۹۸/۰۸/۳۰ چاپ ایمیل و پی دی اف

کلیپ تصویری | وقتی آدم‌ها خود را پنهان می‌کنند ...

 

متن:

کافر یعنی چی؟ کافر یعنی کسی که خودش را انکار می‌‌کند، می‌‌پوشاند، فهمیده حق است، می‌‌گوید نه، نه! آقا چرا می‌‌گویی نه؟ لجبازی چرا می‌‌کنی با خودت؟ با خودت چرا در افتادی؟! به خودت چرا دروغ می‌‌گویی؟! به خودت چرا رحم نمی‌کنی؟ کافر یعنی همین. چی را داری می‌‌پوشانی؟ چی را داری قایم می‌‌کنی؟ چرا پنهان می‌‌کنی؟
  روانکاوها شغل بسیار جذّابی دارند ولی خب خیلی سخت است. یکی از کارهایی که می‌‌کنند می‌‌دانی چیست برای اینکه مشکلات روحی آدم‌ها را بگذارند کنار درست‌شان کنند؟ مثلاً طرف می‌‌گوید من فلان ناراحتی را دارم، من افسردگی دارم، من چی الی آخر، حالا هر کسی یک گرفتاری‌ای دارد. روانکاو حرف او را گوش نمی‌دهد، یعنی گوش می‌‌دهد ها! می‌‌گوید من باید ببینم گیرش چیست. می‌‌گوید خب از زندگی‌ات شروع کن شروع می‌‌کند از قدیم بررسی کردن. حتی مثلاً بعضی وقت‌ها این کار را می‌‌کند روانکاو، بهش می‌‌گوید تو از یک همچین چیزی عصبانی می‌‌شوی. می‌‌گوید نه من عصبانی نمی‌شوم. حالا روانکاو بدبختی‌اش شروع می‌‌شود. می‌‌گوید من الآن چه‌جوری ثابت کنم که بابا تو از یک همچین چیزی عصبانی می‌‌شوی. اتفاقاً همین لبخندی که می‌‌زنی دلیل بر این است که داری عصبانی می‌‌شوی. یک گرفتاری‌ای دارد این روانکاو یک‌جورهایی باهاش این حرف بزند تا بگوید آره ها! آره خب بله من عصبانی می‌‌شوم! اینقدر عصبانی می‌‌شوی که ممکن است بزند زیر گریه! می‌‌گوید خب حالا دیدی؟ خلاص شدی؟ بعد فکر نمی کنی این هم گرفتاری تو است؟ این هم یک ناراحتی است که پنهان کردی؟ چرا پنهان می‌‌کنی خودت را؟!
  از نظر روانشناسی مریض معمولاً کسی است که یک چیزی را توی وجود خودش دارد انکار می‌‌کند. معمولاً بهش می‌‌گویند عقده. می‌‌گویند عقدۀ روانی. قرآن هم همین را می‌‌گوید. می‌‌گوید کافرها «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ»؛ اینها یک مرضی دارند. کافر چه مرضی دارد؟ یک چیزی را پنهان کرده، یک حقیقتی را پنهان کرده.
«پنهان کردن حق نشانۀ کفر است.»
  وقتی آدم یک حقیقتی را توی خودش پنهان می‌‌کند اسمش می‌‌شود کافر. کافر یعنی دارد می‌‌دانی یک چیزی را به صورت عقده‌ای توی خودش پنهان کرده می‌‌شود مریض. علامت مرضش چیست؟ حسادت می‌‌کند.
  سورۀ کافرون را در قرآن ببینید. «قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ»؛ بابا! «لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ»؛ بابا تو برو به سمت خودت ما برویم به سمت خودمان. ول کن برو دیگر! عجیب است ها! او ول نمی‌کند! تو چرا ول نمی‌کنی؟!
  خدا یک جای دیگر قرآن می‌‌گوید می‌‌دانی او چرا تو را ول نمی‌کند؟ حسودی‌اش می‌‌آید. خب چرا حسودی‌ات می‌‌آید؟ بابا مگر ما بدبخت نیستیم؟ مگر تو ما را مسخره نمی کنی؟ خب بگذار برویم دنبال کار خودمان! اصلاً کتاب قرآن کریم اینقدر کتاب روانشناسی‌ عجیبی است غوغاست. می‌‌فرماید چی؟ می‌‌فرماید این کافرها حسودی‌شان می‌‌آید شما دیندار هستید. دوست دارند شما هم کافر بشوی. بابا شما انتخاب کردی خب ما هم انتخاب کردیم، بیا برو راست کارَت دیگر. نه او می‌‌داند تو خوشبخت هستی. او می‌‌داند دارد یک حقیقتی را در خودش انکار می‌‌کند. او می‌‌داند تو دارد بهت خوش می‌‌گذرد. می‌‌خواهد زندگی‌ تو را هم جهنم کند مثل خودش.
  شما نشده تا حالا عزاداران اباعبدالله الحسین برخورد کنید با بعضی‌ها که حسودی‌شان می‌‌آید به شما که می‌‌روید هیئت؟ شده یا نشده؟ بگویید  با صدای بلند. اصلاً شما را می‌‌بیند یک دفعه‌ای نق می‌‌زند. هزار تا دانسینگ و کوفت و زهرمار بروی هیچ کاری باهات ندارد ها! تا می‌‌روی جلسۀ امام حسین، "امام حسین گریه‌کن نمی‌خواهد، برو عمل کن." اِ! حالا من اگر عرق‌خوری رفته بودم چی؟ نه برو حال کن. خب بگو اینجا هم بروم حال کنم دیگر. اینجا که می‌‌رسد دَنگش می‌‌گیرد یک‌جوری حسادت خودش را مرض خودش را. ما به اندازۀ یک جنگ کشته می‌‌دهیم ایام سیزده روز تعطیلی نوروز، به اندازۀ یک جنگ! به اندازۀ یک عملیات کشته می‌‌دهیم. هیچی‌کی جیکَش در نمی‌آید. توی این راه کربلا یکی بندۀ خدا مرحوم شده، شونصد بار این را می‌‌آورند "کشتار می‌‌شود آنجا یا رفتید زیارت؟! می‌‌روند هموطنان ما را می‌‌کشند!" بابا مریض هستی تو حالت خوب نیست.

