدرسه و دانشگاه، کارت‌ساعت‌زنی اداره و کارخانه و هرنوع «اجبارهای بیرونی» مثل همان طناب است که به دست آدم‌ها می‌بندند. کسی که نسبت به آئین‌نامه‌ها و مقررات، منفعل باشد، مثل کسی است که او را با طناب به ماشین بسته‌اند و می‌کشند.

مقررات و اجبارهای بیرونی، قدرت انتخاب آدم را کاهش می‌دهند / جامعه باید کم‌مقررات باشد

  • آئین‌نامه‌ها و مقررات و اجبارهای بیرونی، قدرت انتخاب آدم را کاهش می‌دهد. البته نمی‌گوییم که خلاف مقررات عمل کنید! می‌گوییم: به‌خاطر حفظ شخصیت خودت و برای اینکه به تو بی‌احترامی نشود، -مثلاً اگر محصّل هستی- خودت دَرست را کامل بخوان؛ نه به زورِ نمره! یا-اگر در کارخانه و اداره کار می‌کنی- یک‌مقدار زودتر به سرِ کار برو و بیشتر بمان و کار کن، بگو: من نمی‌خواهم غیرانسانی با من برخورد شود؛ من نمی‌خواهم تا یک‌کاری کردم پاداش بدهند و تا یک‌مقدار کم‌کاری کردم، مجازاتم کنند.
  • جامعۀ خراب‌کنندۀ انسان‌ها و جامعه‌ای که تحت تأثیر تمدن غرب است، جامعۀ پُرمقررات است و این حُسن نیست؛ جامعه باید کم‌مقررات باشد. البته اخیراً در برخی از کشورهای غربی، نظام آموزش و پرورش را طوری تغییر داده‌اند که مبتنی بر «نمره» نیست، حتی مرکز هم به معلم‌ها نمی‌گوید «این کتاب را درس بده یا آن کتاب را درس بده!» خودشان تصمیم می‌گیرند سر کلاس چه چیزی بخوانند. بچه‌هایی که در این سیستم درس خوانده‌اند، باسوادتر و کارآمدتر از دیپلمه‌های سایر کشورهای جهان هستند.

ارزش بسیجی به این است که برای نمره و مزد، کار نمی‌کند/ قدرت اراده و انتخاب، استعدادهای آدم را شکوفا می‌کند

  • چرا امام این‌قدر به بسیج عشق می‌ورزید؟ چون بسیجی برای نمره و مزد کار نمی‌کند. فرهنگ بسیجی یعنی بچه‌ها غیر از کتاب‌هایی که برای مدرسه می‌خوانند کتاب‌هایی را هم برای خودشان بخوانند؛ کتاب‌هایی که هیچ امتحانی از آن نمی‌گیرند. برداشت ما از بسیجی‌بودن، کار داوطلبانۀ بدون نظارت اداری، بدون پاداش و جزای بوروکراتیک و بدون مقررات سنگین است. این‌طور فعالیت‌ها چندین و چند برابر در جریان تحصیل و رشد علمی به آدم می‌دهد و در جریان کار و خدمت به جامعه، کارآیی دارد.
  • مستقل باش، تصمیم بگیر و قدرت و حق انتخاب خودت را لمس کن. قدرت تصمیم‌گیری، قدرت اراده و قدرت انتخاب است که انسان‌ها را برجسته می‌کند و استعدادهای آنها را شکوفا می‌کند. این حرف‌ها بیشتر به‌درد خانم‌ها می‌خورد تا آقایان! خانم‌ها باید این چیزها را یاد بگیرند تا بدانند چطور بچه‌ها را تربیت کنند.

چطوری موبایل بچه‌ام را چک کنم که ناراحت نشود؟! / تقوا یعنی یاد بگیریم از قدرت و حق ‌انتخابمان سوءاستفاده نکنیم

  • یکی از مادرها پرسید: من چطوری موبایل بچه‌ام را چک کنم که ناراحت نشود؟ گفتم: نباید موبایل بچه‌ات را چک کنی! باید به او یاد داده باشی (بچۀ شما باید بلد باشد) که از حق انتخابش درست استفاده کند. تقوا یعنی اینکه یاد بگیریم از قدرت‌مان و از حق انتخاب‌مان سوءاستفاده نکنیم. تقوا یعنی رعایتِ یک ناظر پنهان؛ ناظری که یقۀ آدم را نمی‌گیرد و فوری پاداش و جزا نمی‌دهد بلکه به تو قدرت و حق انتخاب داده است.
  • وقتی این قدرت و حق انتخاب را به کسی بدهیم و او احساس کرامت، احساس آدمیت و احساس شرافت پیدا کند، سوءاستفاده نکردن از قدرت را تمرین می‌کند. اما وقتی همیشه مجبورش کنیم، یک‌جایی که فرصت پیدا کند، از زیر کار در می‌رود، خلاف می‌کند و کِیف می‌کند که همه را سرِ کار گذاشته است!