حالا آنجا هم بالاخره مرگ است هر کجایی می‌‌آید دیگر. آنجا که می‌‌رسد مسخره می‌‌کند، آنجا. خب این مریض است دیگر. بعد می‌‌دانی چرا مریض شده؟ مرض روانی چیست؟ مال کجاست؟ آدم یک چیزی دارد انکارش می‌‌کند. بابا! لاالهَ الّا الله، می‌‌خواهم حرف عجیب بزنم. یک کسی این را بنشاند بگوید بیچاره تو عاشق حسین هستی اینقدر خودت را انکار نکن. بدبخت بیا برویم. تو هم بیاوریم. تو هم گرفتار حسین هستی. حالت خوب نیست. انکار نکن عزیزم؛ آرام باش. باشد نمی‌خواهم بهت تلقین کنم؛ آرام باش. شاید یک دفعه‌ای تو هم فهمیدی عاشق حسین هستی. وقتی آدم یک حقیقتی را توی خودش پنهان می‌‌کند اسمش می‌‌شود کافر.

*سلسله مباحث: وقتی آدم‌ها خود را پنهان می‌کنند.*

نظرات

ارسال نظر

لطفا قبل از ارسال نظر اینجا را مطالعه کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
دسترسی سریع سخنرانی ها تنها مسیر استاد پناهیان ادبستان استاد پناهیان درسنامۀ تاریخ تحلیلی اسلام کلیپ تصویری استاد پناهیان کلیپ صوتی استاد پناهیان پرونده های ویژه حمایت مالی بیان معنوی پناهیان عکس شبکه اجتماعی استاد پناهیان کانال آپارات استاد پناهیان

آخرین مطالب

آخرین نظرات

بیان ها راهکار راهبرد آینده نگری سخنرانی گفتگو خاطرات روضه ها مثال ها مناجات عبارات کوتاه اشعار استاد پناهیان قطعه ها یادداشت کتابخانه تالیفات مقالات سیر مطالعاتی معرفی کتاب مستندات محصولات اینفوگرافیک عکس کلیپ تصویری کلیپ صوتی موضوعی فهرست ها صوتی نوبت شما پرسش و پاسخ بیایید از تجربه... نظرات شما سخنان تاثیرگذار همکاری با ما جهت اطلاع تقویم برنامه ها اخبار مورد اشاره اخبار ما سوالات متداول اخبار پیامکی درباره ما درباره استاد ولایت و مهدویت تعلیم و تربیت اخلاق و معنویت هنر و رسانه فرهنگی سیاسی تحلیل تاریخ خانواده چندرسانه ای تصویری نقشه سایت بیان معنوی بپرسید... پاسخ دهید...