چرا فرموده‌اند: از گناه دیگران تغافل کنید؟/ خداوند «عبد» می‌خواهد؛ نه موجودات مجبور!

  • با این دیدگاه، می‌توانیم در مدرسه‌ها و اداره‌ها و کارخانه‌ها، یک تغییر اساسی ایجاد کنیم! مثلاً رئیس اداره یا رئیس کارخانه بگوید: من خجالت می‌کشم اینها کارت بزنند، اینها آدم هستند! رئیس مدرسه بگوید: من خجالت می‌کشم که حضور و غیاب کنم؛ اینها آدم هستند!
  • وقتی فقط یک‌ذره قدرت انتخاب به افراد بدهید، خیلی‌ها با این‌مقدار قدرت، فاسد می‌شوند. اما وقتی قدرت کامل بدهید؛ اگر کسی از این قدرتش سوءاستفاده نکرد، می‌شود «باتقوا». چرا دین-خیلی از اوقات- می‌گوید نسبت به گناه دیگران تغافل کنید؟ چرا فرموده‌اند: «الْغِیبَةُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا» (خصال/1/63) وقتی آبروی افراد را بردید، مردم از ترس آبروریزی، گناه نمی‌کنند ولی این به‌درد خدا نمی‌خورد! خداوند عبد می‌خواهد؛ نه موجودات مجبور!

وقتی به ما حق انتخاب داده‌اند، باید قدرت تشخیص هم پیدا کنیم

  • بعد از حق انتخاب، قدرت تشخیص خیلی مهم است. دین خیلی از اوقات، شما را در جزئیات راهنمایی نمی‌کند. دین انتظار دارد خودت تکلیفت را تشخیص بدهی. وقتی به تو حق انتخاب داده‌اند، قدرت تشخیص را هم باید بروی پیدا کنی. کجای قرآن این را نوشته است؟ جاهایی که از بصیرت، فرقان و تدبر سخن گفته است. بنابراین، غیر از اطلاعات دینی شما به قدرت تشخیص هم نیاز دارید.
  • قرآن می‌فرماید: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة» (جمعه/2) ای پیغمبر! به اینها کتاب و حکمت یاد بده، کتاب یعنی اطلاعات دینی، حکمت، یعنی تشخیص در مقام عمل. روز قیامت خدا به تو نشان می‌دهد، چه ایرادهایی داشتی که قدرت تشخیص را پیدا نکردی.

عالی‌ترین قدرت تشخیص، بعد از ظهور به آدم‌ها داده می‌شود

  • أمیرالمؤمنین(ع) دربارۀ مالک اشتر فرمود: اگر مالک اشتر در برخورد با موضوعی، به من دسترسی نداشته باشد و با فکر خودش آن موضوع را تحلیل کند، به هر نتیجه‌ای برسد، برای من قابل قبول خواهد بود. (فإنِّی إنْ لَمْ أُوصِکَ اکتَفیتُ بِرَأیِکَ؛ امالی مفید/79) لذا بعد از شهادت مالک، حضرت می‌فرمود: «أینَ مثلُ مالک» کجاست مثل مالک اشتر؟
  • عالی‌ترین قدرت تشخیص، بعد از ظهور به آدم‌ها داده می‌شود. امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: وقتی امام‌زمان(ع) می‌آید دستش را روی سر مؤمنین می‌کشد و عقل‌شان را افزایش می‌دهد. (إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ‏ بِهَا عُقُولَهُمْ‏ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ؛ کافی/1/25 )

عاقل کسی است که بین دو کار بد، تشخیص بدهد «کدام بدتر است؟» 

  • أمیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ الْبَهِیمَة» (کافی/8/24) کسی که قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد، مثل حیوان است. حضرت در جای دیگری می‌فرماید: «لَیْسَ الْعَاقِلُ مَنْ یَعْرِفُ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ، وَ لَکِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ یَعْرِفُ خَیْرَ الشَّرَّیْن» (میزان‌الحکمه/ح ١٣٦٠٢) عاقل کسی نیست که خوب را از بد تشخیص بدهد، عاقل کسی است که بفهمد بین دو کار بد، کدام بدتر است و بین دو کار خوب، کدام بهتر است.
  • برخی از مشکلات سیاسی این‌طور پیش می‌آید که یک‌کسی یک ایرادی را علیه نظام می‌گیرد و ایرادش هم درست است اما ایراد مهم‌تر این است که او با این کارش، موجب تضعیف روحیه و ناامیدشدن مردم می‌شود؛ این گناه بزرگ‌تر از فسادی است که برخی دیگر، انجام می‌دهند.
  • دعوای حضرت امام(ره) با آقای منتظری سرِ چه بود؟ آقای منتظری بعضی اشکالات مملکت را یک‌جوری می‌گفت که مردم را مأیوس می‌کرد به‌حدی که امام فرمود: من به‌خاطر حرف‌های او، آرزوی مرگ می‌کنم. بله؛ گناه بد است اما بدتر از گناه، مأیوس‌شدن از رحمت خداست. گناهِ مأیوس‌کردن یک جامعه از آیندۀ خوب، بزرگ‌تر از این فسادها و ظلم‌هایی است که انجام می‌شود.

کسی که قدرت تشخیص دارد، حرف‌ها را می‌شنود و حرف بهتر را انتخاب می‌کند

  • قرآن می‌فرماید: «الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ» (زمر/18) کسانی که قدرت تشخیص دارند، حرف‌ها را می‌شوند و بهترش را انتخاب می‌کنند، اینها اولوالالباب (صاحبان خرد) هستند؛ اینها را خدا هدایت کرده است.
  • خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: «وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُم‏...» (انعام/35) ای پیغمبر! می‌دانم که اعراض‌کردن مردم برایت سخت است و دوست داری از دل آسمان‌ها یا عمق زمین یک آیه و نشانه‌ای برای مردم بیاوری که حق را برای همه آشکار کنی تا ایمان بیاورند. اگر خدا می‌خواست این کار را می‌کرد، پس تو از جاهلین نباش! (فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلین‏) حق را که نباید واضحِ واضح کنی، مردم باید قدرت تشخیص خودشان را افزایش بدهند و خودشان حق را تشخیص بدهند.
  • حضرت موسی‌(ع) عرضه داشت: خدایا در فتنۀ «سامری» که مردم منحرف شدند، یک سؤال برای من باقی مانده است؛ گوساله را سامری درست کرد، اما صدای گوساله کار او نبود، ماجرای صدای گوساله چه بود؟ این خیلی مردم را به اشتباه انداخت. خداوند فرمود: صدای گوساله، فتنۀ خودم بود؛ این را به کسی نگو! (...أَنَّ تِلْکَ فِتْنَتِی، فَلَا تُفْصِحَنَّ عَنْهَا؛ محاسن/ج‏1/ص284) البته آن مردمی که گمراه شدند باید قدرت تشخیص می‌داشتند، گناه آنها به گردن خودشان است.

آیا ما برای رسیدن به قدرت تشخیص، تنها هستیم؟

  • آیا ما برای رسیدن به این قدرت تشخیص، تنها هستیم؟ آیا فقط خودمان باید سعی کنیم قدرت تشخیص‌مان را افزایش بدهیم؟ نه؛ ما امام‌های مهربانی داریم که برای قدرت تشخیص مردم هزینۀ بسیار زیادی داده‌اند. أباعبدالله‌الحسین(ع) در کربلا هرچه سعی کرد، دید که آن مردم تشخیص نمی‌دهند. لذا به سمت خیمه رفت و فرمود: زینبم! علی اصغرم را به من بده! طفل شش‌ماهه را آورد و بالای دستش گرفت و فرمود: «أما تَرونَه کَیف یَتلَظّی عَطَشا» به این بچه نگاه کنید که از شدّت عطش، چگونه دست و پا می‌زند...
  • چرا مادرتان فاطمه پشت در فریاد زد؟ نگویید به‌خاطر درد پهلو بود! مادر ما قدرتش را داشت که درد را پنهان کند و فریاد نزند. ای مردم مدینه، شما حق و باطل را تشخیص ندادید، ولی آیا این را هم تشخیص ندادید که درِ خانۀ دختر پیغمبرتان را آتش زدند...

(الف3-ن2)

 

 

نظرات

سلام با این حساب به نظر من دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود و آن هایی که درست کار میکنند همه اش در این استرس هستند که فساد مفسد را باید لو داد یا نه ولی به طور مثال اگر در هر اتاق دوربین مدار بسته باشد دیگر کسی جرات نمیکند به کسی ظلم کند و آیا در حکومت امام علی (ع) مقرراتی برای حفاظت از بیت المال وجود نداشت؟؟این سخنان خیلی مبهم است و جای بسی سوال دارد؟؟!

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...